جمعه 31 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 12:37 PM
قسم به چفیه رهبری ، قسم به جقه همایونی !
در گذشته برخی از داش مشدی ها هر گاه می خواستند دروغی به هم ببافند و گنده گویی کنند برای دروغ خود اینگونه گواهی می گرفتند که :
" به این جقه همایونی قسم …"
این روزها همان آدم ها هر چند در شکل و شمایلی جدید اینگونه قسم میخورند " به چفیه رهبری قسم … " .
صبح زود دقایقی تلویزیون را روشن کردم و باری دیگر از فرمایشات یکی ازعلما شگفت زده شدم تا جاییکه علیرغم عجله ای که برای خروج از منزل داشتم نت برداری کردم که اشاره ای هر چند گذرا به آن داشته باشم ، شما را نمی دانم اما من شخصاً گاهی متحیرمی مانم که کدام واژه زیبنده برخی از فرمایشات این دسته از بزرگان است ، زیرکی ، وقت شناسی ، حزب باد ، چاپلوسی
و یا . . .
ماجرای سخنرانی حجت الاسلام صدیقی در مراسم فاطمیه در بیت رهبری بود و سخنان بسیار گوهربار وی در وصف ولی امر مسلمین جهان و لزوم اطاعت از این مقام و الباقی قصه ها ، چکیده کمالات این بزرگوار از این قرار بود که :
عزیزان من … نماز و روزه که اصل دین نیست … دین ولایت است … دین ولی عصر است … اگر او نیست ما شما را داریم ( با اشاره به آیت الله خامنه ای ) … اگر امام زمان غایب است که ما را رها نکرده است … مردم عبای شما را دارند ؟! ( با اشاره به آیت الله خامنه ای ) و الباقی این داستان کهنه و نخ نما که درهمین مسیر و راستا ادامه داشت تا به آخر.
خاطره ای در ذهنم تداعی شد مربوط به سالها قبل ( آنانکه سن و سالشان اجازه میدهد نیز بی شک بیاد می آورند ) روزی را که یکی از همین آقایان حجت الاسلام ها ( درمراسمی مشابه ) درحسینیه جماران مشغول صحبت بود و بعد از یک زمینه سازی بلند بالا رو به آیت الله خمینی کرد و اینگونه تغییر مسیر داد که :
ای روح الله …
ای روح خدا …
ای مظهر …
که آیت الله خمینی با تغیر فرمودند :
بس است دیگر ، زیاده روی نکنید …
و مادر مرده زبان در کام کشید و خاموش شد ، تو گویی لال شد .
حال سوال اینجاست آیا کسیکه بر تخت نشسته است بیشتر مقصر است یا آنکه پایین تخت است ، منصفانه بگویم قضاوت بسیار مشکلی است ، شاید هر دو به یک اندازه اما به اعتقاد من آنکه باد می کند بیشتر تقصیر کار است تا آنکه باد میشود ، باز هم بیتی از فردوسی را که بارها و بارها دست مایه نگارشم کردم برایتان می نویسم ، بواقع برخی از ابیات دنیایی از معانی را در خود نهفته اند .
بنشینند و نقش دیو کنند
خود بترسند و بس غریو کنند
و اما باز هم در همین راستا ، در خبر ها آمد . . .
در بازدیدی که آیت الله خامنه ای از غرفه های مختلف نمایشگاه بین المللی کتاب داشتند کتابی با نام " همت مضاعف ، کار مضاعف " به ایشان معرفی و اهدا گردید و ایشان رو به ناشر مطلبی با این مضمون فرمودند که :
"حتماً تلاش زیادی کردید که در این زمان کوتاه این کتاب نوشته و چاپ شود؟! "
و در ادامه به عنوان پاداش چفیه خود را به نشانه تبرک و شاید قدردانی به نویسنده و ناشر اهدا نمودند و این درحالیست که بسیاری از کتابهای بهترین نویسندگان ایرانی داخل و خارج از کشور حتی آنانکه سالهاست در قید حیات نیستند در لیست سیاه نمایشگاه قرار داشتند .
وحشت آقایان ازنوشته های بهترین نویسندگان ایرانی (حتی کتابهایی که در گذشته بکرات چاپ و پخش شده اند) به اعتقاد من بسیار پر معنی و قابل بحث و بررسی است که ارزش آن را دارد در پست هایی مجزا به آن پرداخته شود اما در اینجا به همین مختصر اکتفا می کنم چون به آنچه می خواستم اشاره کردم ، مابقی با شماست …
مهرداد امیررحیمی
تهران - اردیبهشت ماه ٨٩
..................................................................................................
لینک مطالب مرتبط :
سابقه دیرینه ما ایرانی ها در ساخت و پرورش دیکتاتور
نمیدانم ایران تغییر کرده یا ایرانی ، یا شاید هر دو اما...؟!
هواداران با سابقه حزب باد...!؟
نامه سرگشاده خطاب به آقای محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری محترم
خط مشی رجال سیاسی ایران امروز برای رسیدن به شهرت جهانی
هموطن ایرانی ، استبداد مذهبی از درون تو آبیاری می شود
در بکار بردن واژه " روحانی " تردید کنید
ولایت فقیه هیچگاه مشروعیت نداشته و ندارد ، اما امروز دیگر
.....................................................................................
متنی با تیتر " وحشت اروپا از ترویج خشونت است نه از گرایش به اسلام " در جواب فرمایشات آیت الله مقتدایی ریاست محترم حوزه های علمیه سراسر کشور در وبلاگ دیگری به آدرس www.mehrdadamirrahimi.blogspot.com ارائه کردم که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید .
دوشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 3:35 PM
"حمایت از تروریست قدیمی ترین جرم برخی از سران حکومت "
در مقالات گذشته عنوان کردم در پاسخ درخواست مجوز تاسیس یک روزنامه صدای قهقهه ای شنیدم که لابلای آن ندا آمد " اگر مدارک را دقیق و کامل به مسئول مربوطه تحویل دهید پنج سال بعد به شما خواهیم گفت که مجوز نمی دهیم " بعد هم با یکی از آن نگاه های عاقل اندر سفیه و درحالیکه صدای خود را پایین آورده بود اضافه کرد " گیریم مجوزی هم داده شد قبل از آنکه جوهر آن خشک شود در آنجا را گل خواهند گرفت " ...
حال فی الواقع نمی دانم آیا در فضای " مجازی " ، " مجازی " که بدون قرار گرفتن در صف انتظار برای شنیدن پاسخ منفی در قبال درخواست مجوز آنهم پس از گذشت حداقل پنج سال روزنامه ای تاسیس کنی یا خیر ، در هر حال این وبلاگ یکی از کوچکترین شعبات روزنامه کیهان ملی است ، در فضای مجازی یا غیر مجازی ، اصلاً در این اوضاع و احوال مجازی چه اهمیتی دارد که روزنامه کیهان مجازی یا غیر مجاز، یا اینگونه بگویم
" نویسنده عزیز در روزنامه کیهان حکومتی آیا مجازی هرچه می گویند و می خواهند برایشان بنویسی ... ؟! "
اگر شما مجازی ما هم مجازیم حال شما در فضای غیرمجازی و ما در فضای مجازی پس بقول قدیمی ها بگرد تا بگردیم ...
در کیهان یکشنبه ٢٦⁄٠٢⁄٨٩ با تیتر درشت و بعنوان سرمقاله آمده بود " حمایت از تروریست ها قدیمی ترین جرم برخی از سران فتنه " به همین خاطر تیتر سرمقاله اینبار "حمایت از تروریست ها قدیمی ترین جرم برخی از سران رژیم " انتخاب گردید ، لازم بذکر است این انتخاب هیچ ارتباطی با مضمون مقاله کیهان حکومتی که بطور خاص به آقایان میرحسین موسوی ، کروبی و خاتمی اشاره میکند ندارد ، نگارنده در پی رفع اتهام یا دفاع از این آقایان نمی باشد که ایشان هر یک سیاست پیشه ای کهنه کارند و به اینگونه امور اشراف کامل دارند و اگر صلاح بدانند به طرز مقتضی از خود و جبهه خود دفاع خواهند کرد بلکه تنها در پی به چالش کشیدن مقالات و نقد ها و تیترهای خبری روزنامه ای است که با نهایت تاسف هر چه می خواهد می نویسد و سردمداران حکومت بدلایلی که بر همگان روشن است با قاطعیت از آن حمایت می کنند .
و اما ...
سالیان سال است که در اخبار شبکه های خارجی و مطبوعات خارج از کشورشنیدیم و خواندیم که بسیاری از سردمداران حکومت جمهوری اسلامی دردادگاه های برخی از کشورهای خارجی پرونده ای مفتوح دارند مبنی بر حمایت از تروریست بین الملل و برنامه ریزی عملیات تروریستی در داخل و خارج از کشور تا جاییکه مدتهاست افراد را به صرف داشتن قیافه ای مشابه مامورین حکومتی ایران بخصوص داشتن ریش یا ته ریش ! در فرودگاه های بین المللی و مرزهای زمینی و دریایی منتظر نگه میدارند و تنها بعد از بازدید طولانی مدت بدنی و سوال و جواب های آنچنانی اجازه عبور و ورود میدهند ، در این پرونده های مفتوح بعضاً به مواردی بر می خوریم که دادستانی و یا سازمان امنیت آن کشور با ارائه عدله قانونی شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی مستقیم یا غیر مستقیم متصل به حکومت ایران را مجرم معرفی نموده و دادگاه مربوطه غیاباً حکمی صادر نموده و پلیس بین الملل نیز برای آنها حسابی مخصوص باز کرده است ! از دیرباز در فرهنگ ایرانی در قالب ضرب المثل آمده است که می گویند :
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها . . .
و ضرب المثل دیگری که :
چیزی که عوض دارد گله ندارد . . .
ضمناً ، متنی که با تیتر بالا در کیهان حکومتی آمده است از زبان دادستان عمومی و انقلاب تهران آقای عباس جعفری دولت آبادی عنوان گردیده و حاوی نکات بسیار ظریف دیگری نیز می باشد از جمله آنکه اخطاریست عمومی و کلی به تمامی مخالفین حکومت ، توجه شما را به گزیده هایی از این متن که عین آن در سایت کیهان در دسترس همگان است جلب می کنم ( تاکید کردم که فردا نگویند بریده برداری شده و متن تحریف شده است لذا آنانکه مایلند می توانند کل متن را مطالعه کنند )
ایشان می فرمایند :
این فرد ( احتمالاً منظور جناب دادستان آقای موسوی است ) مدتی پیش هم با اعضای نهضت آزادی که امام آن قدر از آن ها بد گفتند، ملاقات کرد و این اظهارنظر در ادامه همان جریان است.
وی همچنین تصریح کرد: بسیاری از مواضعی که وی و کاندیدای شکست خورده دیگر انتخابات اخیر گرفته اند، جرم است؛ اما چون نظام اسلامی برای تعقیب آن ها براساس مصالحی عمل می کند، آن را موکول به زمان مناسب کرده ایم.
این مقام مسئول در قوه قضائیه با بیان اینکه این موضوع به معنای آن نیست که اگر سکوت می کنیم این گونه مواضع جرم تلقی نمی شود، گفت: تعقیب آن ها به عنوان سران فتنه تابع مصالح نظام اسلامی است و مطمئناً در آن چارچوب عمل می شود.اما بیانیه اخیر در حمایت از محکومین ضدانقلاب معدوم بیانیه ای است، جدا از بیانیه های انتخاباتی گذشته و خلاف اصول است، لذا روزی که وقت محاکمه آن ها برسد به همه این موارد توجه خواهد شد.
....................................................................................................
همواره عرض کردم و دیگران هم بکرات گفته اند ، اصولی و منصفانه نیست که یک طرفه به قاضی برویم ، هر چند میدانم مسئولین مطبوعاتی کشور پیشاپیش با دید منفی به این حرکت نگاه خواهند کرد و پای در این میدان نخواهند گذاشت اما از آنجا که فضای مجازی تنها کانال کم و بیش قابل استفاده درعرصه نگارش و نقد و بررسی می باشد ازعزیزان مطبوعاتی بلاخص نویسندگان عزیز در روزنامه کیهان دعوت می کنم در صورت تمایل در این وبلاگ قلم بزنند و مطمئن باشند که نظراتشان عیناً درج خواهد شد ، اگر مدیر مسئول روزنامه کیهان یا بسیاری دیگر از روزنامه های کشور در انتشار دیدگاه ها و نظرات انتقادی انواع و اقسام فیلترها را لحاظ می کنند در این وبلاگ تنها فیلتر موجود ادبیات متعارف و رعایت ابتدایی ترین اصل از اصول مقاله نویسی یعنی رعایت اصول اخلاقی و صداقت است !
طبیعتاً و منطقاً یک نفر توان پیگیری دائمی مقالات و نوشته ها و اخبار را ندارد لذا بدون کمک شما این طرح پیشاپیش محکوم ومطرود و در اوج خوشبینی محدود است ، محدود به هر از چند صباحی مقاله ای و یا جوابیه ای ، اما با کمک و همت شما نه خود این وبلاگ بلکه پیاده کردن این ایده توسط بقیه دوستان و نویسندگان چه در قالب وبلاگ یا سایت خبری یا روزنامه و مجله و یا حتی جلسات بحث و مناظره در دانشگاه ها ، مساجد و غیره و غیره می تواند کمکی باشد به جلوگیری از یکسویه بودن و فساد مطبوعاتی ، رسانه ای .
روزانه بلکه درهرساعت ده ها یا شاید صدها وبلاگ و سایت آفریده می شوند و می میرند ،به اعتقاد من وبلاگی موفق است که سازنده آن را به هدف اصلیش نزدیک کند ، حتی اگرعمر مفیدش به کوتاهی عمر یک شاخه گل باشد .
سپاسگذار خواهم شد مشخصات کامل و دقیق در نوشته ها قید گردد لازم بذکر است که خود را از این قانون مستثنی نکرده ام !
در نهایت متن این مقاله را شخصاً ازطریق ایمیل برای روزنامه کیهان ارسال کرده ام که در جریان باشند هر چند قبل ازنوشته شدن مطالب حضرات از طریق امدادهای غیبی در جریان امور هستند چه رسد به بعد از انتشار مطالب ؟! اما احتیاط شرط عقل است ...!
هر وبلاگ می تواند یک روزنامه کیهان ملی باشد در برابر کیهان حکومتی ...
مهرداد امیررحیمی
تهران – اردیبهشت ماه 89
جمعه 24 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 4:01 PM
آیا قانون مداری همیشه و همه جا واجب است
و قانون شکنی همیشه ناپسند ؟!
جامعه ای که درچهارچوب قانون حرکت نکند محکوم به فناست و در این موضوع هیچ شکی وجود ندارد ، شک و شبهه در این رابطه نه به نفس قانون و قانون مداری که به نوع قانون ، قانون گذارو سیستم قانون گذاری باز میگردد ، جوامع بی قانون را برخی به اشتباه تابع قانون جنگل می نامند ، گفتم به اشتباه چرا که جنگل بخشی از طبیعت است و طبیعت عین قانون ، این اشتباه شاید از آنجا نشات می گیرد که یکی از اصلی ترین قوانین حاکم بر جنگل زور است ، یعنی هر موجودی که از زور بیشتری برخوردار است از آسایش بیشتری هم برخوردار است لذا استفاده از زور بمعنی بی قانونی نیست بلکه خود نوعی قانون است اما نه از جمله قوانین جوامع بشری یا اصلاح میکنم لااقل نه در همه جوامع بشری ، واقعیت آن است که قوانین حاکم بر جوامع انسانی نیز قرن ها برپایه زور استوار بودند تا اینکه بمرور انسان با دستکاری و ایجاد تغییرات ریشه ای در این قانون خود را ازحیوانات جدا کرد ! نتیجه آنکه حتی قوانین طبیعت نیز بخواست و بدست انسان و در راستای شخصیت و فطرت انسانی تغییر پذیرند چه رسد به قوانینی که زائیده ذهن و نوشته خود انسان باشند .
در گذشته و در زمان فراعنه ازدواج با محارم یک قانون بود و اگر یکی از فراعنه حتی بخواست خود جز این عمل می نمود توسط بندگانش ! از اریکه خدایی پایین کشیده میشد وعلت این بود که معتقد بودند خون فراعنه خونی آسمانی است که نبایستی با خون انسانهای ناپاک مخلوط شود ! مردم در آن مقطع زمانی بعد از گذشت سالها به این موضوع باور پیدا کرده بودند تا جاییکه تخطی از این قانون را حتی برای خود فرعون یعنی خدایگان جایز نمی دانستند ...
در زمان حضرت محمد مردم بت پرست بودند و سنگ و چوب را می پرستیدند ، پرستیدن سنگ و چوب یک قانون بود ، همه قبایل درمراسمی خاص در مکه بدورهم جمع می شدند و با اهدای قربانی در واقع از این قانون حمایت میکردند و آن را میان خود تثبیت میکردند ، محمد آمد و بت ها را شکست ، آنچه محمد شکست بت ها نبودند بلکه قانون بت سازی و بت پرستی را زیر پا گذاشت و شکست با این امید که در آینده بتی در کار نباشد ، قانونی که محمد زیر پا گذاشت برای اعراب در آن مقطع زمانی بمنزله قانون الهی بود ، محمد را در کوچه و بازار سنگسار کردند چرا که قانون بت سازی و بت پرستی را شکسته بود .
و چه بسیارند نمونه هایی از این دست که با ورق زدنی چند دقیقه ای درکتاب تاریخ با آنها برخورد خواهید کرد ، در اینجا یکبار دیگر سوال می کنم آیا تبعیت از قانون همواره جایز است ؟
بگذارید از زاویه دیگری با ذکر یک خاطره به موضوع نگاه کنیم ،
بیاد دارم روزی یکی از نزدیکان از آیت الله طالقانی پرسید ، چرا در برخی از ادیان ازدواج با برخی از محارم مجاز و بلامانع است و در برخی دیگر از جمله دین اسلام همان عمل ناپسند و ازجمله گناهان محسوب میشود ،در صورتیکه همه فرستادگان خداوند بوده اند و صاحب کتاب ، آیا این خداوند است که قوانین را تغییر میدهد یا فرستادگانش ، پاسخ آیت الله طالقانی بسیار ریزبینانه و جالب بود ، ایشان فرمودند " اگر زیاد در دین وارد شوید لادین میشوید " .
این سوال و جواب را بعنوان یک خاطره ذکر کردم اما شاید با بحث این متن نیز بی ربط نباشد چرا که اشاره به آن دارد که حتی خداوند نیز بر حسب زمان و مکان با انسان ها سخن گفته است و ...
قوانین الهی نیز بعضاً لایتغیر نبوده و نیستند !
هیئت حاکمه امروز ایران مدعی است که مخالفین بایستی در چهار چوب قانون تظاهرات کنند ، به خیابان ها بیایند و مخالفتشان را ابراز کنند ، من نیز با این مطلب موافقم چون قلباً معتقدم همه امور بایستی در چهارچوب قانون اجرا شود اما سوال اصلی این است که کدام قانون ؟! اگر قانون نوشته دست حضرات آقایان را ملاک قرارد هیم رسول الله نیز بایستی در منزل می نشست و به عبادت و دعا مشغول میشد و هیچگاه عصای خود را بر سر بت ها نمی کوفت .
رسول الله نیز بجرم قانون شکنی بدست همچون شمایی در خیابان های مکه سنگسار شد .
اگر آرام بشینیم و دست بر روی دست بگذاریم نه تنها ایرانی که مسلمان هم نیستیم که پایه و اساس اسلام بر شکستن قوانین ظالمانه و نا عادلانه قرار دارد .
مهرداد امیررحیمی
تهران – اردیبهشت ماه ١٣٨٩
Mehrdad.amirrahimi@gmail.com
mehrdadamirrahimi@yahoo.com
.................................................................................................
متنی با تیتر " جامعه ای که سفله پرور است محکوم به فناست " در وبلاگ دیگری به آدرس www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com ارائه کرده ام که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید .
یکشنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 9:20 PM
زنان کشور ما زنده اند و در کفن اند
که این اصول سیه بختی ، از سیه رختی است
همه ما شاهد رشادت و شهامت زنان و دختران جوان ایرانی در تحرکات سیاسی پس از انتخابات سال ٨٨ در تمامی شهرها بخصوص پایتخت بودیم ، همگی بیاد داریم که دختران بسیار کم سن و سال چگونه در برابر پلیس ضد شورش و بسیجی ها و لباس شخصی های حکومتی سینه سپر کردند و مردانه ایستادند چه بسا مردانه تر از مردان و در این بین نه توهین و تحقیر ، نه باتوم و نه گلوله به آنها کاری نبود .
در آن مقطع زمانی سران حکومت زیر پای خود را خالی دیدند و احساس خطر کردند و بارها گفته ام که آقایان برای حفط قدرت حاضر به انجام هر معامله ای هستند و هر کجا احساس خطر کنند در مقابل ملت کوتاه خواهند آمد اما این کوتاه آمدن صرفاً مقطعی است و بمحض آنکه پای خود را در جای محکم بگذارند و ثباتی هر چند نسبی احساس کنند با چند حرکت جای پای خود را استوار تر خواهند کرد و سخت تر و شدید تر از گذشته به یکه تازی ادامه خواهند داد و در این مسیر نقاطی را هدف خواهند گرفت که به تصور خودشان نقاط ضعف ملت است و یکی از این نقاط که همواره حربه ای است در دست حکومت ماجرای " حجاب " خانم ها است .
پیشبینی شده بود که بمحض آنکه سران رژیم دوباره خطر را هر چند کمی از خود دور ببینند با کینه جویی بدنبال تلافی بر خواهند آمد تا از این طریق
اولاً دل هواخواهان و تندروهای متعصب را بدست آورند .
دوماً ضربه ای کاری بر شخصیت اجتماعی مردم وارد کنند تا بنوعی تضعیف روحیه کرده باشند .
سوماً به تصور خودشان اقتدارشان را در جهان نشان دهند ( غافل از آنکه این حرکات به حساب ضعف و ناتوانی آنان گذاشته می شود نه قدرت و اقتدار )
و در نهایت زهر چشمی بگیرند و ثابت کنند که هنوز هم هستند و دادگاه انقلاب و الباقی ماجراها که شما از من بهتر می دانید نیز پابرجا است .
طرح مبارزه با بدحجابی و کشف مهمانی های آنچنانی و مطرح کردن این اخبار با اضافه کردن پیاز داغ خبری فراوان ، راه پیمایی های خود جوش و زود جوش و لب سوز بعد از نماز جمعه ، شعار های از پیش ساخته از زبان افرادی مشخص و بسیاری از این دست موارد که دیگر مردم کوچه و بازار به آنها خو کرده اند و بی توجه از کنار آنها رد می شوند شاید زمانی آنان را فریب میداد اما امروز دیگر می دانند که آقایان سر دیگری دارند و اصل داستان از جای دیگری آب میخورد ، این قدرت نمایی پاسخ قدرت نمایی مردمی است که در این ماه های اخیر بکرات شاهد بوده ایم و بنوعی به تصور آقایان پیشگیری از حوادث و اتفاقات آینده که اجتناب ناپذیر است و قریب الوقوع .
بیست و دوم خرداد ماه نزدیک است و بسیاری از فعالان سیاسی داخل و خارج تلاش می کنند تا مردم باری دیگر در این روز در خیابان ها حاضر شوند و خواسته های خود را مطرح کنند ، این الدرم بلدرم های حکومت، مانورهای نظامی (با چند قایق موتوری !) ، تظاهرات برنامه ریزی شده ، بازداشت های غیر قانونی ، احکام اعدام ، شکستن حریم خصوصی افراد و در یک کلام نمایش قدرت تنها در راستای ایجاد ترس در دل مردم است غافل از اینکه بیست و دوم خرداد ماه تنها یک روز است و سال سرشار از این روزها و موقعیت ها و سالهای فراوانی پیش رو و مردم ایران صبور و هوشمند ، بیست و دوم خرداد ماه ٨٩ را مهار کنید با بیست و دوم های ماه های دیگر چگونه کنار خواهید آمد .
حضرات آقایان
راه حکومت کردن چنگ و دندان نشان دادن به مردم نیست و اگر کسی می توانست با این روش به حکومت ادامه دهد امروز کشور ایران در دستان شما نبود که هر گونه می خواهید با آن بازی کنید ، سال قبل تنها یک پرده از توانمندی احزاب و فعالان سیاسی در داخل و خارج از کشور را تجربه کردید و این در حالی بود که اپوزیسیون منسجم و یک رای و هم سو نبود که اگر بود قادر به مقابله با آن نبودید .
زنان ایران بارها ثابت کرده اند که به وقتش و هر کجا لازم باشد در صف اول و پیش از مردان در میدان معرکه حاضر خواهند بود ، پارچه ای سیاه بر سر داشته باشند یا نه زن ایرانی هستند .
مهرداد امیررحیمی
تهران – اردیبهشت ماه ماه ١٣٨٩
Mehrdad.amirrahimi@gmail.com
mehrdadamirrahimi@yahoo.com
www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com
www.mehrdadamirrahimi.mihanblog.com
www.mehrdadamirrahimi.blogspot.com
.................................................................................
در وبلاگی به آدرس www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com متنی با تیتر " با نفرتی که در قلب مردم نهفته است چه خواهید کرد ؟! " ارائه کرده ام که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید .
شنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 9:30 PM
چرا اقلیت که به اکثریت تبدیل می شود آرمانها بر باد میرود ؟!
به شهادت صفحات کتاب تاریخ اکثریت قریب به اتفاق گروه ها و دسته جات سیاسی ، مذهبی تا زمانیکه در اقلیت قرار دارند مدعی آرمانگرایی هستند ، باورهایی را ترویج می کنند که وانمود می کنند باور دارند یا اگر کمی منصفانه تر به موضوع بنگریم شاید از اصل در آن مقطع زمانی خاص به آن آرمانها باور دارند اما ورق بر میگردد هنگامیکه گروه مورد نظر از اقلیت خارج میشود و به اکثریت میرسد .
شاید یکی از اصلی ترین احتمالات در این باره قدرت است ، قدرتی که گروه ها پس از رسیدن به اکثریت از آن خود می کنند و ثروتی که همواره قدرت را دنبال می کند و ارکان قدرت را مستحکم میکند .
این موضوع استثنایی ندارد و تمامی ملل بنوعی آنرا تجربه کرده اند برای مثال اسقف ها و کاردینال ها همواره به موعظه در روزهای یکشنبه ، نگارش ، موسیقی و اموری از این دست نپرداخته اند بلکه در بسیاری از موارد رفتاری شجاعانه از خود بروز داده اند ، و در برخی موارد حتی دلیرانه برای میهن خویش جانفشانی نمودند ، اما در مقطعی خاص از تاریخ اروپا کلیسا با سیاست بازی هر چند نه بطور رسمی اما علنی اکثریت را بدست آورد و حکومت کرد یعنی به قدرت و ثروت دست یافت و این دوره تاریخی سیاه ترین صفحات تاریخ اروپا را رقم زد ، صفحاتی از تاریخ که اروپاییان هنگام ورق زدن با نفرت از آن یاد می کنند ، صفحاتی از تاریخ که مایه ننگ برای نه تنها اروپاییان بلکه بشریت است ودست مایه ای همیشگی برای نویسندگان و فیلمسازان ( البته فیلم های ترسناک ) ، همان پدران روحانی که تا قبل از به قدرت رسیدن در اتاقکی می نشستند و اعترافات دختران جوان را می شنیدند و پدرانه و بزرگوارانه به نام عیسی مسیح آنها را تبرک و تطهیر میکردند دختران نوجوان را با اتهاماتی واهی به سیاه چال می انداختند و به جرم داشتن یک خال زیر سینه یا روی شکم یا نگهداری بز در منزل ؟! مورد تجاوز قرار میدادند و بعد زنده در آتش می سوزاندند ، همان خواهران روحانی که در کلیساها به عبادت مشغول بودند و گوشه عزلت را بر شهوت ترجیح داده بودند کلیسا را به فاحشه خانه تبدیل کردند و پس از چندی آنچنان فسادی کلیسا و دنیای مسیحیت را فرا گرفت که تا امروز هم تاثیرات سوء آن ادامه یافته است .
عجیب آن است که حتی نازی ها، فاشیست ها و کمونیست های بشدت متعصب نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند بدین معنی که حتی گروه هایی تندرو از این دست نیز در ابتدای کار با ترویج آرمانهایی غالباً ملی گرایانه پا به عرصه سیاست نهادند اما بمحض نشستن بر اریکه قدرت افسار گسیخته تمامی زنجیرهای اتصال به جماعتی که سنگ آنان را به سینه میزدند را گسستند و به اکثر آرمانها و باورهایی که تا پیش از رسیدن به قدرت مدعی آنها بودند خیانت کردند .
این قانون درکشور ما نیز بدفعات خودنمایی کرده است ولی برای آن یک استثناء قائل بودند و آن استثناء آقایان معممین بودند ؟! تا پیش از پیروزی انقلاب اکثریت قریب به اتفاق مردم بر این باور بودند که قشری موسوم به "روحانیون" ازاین قاعده مستثنی هستند چرا که به عالمی دیگر متصلند و قدرت و ثروت برنفس آنها بی تاثیر است ، این باور تا جایی در فرهنگ عامه مردم رخنه کرده بود که هر بار از کنار معممی رد میشدند سری خم میکردند و یک " التماس دعا " خرج میکردند ، بیاد دارم چکهای سفید امضایی را که توسط کسبه و تجار بازار به آیت الله ها و حجت الاسلام ها داده میشد تا هر گونه صلاح میدانند در راه باورها و اهداف انقلاب هزینه کنند و بسیاری موضوعات مشابه دیگر ، این همه اعتماد و اعتبار یک شبه بدست نیامده بود بلکه حاصل سالها تلاش و حضور درعرصه های مختلف سیاسی ، اجتماعی بود تلاشی پیگیر اما همواره پشت پرده و نه بطور علنی و رسمی ، در اینکه معممین همواره در تمامی اتفاقات سیاسی و اجتماعی نقشی قابل توجه بازی کرده اند هیچ شکی نیست و هر کس جز این بگوید منصفانه قضاوت نکرده است اما علت حضور آنان در انقلاب پس از انقلاب و تنها زمانیکه با دو دست و با قاطعیت به صندلی قدرت چسبیدند نمایان شد .
انقلابیون پیش از انقلاب! باور داشتند که در راه اصلاح امور قدم بر میدارند ، هیچیک از انقلابیون واقعی بدلایل شخصی پای در میدان نگذاشتند ، برای هیچیک از آنها لباس و یا لقب آنکه بر مسند قدرت می نشست اهمیت نداشت ، مشکل بر سر تاج یا تخت سلطنت نبود ، حکومت جمهوری بخاطر زیبایی اسمش هدف انقلابیون نبود بلکه مفهوم نهفته در حکومت جمهوری مد نظر بود ، بسیاری از آنها مذهبیون دو آتشه بودند اما هدفشان برقراری دموکراسی و استقرار حکومت مردمی بود ، یک حکومت جمهوری بدون هیچ پیشوند یا پسوندی ، پسوند " اسلامی " زمانی پای در میدان گذاشت که آقایان معممین دریافتند زمان برداشت محصول فرا رسیده است ، زمان سود دهی یک سرمایه گذاری دراز مدت ، پس جمهوری " اسلامی" بهره سرمایه گذاری دراز مدت آقایان معممین است که با دیرکرد آن از مردم باز پس می گیرند نه یک حکومت الهی آنگونه که مدعی آن هستند .
حضرات معممین پس از انقلاب قدرت و ثروت ناشی ازحکومت را بعنوان دستمزد زحمات خود قلمداد کردند ، تمامی پست ها و مقامات کشوری و لشکری را بعنوان غنایم جنگی چند صد ساله حق مسلم خود دانستند و با گشاده دستی میان خود پخش کردند .
اما در این بین سوال این است که دیرکرد این چند صد سال را چند سال محاسبه کرده اند و آیا سه دهه یکه تازی و قدرتمداری و ثروت اندوزی برایشان کافی نیست .
مهرداد امیررحیمی
Mehrdad.amirrahimi@gmail.com
mehrdadamirrahimi@yahoo.com
www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com
www.mehrdadamirrahimi.mihanblog.com
www.mehrdadamirrahimi.blogspot.com
شنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 7:37 PM
این دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی
بلکه لژی از لژهای فراماسونری است
آقایان معممین اگر انقلابی نبودند در انقلاب حضور داشتند و به ترفند های سیاسی بخوبی تسلط دارند ، اشتباهات سیاسی سالهای اول انقلاب ناشی از بی تجربگی تازه به قدرت رسیدگان در امور اجرایی بود ونه از کم هوشی یا بی درایتی آنان ، اگر کمی منصفانه به قضایا بنگریم بی شک اعتراف خواهیم کرد که هر گروهی بجای آنها بود نیز دچار دست پاچگی و به هم ریختگی میشد چرا که هزار و چهارصد سال انتظار برای بدست گرفتن قدرت زمان درازی است .
اکثر قریب به اتفاق ترفند هایی که توسط مخالفین نظام جمهوری اسلامی در دهه های اخیر بکار گرفته شد در نطفه خفه گردید و مابقی به اهداف درازمدت و اصلی نرسید زیرا شگردهای زیر زمینی بکار رفته یا در گذشته توسط خود آقایان ابداع گردیده و یا از استفاده کنندگان اصلی آن بوده اند ، همه ما شاهد بودیم که سران مذهبی ایران برعکس آنچه در ظاهر وانمود می کنند از انعطاف پذیری بسیار بالایی برخوردارند ، هر کجا که لازم ببینند برای حفظ موقعیت خود با روشنفکران و منتقدین همراه میشوند ، پرچم سفید بالا می برند و با مظلوم نمایی به آغوش ملت پناه می برند اما بمحض عبور از بحران و بدست آوردن دوباره قدرت مجدداً و در اولین فرصت همه را از دم تیغ میگذرانند و استثنایی نیز قائل نخواهند بود و خودی و غیر خودی برایشان یکسان است .
آنچه گفته شد دکترین عملکرد سیاسی و اجرایی گروه های فراماسون است ، بطور خلاصه بدست آوردن قدرت و حفظ آن ازهر طریق ممکن برای گروهی خاص در راستای منافع آن گروه ، اصطلاحاتی که گروه های فراماسون در مناطق و کشورهای مختلف بکار می گیرند بسته به سلایق فرهنگی و پیشینه تاریخی ، فرهنگی و سیاسی آن مناطق ابداع و بکار گرفته می شود بدین معنی که الزامی برای استفاده از واژه " لژ " وجود ندارد بلکه تنها کافیست عملکرد سیستماتیک گروهی با استراتژی بنیادین در نظر گرفته شده برای لژها همخوانی و هماهنگی داشته باشد .
فراماسونری بر عکس آنچه گفته می شود پیچیده و عجیب و غریب نیست و فارق از تعاریف تئوریک و سوابق تاریخی ثبت شده از آن چیزی بجز تملک قدرت برای یک گروهی خاص نبوده و نیست ، هر آنچه از فراماسون ها و پیچیدگی درون گروهی آنها گفته اند و ما شنیدیم هر آنچه از مخوف بودن لژها و میزان توانایی آنها در تاریخ ثبت گردیده در حقیقت ناشی از میزان وفاداری و انعطاف پذیری اعضای این گروه ها بوده است آنچه در مورد قشری موسوم به معممین در ایران بطور کامل و دقیق مصداق پیدا می کند .
همه ما شاهد بودیم که عزیز دردانه ترین اعضای وابسته به قشر معممین که نام برخی از آنها امروز خیابانهای پایتخت را مزین فرموده بمحض آنکه از خط اصلی گروه خارج گردیدند بی محابا و بدون لحظه ای درنگ به اشکال مختلف از دایره قدرت بیرون انداخته شدند ، برخی را که می توانستند ابتدا ازدرجه اعتبار ساقط نمودند و بعد کشتند و آنانکه بدلیل حساسیت اسامی و القابشان قادر نبودند بی اعتبار کنند بقتل رساندند و بعد ازمرگ به اعتبارشان افزودند ! و این عیناً همان اصولی است که در لژهای بین المللی فراماسونری از دیرباز اعمال شده است ، به اعضای لژها می آموزند که تو هستی و قدرتمندی مادامیکه گروه باشد و قدرت داشته باشد .
برای مبارزه با قدرت گروه هایی از این دست اول باید نقاط ضعف را پیدا کرد و نقطه ضعف لژی که در ایران فعالیت می کند مبارزه با باورهای غلط فرهنگی – مذهبی مردم است باورهایی که با قاطعیت هرچه تمام توسط حضرات آقایان آبیاری میشود ،رادیو و تلویزیون ، سینما ، مطبوعات ، قلم نویسندگان و مورخین ، هنرمندان شاخه های مختلف هنری و... همه و همه بکار گرفته می شود تا آنچه را که می خواهند به مردم القا کنند ، آقایان معممین بخوبی میدانند که دین بدون قدرت سیاسی و ثروت بمعنی برگشتن آنها به اعماق کتاب تاریخ است لذا کوچکترین نهدید را جدی می گیرند و کمترین تحرکات سیاسی را در نطفه خفه می کنند ، هر جا منافعشان ایجاب کند بظاهر کوتاه می آیند و فشار را کم می کنند و هر جا لازم باشد با قاطعیت سرکوب می کنند پس راه کاری باید جست جدای آنچه تا امروز انجام شده است.
برای مبارزه باآنها باید از همان ترفندها و ابزارهایی استفاده کرد که آنها بکار گرفته اند یعنی بسیج روشنفکران ، هنرمندان ، نخبگان علمی و فرهنگی و تمامی گروه های سیاسی در راستای بی اثر کردن تاثیرات تبلیغات حکومتی و در این بین همه ما نقش خاص خود را ایفا می کنیم ، از فیلمساز گرفته تا هنرپیشه گان ، از نویسندگان گرفته تا منتقدین ادبی هنری ، از عکاسان گرفته تا موسیقیدانان و ارزش کار هر یک از ما به یک اندازه است ، اگر لازم باشد خشونت نیز در جای خود بکار خواهد آمد اما بکارگیری خشونت بدون زمینه سازی ، روشنگری و آماده سازی مردم برای پذیرش واقعیت ابطال انرژی نهفته در قدرت مردمی است .
امروز بیش از هر مقطع تاریخی دیگر میهنمان ایران نیازمند هوشمندی است ...
مهرداد امیررحیمی
Mehrdad.amirrahimi@gmail.com
mehrdadamirrahimi@yahoo.com
www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com
www.mehrdadamirrahimi.mihanblog.com
www.mehrdadamirrahimi.blogspot.com