جمعه 28 خرداد ماه سال 1389 ساعت 8:04 PM
فتح دوباره پایتخت ایران توسط سپاه اسلام !
بارها گفته ام ، باز هم تکرار می کنم که مردم ایر ان برای ابراز تنفر و انزجار خود از اوضاع نابسامان مملکت و چرخش گردونه سیاسی به نفع کشور بدنبال راه کار و کانال می گردند و در این مسیر با زیرکی ، درایت و سیاستی که حاصل سالها فریب خوردن و به بازی گرفته شدن توسط هر کس و ناکسی است از موقعیت های مناسب با هر نام و هر پیشوند و پسوندی بهره می گیرند ، مردم ایران آموخته اند (خوشبینانه امیدوارم اینگونه باشد که من می پندارم ! ) که برای رسیدن به هدف بایستی بدرستی بیندیشند ، تصمیم اصولی بگیرند و در نهایت عمل کنند ، به زبان ساده تر گذشت آن دوره ای که یکی بالای منبر برود " نصر من اللهی ... " بگوید مردم هم الهی به امید تو با تکیه بر کرامات صاحب منبر ! شیرجه وارد بهشت برین شوند .
چند روز قبل از سالگرد بیست و دوم خرداد ماه درنشستی خصوصی با چند تن ازسران جنبش های دانشجویی در مورد برنامه ریزی و پیشبینی های لازم برای این روز گپی دوستانه میزدیم ، جوانانی بسیار پر شورکه در انتظار فرصتی مناسب برای ابرازعقیده و تخلیه احساسات بودند ، پس از اعلام منتفی شدن تظاهرات در واپسین ساعات از جانب برخی فعالان سیاسی مطرح در این مقطع زمانی برعکس آنچه انتظار میرفت نه تنها ذره ای از پویایی آنها کم نشد بلکه بیش از پیش بر حضور گسترده در خیابان ها تاکید می ورزیدند و با صراحت اعلام کردند که تا جایی که توانشان اجازه میدهد قدرت نمایی خواهند کرد ، علت را جویا شدم و در پاسخ اینگونه توضیح دادند که ما آنگونه عمل خواهیم کرد که باور داریم درست است نه آنچه را دیگران درست بنامند .
به اعتقاد من حکومت نظامی چند روز اخیر نشانه درستی نظر و عملکرد گروه های دانشجویی و فعالان سیاسی بود ، این نهایت اشتباه است که همواره موفقیت را درحضور مخالفین درخیابان ها بپنداریم توضیح آنکه چه موفقیتی بالاتر از آنکه در روز ٢٢ خرداد هیچ کس حتی سرسپردگان حکومتی نیز جرات عبور و مرور از خیابان های اصلی پایتخت را نداشتند چرا که سپاه اسلام باری دیگر پایتخت ایران را فتح کرده بود و دیدیم که با چه غروری در خیابان ها جولان می دادند و عجیب آنکه هنوز هم چهره سپاهیان اسلام مشابه هزار و چهارصد سال قبل است یعنی چفیه ای به دور سر ، گردن و یا بعضاً هر وقت موقعیت اقتضا بکند بر روی صورت ، شمشیر یا قمه یا قداره ای در دست که برحسب نیاز به چماق و باتوم تغییر چهره می دهد و الباقی ماجرا که شما هم خواسته یا ناخواسته نظاره گر بودید .
سال قبل در روز ٢٢ بهمن ماه روز سالگرد پیروزی آقایان معممین نوشتم " امسال در جشن پیروزی انقلاب عبور از تونل وحشت تنها راه رسیدن به آزادی بود " ظاهراً حضرات برای سرگرم کردن مردم هر روز بر طول این تونل و ترسناک تر شدن عناصر داخل آن می افزایند که این توجه جای تقدیر و تشکر دارد ؟!
اما روز ٢٢ خردادماه وقتی در چیدمان مامورین امنیتی دقیق میشدم یک نکته توجه ویژه من را به خود جلب کرد ، مامورین تا جای ممکن کمتر از میان نیروی انتظامی و ارتش انتخاب شده بودند و در صورت حضور در کنار هر سرباز یا افسر ارتشی چند مامور لباس شخصی و یا بسیجی به چشم میخورد تا جاییکه این حس به بیننده منتقل میشد که گویی سران حکومت بیشتر از آنچه از مردم و اغتشاشات احتمالی می هراسند از افسران ارتش و نیروهای انتظامی می هراسند و این کاملاً قابل درک است ، اولاً آقایان معممین بخوبی می دانند که افسران ارتش و نیروی انتظامی ریشه در آب و خاک این کشور دارند و ممکن نیست که بر روی جوانان این مرزو بوم آتش بریزند از طرفی نظامیان یک بار در گذشته میزان وفاداری آقایان معممین را به قول و قرارهای ادعایی تجربه کرده اند توضیح آنکه به یاد دارم در سخنرانی معروف آیت الله خمینی در بهشت زهرا که در بدو ورود ایشان به ایران انجام شد ( و اخیراً پس از گذشت سالها یکی دو بار از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید ) به امرای ارتش اطمینان داده شد که اگر تسلیم شوند و به آغوش اسلام رو بیاورند بخشیده خواهند شد و هیچ گزندی به آنان نخواهد رسید ، آیت الله خمینی فرمودند
" اگر گمان می کنید به آغوش اسلام پناه بیاورید شما را اعدام خواهیم کرد در اشتباهید ، ما آمدیم که شما را آزاد کنیم ، می خواهید تا ابد نوکر باقی بمانید و ... ؟! "
اما دیدیم که عمل با حرف متفاوت بود و در همان روزهای آغازین و تنها چند روز پس از سخنرانی ایشان گروه گروه از نظامیان و افسران ارتش به جوخه تیرباران سپرده شدند ، سه دهه قبل سران ارتش و نیروی انتظامی فریب خوردند و تاوان سنگینی برای اشتباه خود پرداختند البته متاسفانه ملت ایران نیز در پرداخت این تاوان سهیم بود و هست اما یقین دارم در اولین فرصت تلافی خواهد شد و اشتباه گذشته دیگر تکرار نمی شود فقط کمی زمان نیاز است .
زیرکی دانشجویان و جوانان در روزهای اخیر قابل تقدیر و ستایش است آنان جایی حضور می یابند و به جایی ضربه میزنند که بدانند نتیجه ای حاصل می شود ، با برنامه ریزی قبلی و هدفمند جلو میروند و اگر با منطق با آنها صحبت شود می پذیرند ، سال قبل در چنین روزهایی ثابت کردند اگر لازم باشد از دادن جان و خون خود نیز دریغ نخواهند کرد ، مطمئن باشید در روزها و یا هفته های آینده آنانکه سرمست غرورند کمی نا امید خواهند شد ، کمی صبر کنید تا با هم شاهد حوادث و اتفاقات سیاسی بسیار جالبی در آینده نزدیک باشیم .
من معتقدم ملت ایران تحمل بالایی دارد اما این بدین معنی نیست که خیانت و جنایت را فراموش می کند بلکه بعکس همان اندازه که تحمل و صبر بالایی دارد حافظه تاریخی اش نیز قوی و عمیق است ، مردم تیزبینانه و زیرکانه منتظر فرصت مناسبی می گردند تا خواسته های خود را مطرح کنند و به هدف اصلی که سالهاست در خودخواهی و خود کامگی سران نظام فعلی مدفون شده است برسند ، نمی دانم چقدر طول می کشد و یا چه وقت این فرصت بدست می آید اما در شرف وقوع است ، کسی چه می داند ، شاید همین فردا . . .
مهرداد امیررحیمی
تهران – خرداد ماه ٨٩
ضمناً متنی با تیتر " پوسته ای توخالی از نظام مقدس جمهوری اسلامی " در وبلاگ دیگرم به آدرس www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com ارائه نمودم که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید .
............................................................................................................
لینک های مرتبط :
٢٢ بهمن امسال عبورازتونل وحشت تنها راه رسیدن به آزادی بود
نیروهای انتظامی و امنیتی بازهم مقتدرانه امنیت ضاربین را تضمین نمودند
بعد از ١٣ آبان روزهای فراوان دیگری پیش رو داریم
سربازان گمنام امام زمان در نقش گشتاپوی معممین در ایران
جمعه 21 خرداد ماه سال 1389 ساعت 3:59 PM
مدعیان دروغین مهدویت را در عمل بجویید نه در زبان و کلام !
چندی پیش فیلم مستندی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد که درآن چهره واقعی مدعیان دروغین مهدویت و افرادی که خود را متصل به عالم غیب معرفی میکردند نمایش داده شد ، در بین آنان افرادی خود را در ارتباط با امام زمان ، برخی واسطه امام زمان با مردم ، تعدادی خود را نایب امام زمان درعصر حاضر و در نهایت بسیاری خود را امام زمان معرفی کرده بودند !
در اینکه خود فیلم آموزنده بود هیچ شکی نیست و باید از تهیه کنندگان آن تشکر کرد اما نکته ای که دراین بین توجه مرا به خود جلب کرد این است که آیا تنها کسانی که به زبان و در قالب کلمات و جملات خود را متصل و یا درارتباط و یا نایب و یا خود امام زمان معرفی می کنند بایستی تحت پیگرد قانونی قرار گیرند و پای میز محاکمه کشیده شوند و یا افرادی که درعمل خود را نایب بلکه خود امام زمان می دانند و امام زمان گونه رفتار می کنند را نیز می توان به اتهام ادعای دروغین مهدویت پای میز محاکمه کشید ؟!
نکته حایز اهمیت دیگر اینکه آیا ضرر وارده به مردم از جانب آن دسته از افرادی که به زبان مدعی امامتند بیشتر است یا دسته دوم یعنی آنانکه اهل عملند ؟!
حال اجازه می خواهم قدری عمیق تر در این مبحث وارد شوم ، تا آنجا که من از این فیلم برداشت کردم مدعیان امامت سه گروه بودند ،
گروهی که به جنون مبتلا بودند که احتمالاً اقدامات درمانی برای آنها صورت خواهد گرفت و به بیمارستان روانی منتقل خواهند شد !
گروه دیگر آنانکه برای بدست آوردن شهرت و برای خاموش کردن حرص قدرت و جاه طلبی پای در این ورطه گذاشته اند که این نیز خود به اعتقاد من یک بیماری روانی است آنهم از نوع مهلک آن .
و دسته دیگر که تنها در پی بدست آوردن کمی پول بودند و در این اوضاع نابسامان اقتصادی چه ترفندی ساده تر و بهتر از پوشیدن لباس امامت و ادعای مهدویت .
تکلیف با دسته اول روشن است و شاید با عنایت خداوند بهبودی حاصل گردد که من هم برایشان دعا خواهم کرد از شما هم استدعا دارم دعا بفرمایید ، تکلیف دسته دوم هم معلوم است چرا که بزرگان فرمودند چشم اینگونه افراد را یا قناعت پر کند یا خاک گور ، به دسته سوم هم بنده شخصاً آفرین عرض می کنم چرا که وقتی هنوز در دنیای امروز هستند افرادی که با دیدن پارچه ای سبز رنگ بر روی صورت یا پوشیدن عبا و گذاشتن عمامه ای بر سر توسط شخص یا اشخاصی خاص حاضر به قبول ادعاهایی از این دست از جانب آنها هستند چه لزومی دارد انسان پی کسب و کاری شرافتمندانه اما سخت برود .
حال می ماند بررسی وضعیت آنان که بنده به شما معرفی کردم یعنی مدعیان امامت و مهدویت درعمل ، آنانکه خود را مالک ، ولی و صاحب اختیار جان و مال مردم می دانند و این طرز تفکر را نه برای چند تن ساده لوح که برای یک ملت عملیاتی می کنند ، این گروه بی شک تنها با تکیه برحمایت گروه ها و اقشاری خاص از جامعه ما قدرت را از آن خود کرده اند ،هرچه می خواهند می کنند و در این مسیر سراشیبی اگر دور بر دارند دیگر هیچ چیز و هیچ کس قادر به رویارویی و پایین کشیدن آنها از مرکب غرور نخواهد بود ، پس در اینجا روی صحبتم با حامیان این گروه است آنانکه به عمد یا از سر جهالت باد در بادکنکی می کنند که اساس آن ادعایی پوچ و تو خالی است ، این افراد باید بدانند تاوان اشتباه آنان را نه تنها خود یا خانواده هایشان بلکه تمامی آحاد ملت ایران پرداخت خواهد کرد و این نهایت بی انصافی است .
و سوال آخر من از شما این است که آنانکه گول مدعیان دروغین مهدویت (زبانی) را خورده اند ساده لوح تر ، سهل انگار تر و به زعم من گناه کار ترند یا آنانکه پیرو و پشتیبان قدرت فرد یا افرادی هستند که درعمل مدعی امامت و مهدویت هستند .
اگر فرصتی می یافتم ، از آقای ضرغامی ریاست محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ( رسانه ملی ! )خواهش می کردم به من نیز امکان ساخت برنامه ای در راستای به تصویر کشیدن مدعیان دروغین مهدویت و امامت مرحمت بفرمایند هر چند که این برنامه کمی تکراری میشد چرا که در واقع سالهاست که رسانه ملی ! شبانه روز در حال پخش فیلم هایی صد در صد مستند از ماجراهای مربوط به مدعیان دروغین مهدویت و امامت است ...؟!
مهرداد امیررحیمی
تهران – خرداد ماه ٨٩
.........................................................................................
لینک های مرتبط :
هموطن ایرانی ، استبداد مذهبی از درون تو آبیاری می شود
در بکار بردن واژه "روحانی" تردید کنید
ولایت فقیه هیچگاه مشروعیت نداشته و ندارد ، اما امروز دیگر
نظام مقدس جمهوری اسلامی یا فراماسونری مذهبی
بمناسبت جشن سی و یکمین سال دیکتاوری مذهبی در ایران
جمعه 14 خرداد ماه سال 1389 ساعت 09:31 AM
دامن زدن به اختلافات فلسطین و اسرائیل به نفع چه کسانی است ؟!
خبر کشته شدن تعدادی بیگناه در ماجرای مربوط به " کاروان آزادی "در روزهای اخیر بسیار تکان دهنده و غم انگیز بود و درجای خود بسیار قابل تامل و بررسی ، تصور نمی کنم هیچکس درهیچ کجای دنیا به خود این اجازه را بدهد که اقداماتی از این دست را تاییدنماید ، درعین حال دراین رابطه سوالات زیادی درذهن شکل می گیرد از جمله اینکه :
آیا اینگونه اتفاقات ناگهانی و بدون مقدمه رخ میدهند یا در چهار چوب آلودگی های دست ساز در فضای سیاسی حادث می شوند ؟
آیا کشتار افراد درکاروان آزادی یک اشتباه سیاسی بود یا نظامی ؟
آیا اتفاقاتی از این دست قابل پیشبینی و پیشگیری هستند یا اجتناب ناپذیرند ؟
کشته شدگان در این حادثه تاسف بار تاوان اشتباهات کدام گروه یا گروه ها را پس می دهند ؟
و از همه مهم تر آیا حوادثی از این دست می تواند تامین کننده منافع گروه یا قشری خاص باشد ؟
معمولاً در درگیری ها و جنگ ها گروه یا گروه هایی آتش بیار معرکه می شوند نه به این خاطر که طرفدار یکی از دو طرف هستند بلکه به این منظور که با گل آلود کردن آب کناری نشسته و از فرصت استفاده نموده و ماهی های بزرگتر را نصیب خود کنند (البته نباید فراموش کرد که آب گل آلود همواره ماهی درشت به ارمغان نمی آورد ) ، یکی از راه های مرسوم و قدیمی برای مشغول کردن اذهان عمومی و گمراه کردن جامعه جهانی از روند سیاسی ، اجتماعی یک کشور خاص برنامه ریزی برای بوقوع پیوستن حوادثی تکان دهنده و تاثیر گذار در ذهن مردم دنیاست برای حصول این منظور طبیعتاً بهترین راه به بازی گرفتن اسم کشورها و حکومت هایی است که سابقه خشونت و اعمال قدرت داشته و دارند ، بدین ترتیب قبولاندن موضوع به جامعه جهانی ساده تر و باور مطلب برای مردم آسان تر خواهد شد .
با نگاهی بی طرفانه ، غیر مغرضانه و منطقی و اصولی نسبت به این حادثه به نکات زیر خواهیم رسید .
نوار غزه چه درست و چه غلط منطقه ای است که در حال حاضر تحت محاصره نظامی است ، همانطور که در اخبار خواندید و شنیدید مسئولین کاروان آزادی بارها و بارها از مقامات نظامی ، سیاسی اسرائیل تقاضای ورود و عبور از خط محاصره را نموده اند و بدیهی است که با جواب منفی روبرو شده اند ، در ادامه با اقدامی متحورانه و در اوج شهامت کاروان بدون مجوز وارد منطقه نظامی می شود و در آنجا نیز بکرات به آنها اخطار می شود که از منطقه خارج شوند اما این عزیزان تصمیم می گیرند که بمانند تا شاید راهی برای عبور ورساندن کمک به محاصره شدگان بیابند ، در این بین پس از اخطار های مکرر و عدم توجه اعضای کاروان بلاخره مداخله نظامی صورت می گیرد و روشن است که نفرات کاروان نیز یورش سربازان اسرائیلی را بی جواب نمی گذارند و درگیری از همین جا آغاز می شود ، آنچه مسلم است فرمانده نظامی اسرائیلی همان کاری را انجام داده است که هر فرمانده دیگری در مقام و جایگاه او انجام میداد بدین معنی که از مرز نظامی منطقه تحت محاصره دفاع نموده و این طبیعی ترین برخورد ممکن است در واقع اگر جز این عمل می نمود جای تعجب داشت ، نفرات کاروان نیز دقیقاً همان کاری را انجام دادند که از گروهی با شهامت و شجاعت همچون آنان انتظار میرفت پس به اعتقاد من مشکل هیچیک از این دو طرف نیستند بلکه مشکل را باید در سیاسی کاری های کشورهایی جستجو کرد که با دامن زدن به مسائل میان این دو گروه در پی رسیدن به اهداف خود هستند .
یکی از سیاست های کلان و ریشه ای سردمداران جمهوری اسلامی متلاطم کردن فضای سیاسی خاورمیانه است ، با کمی دقت در اخبار سیاسی روز می بینیم که هر کجا گروه فشاری شکل گرفته است رد پایی از سران جمهوری اسلامی نیز در آن دیده می شود ، مسلماً تحریک گروه های تند رو افغانستان ، پاکستان ، هند ، سوریه ، ترکیه و ... با صرف مبالغ دلاری کلان برای وزارت اطلاعات ایران کار خیلی دشواری نیست مضافاً با توجه به اینکه در کشورهای یاد شده درگیری های داخلی بخصوص درگیری های مربوط به گروه های مختلف تند رو مذهبی سابقه ای تاریخی دارد که دامن زدن به این اختلافات بهترین و ساده ترین راه ممکن برای رسیدن به هدف است ، حادثه کشتار نفرات کاروان آزادی به اعتقاد من بیش از آنکه برنامه ریزی شده توسط اسرائیلی ها باشد در حقیقت دنباله داستان قدیمی گروه های فشار زائیده و طراحی شده در داخل و خارج کشور ایران است ، در تایید این ادعا توجه شما را به حوادث و اتفاقات تروریستی انجام شده در هند ، ترکیه ، سوریه ، افغانستان و پاکستان در سالهای اخیر جلب می کنم ، بمب گذاری در هتلی در هند ، بمب گذاری های مکرر در اماکن مذهبی درعراق ، ماجراهای مربوط به تغییر مواضع سیاسی نظامی سران سوریه ، گروه های مذهبی تند رو در افغانستان و پاکستان و بسیاری از این موارد مشابه که شما هم اخبار آن را شنیده و پیگیر بودید ...
از طرفی من از آقایان سوال می کنم اگر فرماندهان لشکر اسلام منطقه ای را در محاصره در بیاورند و گروهی بدون اجازه رسمی بخواهد وارد آن منطقه شود شما چه تصمیمی خواهید گرفت ، با توجه به سوابق موجود به احتمال زیاد با صدور یک فتوا خون همه کاروان را حلال خواهید کرد ، خوشحال خواهم شد اگر عملکرد شما در سالهای اخیر چیزی بجز این را نشان میدهد نحوه عمل خود را برایم توضیح دهید تا آن را نیز تحلیل کنیم .
کشتار جمعی بی گناه صرفاً با این هدف که در دنباله تظاهراتی براه بیفتد و مرگ بر فلان و زنده باد فلانی گفته شود عین بی انصافی و دور از انسانیت است ، برای به خیابان کشیدن امت همیشه در صحنه راه های بسیار ساده تری نیز در دسترس است که جستن راه کارهای موجود تخصص شماست ، پس دست از سر ملت فلسطین بر دارید تا شاید بتوانند با سختی ها و مرارت های موجود بگونه ای که خود صلاح می دانند کنار بیایند ، اگر صلاح بدانند می جنگند که گفته اند "صلاح ملک خویش خسروان دانند" ، این طرز برخورد با مسئله فلسطین احتمالاً بیشتر از آنجا نشات می گیرد که یکی از القاب رهبری در ایران " ولی امر مسلمین جهان " است و گویا این باور تا جایی پیش رفته است که دخالت در امور سیاسی تمامی کشورهای همسایه را حق مسلم خود می دانند .
در نهایت از شما می خواهم به پاسخ این سوال فکر کنید که چه کسانی از به هم ریختن مناسبات سیاسی میان ترکیه و اسرائیل ، سوریه و اسرائیل ، کشورهای عربی حاشیه خلیج و اسرائیل بیشترین بهره برداری سیاسی و نظامی را خواهند کرد ...؟
بسیار ممنون خواهم شد اگر این مقاله را یکبار دیگر فارق از دخالت دادن احساسات و جناح بندی های سیاسی مطاله کنید .
ضمناً ذکر این نکته را ضروری می دانم که بیش از هر کس یا هر گروهی برای عزیزان کشته شده در کاروان آزادی احترام قلبی قائلم و شجاعتشان را می ستایم اما این طرز تفکر در اصل ماجرا هیچ تفاوتی ایجاد نمی کند .
مهرداد امیررحیمی
تهران - خردادماه ٨٩
دوشنبه 10 خرداد ماه سال 1389 ساعت 6:41 PM
بگفتم غلامم که تن پوشی ام ، نگفتم غلامم که بفروشی ام
با شاعر وطن پرست نامی تاریخ ایران شادروان " میرزاده عشقی " همان مردی که "کاسه خون را به بستر راحت هدر نکرد" اختلاط میکردم که خاطرات گذشته آنهم گذشته نه چندان دور ، دوره ای که بسیاری از مردم هرگاه در کوی و برزن به معممی بر می خوردندعرض ادبی می کردند و به احترام سری خم میکردند و چاشنی آن را یک التماس دعا قرارمی دادند در ذهنم تازه شد یا شاید بهتر است بگویم داغ دلم تازه شد !
این خاطرات در کنار اتفاقات سه دهه اخیر و تغییر موضع بسیاری از آقایان معممین که مدتهاست بر اسب مراد سوارند و به یاری این مرکب نرم و تیزپا از پل موفقیت (به تصورخودشان) عبور کرده اند و این روزها دیگر احساس نیازی نمی کنند مرا به تفکر واداشت و بر آن داشت که ازمضمون یکی از اشعار زیبا و جاودانه عشقی بنام " وطن فروش " ( متن کامل آن را در ذیل متن آورده ام ) مطلبی جمع بندی کرده و ارائه کنم ، هر چند اشعار عشقی و امثال او برای القای مفهوم نیازی به قلم همچون من ندارند اما چون چنته ام خالی بود "خون " او را دست مایه نگارش این متن کردم !
سالها قبل (که جوانان امروز بیاد ندارند و متاسفانه درصد بالایی از آنچه درکتابهای درسی به آنان منتقل می شود یا بکل تحریف شده است و یا در اوج انصاف بنگریم بخشی از واقعیت است ) مردم ایران از حکومت سلطنتی ، فساد دربار ، تبعیض ، اختلاف طبقاتی ، دزدی های بزرگ ، زندان و شکنجه و از همه مهم تر فقدان آزادی بیان و قلم و مواردی دیگر از این دست که موضوع این بحث نیست بتنگ آمده و دست به دامان قشری شدند موسوم به " روحانیون " قشری که در طول قرن ها خود را فارق از قیل و قال دنیا و مسائل دنیوی و درحال آماده سازی و جمع آوری توشه برای جهان اخروی معرفی می کردند .
مردم در آنزمان باور داشتند که اگر دست یاری به طرف اعضای وابسته به این قشر دراز کنند بی نصیب نخواهند ماند و البته از انصاف نگذریم نصیبشان شد هر آنچه باید میشد ...؟! اما اینها که گفتم تنها توضیح واضحات بود و تکرار مکررات و نیت من از نگارش این متن ریشه یابی این اتفاق است نه خود آن که باور دارم شما بهتر از من یا عشقی جزئیاتش را تجزیه و تحلیل خواهید کرد .
ریشه یابی این اتفاق بطور خلاصه و چکیده در" اعتماد کور کورانه مردم" قابل بررسی است ، طبق شواهد تاریخی هر گاه ملتی بدون در نظر گرفتن حقایق عینی و تنها بدلیل شواهد ظاهری یا از روی احساسات و خستگی و کسالت دست به کاری زدند و تنها به دلیل داغ بودن تنورخمیررا به آن چسبانده اند همین وضعیت که ما امروز با آن دست به گریبانیم رخ داده است یعنی" سوء استفاده فرد یا قشری خاص " ازصداقت و اعتماد عمومی ، ماجرایی که بکرات اتفاق افتاده و اگر وضعیت فعلی رادرست آنالیز نکنیم بازهم درآینده نزدیک اتفاق خواهد افتاد .
سالها پیش ملت ایران از آقایان معممین استمداد طلبید و در جواب این اعتماد به غلامی فروخته شد ، آرزو می کنم اینبار کاری کنیم کارستان که از زیر بار یوغ غلامی برای همیشه بیرون بیاییم و این مهم میسر نخواهد شد مگر مسائل را از زوایای مختلف تحلیل کنیم ، حرکات را پیشبینی کنیم و بدنبال نتیجه ای برنامه ریزی شده باشیم ، نتیجه ای که حاصلش برای خودمان مثبت باشد نه برای قشری خاص ...
" وطن فروش "
یکی را ز تن ، جامه در دزدگاه بکند ند ا ز کفش پا تا کلا ه
پس آنگاه ، آنروز تا شب دو ید که تا بردهی،نیمه شب در رسید
بشد د ر سر ا ی خداو ند د ه که چیز ی مرا ا ی خدا و ند د ه
که تا پوشد اندام خود این غلام بد اند ر دها نش هنو ز ا ین کلا م
که آن خواجه خدمتگزاران بخو ا ست بگفتا کنو ن کین غلا می ز ما ست
سحرگه به بازارش ، اند ر برید فر و شید و نقد ینه ا ش آو ر ید
چو آن بینوا ، ا ین سخن بر شنفت سراز جیب حیرت برون کرد وگفت
بگفتم غلامم ،که تن پوشی ام نگفتم غلامم ، که بفر و شیم
د لم بس ز کردار آن خواجه سوخت که ما ر ا بنا م غلامی فروخت
نوشتم من ا ین قصه را یاد گار که تا یا د دا ر د ، و ر ا روزگار
«میرزاده عشقی»
مهرداد امیررحیمی
تهران - خرداد ماه ٨٩
..................................................................................
لینکهای مرتبط :
از"چه باید کرد" میرزاده عشقی تا چه باید کرد امروز...؟!
بمناسبت جشن سی و یکمین سال دیکتاوری مذهبی در ایران
آقایان معممین ! حرمت آزادی را که شکستید حرمت مذهب و اعتقادات مردم را شکستید
موفقیت امروز حاصل سی سال جانفشانی آزادیخواهان ایرانی است
هنوز هم سایه هیولای " قاضی شرع " بر سر ملت ایران می چرخد
آقایان معممین ، فتنه اصلی خودکامگی و حرص قدرت درون شماست
جمعه 7 خرداد ماه سال 1389 ساعت 12:36 PM
جهان عرصه فعالیت موئسسه تبلیغاتی آقایان معممین
قدرت سازمان تبلیغات اسلامی آقایان معممین سالهای سال است که زبانزد خاص و عام در تمامی کشورهای جهان است ، از تبلیغات مستقیم گرفته تا غیر مستقیم ! کارهای ترویجی لغایت تلقینی ؟! .
سازمان تبلیغات اسلامی درحقیقت شاخه کوچکی است از بنگاه تبلیغاتی آقایان معممین که در سطح کشور و در عرصه بین المللی فعالیت می کند ، از دیگر شاخه های بزرگ و اصلی این بنگاه مخوف می توان به سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ، انجمن های اسلامی در وزارتخانه ها و ارگان ها و دانشگاه ها ، شبکه های رادیویی و تلویزیونی داخلی و خارجی ، مطبوعات ، کتاب ها ، نمایشگاه ها و ... اشاره نمود ، یا شاید بهتر است بگویم تمامی ارگان ها ، سازمان ها ، وزارتخانه ها ، حتی خود دولت و مجلس نیز بنوعی شاخه های بنگاه تبلیغاتی آقایان معممین هستند که در جای خود عمل می کنند .
پاسخ این سوال که "راه کار مقابله با یک حکومت دیکتاتوری فرد یا گروه محورهمچون حکومت جمهوری اسلامی چیست " در همین موضوع نهفته است ، به اعتقاد من راه کار اصلی بکارگیری سلاحی مشابه با اصلی ترین سلاح حکومت است یعنی بهره گیری از تبلیغات درست و بموقع در راستای خنثی کردن اثر تبلیغات حکومتی و این مهم به مرحله عمل نخواهد رسید مگر با کمک همه مردم در هر جایگاهی که قرار دارند .
در این مبارزه ناجوانمردانه یک طرف صاحب قدرت است ، تمامی ثروت کشور و بیت المال را در اختیار دارد، نیروهای مسلح در دستان اوست و فرماندهان نظامی فاقد اراده و دست چین شده تحت فرمانش ، تمامی تریبون های تبلیغاتی را به خود اختصاص داده و با قدرت کلیه کانالهای ارتباطی را یا قطع نموده و یا تحت نظر دارد و طرف دیگر فاقد هرگونه سلاحی است اما نباید فراموش کرد که در دنیای تبلیغات گاهی با یک خودکار پلاستیکی می توان نتایجی بدست آورد که با صرف میلیون ها تومان قابل حصول نیست ؟!
در مقالات گذشته چه در این وبلاگ و چه در وبلاگها و سایت های دیگر بکرات اشاره کردم که ضربات کوچک را اگر درست نشانه بگیریم و بجای درست زده شود فلج کننده هستند و گاهی ارزش یک ضربه کوچک بمراتب بیشتر از ضربات بزرگی است که ابعاد بین المللی پیدا می کنند اما تنها چند روزی اخبار جهانی را به خود اختصاص می دهند و به فراموشی سپرده می شوند ، ضربات کوچک با هدف گیری درست هستند که هم زمینه ساز و هم پشتوانه اتفاقات بزرگ می باشند ، برگزاری جلسات بحث و گفتگو ، روشن سازی اذهان مردم ، نزدیک کردن جوانان به یکدیگر و انسجام آنان در قالب گروه های سیاسی اجتماعی یعنی دقیقاً همان چیزی که نظام مقدس جمهوری اسلامی بشدت از آن می هراسد قدم های اصلی است در این مسیر پر فراز و نشیب .
آنچه مسلم است و همه بر آن تاکید دارند اینکه ریشه همه اتفاقات آتی در داخل ایران بسته می شود البته نباید از نقش ایرانیان خارج از کشورغافل بود چرا که بهره گیری از فضای آزاد سیاسی در کشورهای اروپایی و آمریکا نقطه مثبتی است که آنان در اختیار دارند و ما در ایران از آن محرومیم اما با قاطعیت باور دارم که اتاق هر یک از ما بایستی اتاق فکری باشد در راستای خنثی کردن تبلیغات حکومتی و نهایتاً رسیدن به آزادی که این دو از هم جدا نبوده و نیستند .
اگر به جایی برسیم که اتاق هر ایرانی اتاق فکری شود به وسعت سرزمین ایران آنگاه می توان امیدوار بود که ریشه استبداد مذهبی ازخاک ایران کنده شود ...
شاید با خود بگویید آنچه در بالا خواندید بظاهر کمی حماسی ، شاعرانه و شعارگونه است اما اگر کمی در آن تامل کنید شما هم با من هم رای و هم داستان خواهید شد که عین حقیقت است و هیچ راهی جز آن برای رسیدن به آزادی واقعی وجود ندارد .
باید در زمان مناسب ، مکان مناسب و با برنامه ای دقیق پای در این عرصه گذاشت تا نتایج نیز دقیق و قابل پیشبینی باشند ، بعد ازحصول نتیجه از قبل برنامه ریزی شده است که می توان به ادامه مسیر امیدوار بود وگرنه انرژی مصرف می کنیم ، نتیجه ای بدست می آید اما قابل تعمیم نیست !
مهرداد امیررحیمی
تهران - خرداد ماه 89
....................................................................
لینکهای مرتبط :
استبداد مذهبی از درون تو آبیاری می شود
ناکامی رسانه ملی در کپی برداری از برنامه های بی بی سی و صدای آمریکا
سربازان گمنام امام زمان در نقش گشتاپوی معممین در ایران
بمناسبت جشن سی و یکمین سال دیکتاوری مذهبی در ایران
حضرات معممین،بی بی سی همان بی بی سی سال 57 است