مهرداد امیررحیمی

چندی است در این دیار مقدسات بوی تقدس نمی دهند


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 18 مرداد ماه سال 1390 ساعت 7:18 PM

مختصری درباب انتخابات دوره نهم مجلس

وصف انتخابات درایران حکم تنوری را دارد که بیرونش بیشتر از درونش گرم می شود لذا همواره نانی که از آن بیرون می آید دیرهضم است و ناپخته و سهم مردم ازاین نانوایی که هنوزچون گذشته بطریق سنتی با نفت کار می کند تنها تحمل حرارت زیاد و دود سیاه و غلیظ دودکش آن در چشمانشان است .

به اصطلاح انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی نزدیک است ، اهل حکومت بتاخت اسب تبلیغات و ضد تبلیغات خود را می تازانند ، سایت ها و روزنامه های وابسته به حکومت مقالاتی می نویسند که در نگاه اول بودار است البته بویی که هرچند در ظاهربمشام برخی خوشایند نمی آید ولی در کل برای آقایان حکومتی حکم بوی عطرهای فرانسوی را دارد ،  داستان انتخابات در ایران آنقدرکسل کننده و تکراری شده است که دیگرمردم حتی علاقه ای به بحث در مورد آن ندارند ، درکوچه و بازار وقتی در مورد انتخابات و نمایندگان مجلس صحبت می شود در خوشبینانه ترین حالت اگر طرف مقابل اهل ادب و نزاکت باشد بحث را عوض می کند واز این طریق بنوعی بی تفاوت بودن نتیجه این نمایش مضحک را مطرح می کند و اگر نباشد چند ناسزای جانانه نثارشما و کاندیداها و نتیجه احتمالی آن می کند ، در مورد متن ها و مقالات نویسندگان وابسته و دلبسته  حکومت که در روزنامه های رسمی چاپ می شود می گویند طرف دنبال لقمه ای نان است و نخوانده رد می شوند و متن هایی همچون متن حاضر نوشته نویسندگانی همچون من که در وبلاگ و سایت ها ارائه شود می گویند طرف بیکار است البته احتمالاً ناسزایی هم پشت آن نثارتان خواهد شد یا نهایتاً خواهند گفت " دیوانه " است که وقتش را صرف اینگونه مباحث می کند .

اسم این وضعیت را مشکل فرهنگی ، بی انگیزگی اجتماعی ، افسردگی سیاسی و یا هر چیز دیگری بگذاریم علت اصلی آن قابل پیشبینی بودن نتایج انتخابات است ، حق وتویی که از دیرباز محل بحث اپوزیسیون و فعالان سیاسی مخالف با نظام حاکم بوده است ریشه اصلی این بی تفاوتی آزاردهنده است ، دورباطل نظارت در نظارت با نقش آفرینی آقایان معممین در شورای نگهبان ، مجلس خبرگان ، رهبری ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ، وزارت اطلاعات و حضورسازمان های نظارتی یکی ازدیگری قدرتمند تر درون هر یک از این ارگان ها و سازمان ها و مجامع به مردم ثابت نموده که هیچ جای فراری وجود ندارد و جعبه های رای چهار میخه شده اند البته نه برای حفاظت از آراء بلکه برای اطمینان از رسیدن به نتایج دلخواه ، درحقیقت وضعیت ملت ایران امروز وضعیت کسانی است که ازهرطرف محاصره شده اند و بقول قدیمی ها درون کاسه آش خاله جان است ، آشی که بخورید یا نخورید به پایتان نوشته خواهد شد ، در چنین شرایطی برخی به اشتباه می پرسند که بخوریم یا نخوریم ...؟!

این افسردگی سیاسی اجتماعی ازهر جهت بنفع حکومت آقایان معممین در ایران است چرا که ملتی که بی توجه و بی انگیزه شد کمتر خود را درگیرمسائل سیاسی می کند و این منتهی آرزوی سران نظام حاکم است ، یعنی کنار بنشینید تا ما با آرامش حکومت کنیم .

بطورمنطقی حکومت تک قطبی از اصل نیازی به انتخابات ندارد ، وقتی نه تنها انتخاب شدن یکی از اعضای اپوزیسیون که حتی تایید کاندیداتوری وی پیشاپیش و طبق قوانین حکومتی منتفی است حقیقتاً مزیت حسن آقا برحسین آقا چیست ، یعنی تغییر نام حسن به حسین بدون تغییر دیدگاه ها ارزش برگزاری انتخابات دارد ، اگر قراراست بازهم همچون سی سال گذشته حجت الاسلامی جای خود را به حجت الاسلامی دیگر بدهد چرا مردم به زحمت بیفتند ، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که مخالفین دراقلیت هستند ( که نیستند ) آیا اقلیت نبایستی حق ارائه نظرو ورود به مجلس را داشته باشد ، آیا همواره اکثریت بدلیل در دست داشتن قدرت بایستی اعمال نظر کند ، بعد از تحرکات مردمی و راه پیمایی میلیونی دو سال قبل بنابر اظهار نظر مقامات دولتی بارها گفته شد تعداد معترضین حداکثر چهارمیلیون بوده است با فرض اینکه این آمار را بپذیریم آیا چهار میلیون معترض حق ندارند نماینده خود را به مجلس بفرستند .

در گذشته همواره نظر شخصی خود را در مورد انتخابات در حکومت جمهوری اسلامی اعلام کردم و باز هم تکرارمی کنم تا زمانیکه تکلیف اختیارات اعطا شده به مقامی بنام رهبر یا ولایت فقیه ، تکلیف نهادهای نظارتی همچون شورای نگهبان ومشابه آن که بارها و بکرات درمورد آنها شنیده اید در قانون اساسی کشور مشخص نگردد و تغییرات و اصلاحات لازم صورت نپذیرد اصولاً چیزی بنام انتخابات در کشور وجود خارجی ندارد که در آن شرکت کنیم یا نکنیم ، تاییدش کنیم یا تحریمش کنیم ، از این منظر طبیعتاً انتخاب بد از بدتر و شعارهایی از این دست که ساخته و پرداخته ذهن خلاق سازمان های دست اندرکارحکومتی است نیز منتفی می باشد ، آرایی که درصندوق های رای ریخته می شود حتی با فرض صد در صد موجه بودن انتخابات و لحاظ نشدن هیچگونه اعمال نفوذ بازهم سندیت ندارد ، انتخابات دورنهم مجلس شورای اسلامی با دورهشتم یا هفتم آن هیچ تفاوتی ندارد و حکم نمایندگان منتخب پیشاپیش فاقد مشروعیت است ، مجلسی که مصوباتش بدون تایید مجلسی دیگر و بدون تایید فردی بنام رهبر فاقد ارزش قانونی و لذا فاقد قدرت اجرایی است با تعریف مجلس شورا مطابقت ندارد لذا نمایندگانش نیز فاقد اختیارات لازم و تنها بازیگرانی هستند که در یک نمایشنامه ایفای نقش می کنند ، در اینجا نه گفته ها ونظرات اهل حکومت و نه نظرات و گفتار اپوزیسیون ملاک است بلکه ملاک منطق و تعاریف اصولی و محتوایی است ، مهم نیست که باورمن یا شما چیست ، مهم نیست برنامه های صدای آمریکا یا بی بی سی چه می گویند ، مهم نیست در سایت بالاترین کدام مقاله بالاترازهمه قرارمی گیرد بلکه منطقاً در فرهنگ سیاسی برای هر واژه ای تعریفی وجود دارد و آنچه در ایران بعنوان انتخابات و مجلس شورا و یا نماینده مجلس از آنها یاد می شود با هیچیک از فاکتورهای موجود در تعاریف مربوطه همخوانی و هم سویی ندارد .

در قسم نامه نمایندگان مجلس شورای اسلامی آمده است :

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ، من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.

تک تک نمایندگان مجلس هشتم این قسم نامه را ادا کردند اما وقتی ملت ایران در سال ٨٨ تنها و بی پشتوانه در خیابان ها مورد ضرب  وشتم قرار گرفتند تمامی نمایندگان مهر سکوت بر لب زدند و ساکت نشستند همان نمایندگانی که قسم یاد کردند در گفته ها و نوشته ها و اظهار نظرهایشان استقلال و آزادی و مصالح مردم را مد نظر داشته باشند چرا که می دانستند بدون حمایت رهبر و شورای نگهبان و مجلس خبرگان و امثال این اهرم ها هیچ چیز نیستند ، نمایندگان می دانستند پشتوانه مردمی ندارند لذا پشت به همان گروهی دادند که تکیه گاه واقعی آنهاست که اگر نمایندگان واقعی ملت بودند در کنار ملت قرار می گرفتند .

در سایت اصلی مجلس شورای اسلامی این جمله از آیت الله خمینی در قالب یک بنر تبلیغاتی بچشم می خورد :

مجلس تنها مرکزی است که تمام قوا باید تبع آن باشد. امام خمینی (ره)

آیا این جمله که در سایت و تنها در قالب یک بنر تبلیغاتی در فضای مجازی می چرخد با حقیقت همخوانی دارد ، اگر به الفاظ و چاپ بنر است که مظفرالدین شاه ، احمد شاه ، رضاشاه و محمدرضاشاه بمراتب بیشترازآیت الله خمینی به مجلس شورای ملی احترام می گذاشتند ، ظاهراً مفهوم این جمله نیزهمچون خود جمله که در فضای مجازی می چرخد و گیج میخورد درعالم واقع می چرخد و دچار گیجی شده است .

                                              مهرداد امیررحیمی

                                             تهران – مرداد ١٣٩٠

                              www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com

                           www.facebook.com/mehrdad.amirrahimi

                                     

لینک های مرتبط گذشته :

از"چه باید کرد" میرزاده عشقی تا چه باید کرد امروز

مجلس شورای اسلامی بجای مجلس شورای ملی بزرگترین خیانت

حوزه علمیه قم در نقش سازمان بازرسی شاهنشاهی

پنجشنبه 6 مرداد ماه سال 1390 ساعت 8:25 PM

هشدار: "می توانستید و نکردید" اتهام فردای شما

As a warning to Iranian army commanders and politicians : the accusation of “ you could but you didn’t “ is going to point you in near future …

قابل توجه آقایان فرماندهان قوای نظامی ایران ، امرای ارتش ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، بسیج ، نیروهای انتظامی ، نیروهای اطلاعات وامنیت ...

قایل توجه نمایندگان مجلس شورای اسلامی ...

قابل توجه روحانیون عالیرتبه ، حضرات آیات عظام ، حجج اسلام و مراجع تقلید قم ، نجف ، مشهد و حوزه های علمیه و ...

شیخ صادق خلخالی بارها درمقام دفاع ازعملکرد خود بعنوان اولین حاکم شرع شفاهاً و کتباً اعلام نمود :

... در راس قدرتی قرار داشت که می توانست اعتراض کند ، اما به خاطرحفظ زندگی انگلی خود و برای خوشگذرانی خود، ملتی را به انحطاط کشاند ، او مفسد فی الارض است ! 

و این می تواند هشداری باشد به شما رجال سیاسی ، مذهبی و نظامی امروزکشور، قانون خود ساخته و خود نوشته شما می تواند دامنگیرتان شود و خواهد شد ، آنانکه قدرت اجرایی و نفوذ سیاسی دارند و می توانند برعلیه ظلم و بنفع مردم اعتراض و قیام کنند کنند و نمی کنند بدانند ، انگشت اتهام دادستان ها در دادگاه های فردای ایران فقط کسانی را نشانه نخواهد گرفت که ماشه را چکانده اند که به اعتقاد بنده کمترین سهم را درماجرا دارند بلکه همه آنهاییکه می توانند درعمل مردم را یاری کنند و نمی کنند متهم اصلی ردیف ١خواهند بود و دراین بین سوابق دادگاه های عدل انقلاب اسلامی !نشان می دهد که خشک و تر با هم خواهند سوخت و حتی چه بسا بی گناه ترین و پاک ترین افراد نیز یکبار دیگر بصرف سکوت درآتش خشم لجام گسیخته ملت بسوزند ؟!

از طرفی بیاد بیاورید ، شاه پیش ازترک ایران حکم بازداشت و زندانی کردن نصیری ، هویدا و برخی دیگر ازوفادارترین نزدیکان و اطرافیان خود را شخصاً صادر نمود چرا که به او گفته شد این حرکت می تواند درحفظ قدرت به او کمک کند و او همان مسیری را انتخاب کرد که همه قدرت طلبان همچون او انتخاب نمودند همان مسیری که چند سال بعد صدام حسین انتخاب کرد یعنی به قتل رساندن و قربانی کردن اقوام و نزدیکانش و وفادارترین فرماندهان ارتش عراق ، باید بدانید آنکسی که امروز برایش دست بالا می برید و پای می کوبید ، پشت او پنهان شدید وبه اتکای او قدم برمی دارید همانی است که فردای روزگارشما را به مسلخ خواهد فرستاد تا خود باقی بماند .

و اما یادی از گذشته . . .

مطبوعات ایران چندین دوره وهر بار تنها برای مدتی بسیار کوتاه آزادی نسبی را تجربه نموده است ازآنجمله چند ماه آخرحکومت محمد رضا شاه درهمان فضای باز سیاسی معروف و چند ماه اول حکومت جمهوری اسلامی که با با توجه به اتفاقات بعدی می توان آن را بحساب عدم آشنایی تازه به قدرت رسیدگان به اموراجرایی و اصول حکومت مداری گذاشت ، ازآنجا که حذف سانسور درهیچیک از این موارد از روی اصول و در راستای دموکراسی و آزادی بیان و نگارش واقعی نبود بطور طبیعی بلافاصله سانسورهمه جانبه بسیار گسترده ای را شاهد بودیم که هر روز بیش ازپیش عمیق تر و قوی تر می شود ، ناگفته نماند که چه دراوج فضای بازسیاسی روزهای آخر حکومت پهلوی وچه در دوره بی تجربگی آقایان دراداره امورکشورهم خط قرمزها وجود داشت و تنها کم رنگ تر شده بود ، درهرحال و به هر دلیل که بود همین چند ماه نیز نتایج جالب توجهی بدنبال داشت که گاهی قابل بهره برداری است .

درمیان جوانان نسل امروزانگشت شمارند که حتی نام آنانکه درقتل عام سالهای ٥٧ – ٥٨ تیرباران گردیدند بگوششان خورده باشد چه رسد به اینکه ازجزئیات ماجرا مطلع باشند ، اگرهم کسانی پیدا شوند که از روی کنجکاوی شخصی یا به اقتضای شغل خود در این باره تحقیقی کرده اند و مطالبی جمع نمودند اطلاعاتشان خلاصه می شود درمقالات و متونی که یا نوشته مورخین امروزی بعضاً مغرضی است که دانسته یا ندانسته ، خواسته یا ناخواسته تاریخ را تحریف نموده و در راستای تمایلات قشری خاص بازگو نموده اند و یا جسته گریخته مطالب این کتاب و آن کتاب را به هم چسبانده و متنی شتر گاو پلنگ وارازآن میان بیرون کشیده اند .

دراین قتل عام غالباً پروسه بازداشت ، تفهیم اتهام ، بازجویی ، بازپرسی ، محاکمه و تسلیم به جوخه تیرباران تنها چند ساعت بطول می انجامید و سرعت عمل دادگاه های انقلاب تا حدی بود که معمولاً خانواده ها خبربازداشت و تیرباران شدن فرد را همزمان می شنیدند و این دوران مصادف بود با آزادی نسبی چند ماهه مطبوعات در کشورکه در پاراگراف اول به آن اشاره گردید ، لذا اخبارتیرباران ها به نشانه اقتدار و افتخار حکومت دربرخی جراید بچاپ می رسید که مرورصفحات برخی ازآنها بسیارتکان دهنده و برای مردم بمنزله باز شدن دوباره جراحتی کهنه است که هرگزالتیام نخواهد یافت .

تعداد افراد بی گناه و بعضاً منحصر بفردی که دراین مقطع زمانی ناجوانمردانه و درنهایت پستی  ورذالت و پس ازتحمل انواع توهین ها با دلایل و اتهامات واهی به جوخه مرگ سپرده شدند آنقدر زیاد است که ذکر نام و پیشینه همه آنها مستلزم نگارش کتابی است چند جلدی که از توان و مقدوریات بنده دراین مقطع زمانی خارج است و یقین دارم در آینده نزدیک مورخین به ذکر نام آنها و ماجراهای مربوط به آنها خواهند پرداخت اما این متن را بهانه ای قرار می دهم برای یادآوری نام یکی ازمشهورترین امرا وخلبانان ارتش ایران و بقولی جهان شادروان سپهبد نادر جهانبانی در مقام یکی ازصدها نفری که درآن مقطع جان خود را بر سرغرورنظامی خویش ، خشم لجام گسیخته ملتی که تلخی سالها استبداد را زیر زبان داشت ، نفرت قشری موسوم به معممین از نظامیان که ماحصل تحمل سالها تحقیربود ، کینه شخصی رهبری این قشرکه ماحصل تحمل سالها غربت و بند و گرفتاری بود ، ناتوانی و ضعف ولی نعمتی بنام پادشاه وعدم پایبندی حکومت مداران جدید به عهد و پیمان های رد و بدل شده گذاشت .

با جستجوی نام سپهبد جهانبانی درگوگل مثل همیشه سایت های منبع و مرجع فراوانی جهت دریافت اطلاعات به مخاطب معرفی می گردد ، درسایت ویکی پدیای فارسی توضیحاتی ارائه گردیده که تقریباً عیناً متن کیفرخواست و دفاعیات چند کلمه ای ژنرال جهانبانی در دادگاه وقت انقلاب است ( برگرفته شده از روزنامه اطلاعات مورخه سه شنبه ٢٢⁄١٢⁄١٣٥٧ و چهار شنبه ٢٣⁄١٢⁄١٣٥٧ که به پیوست این پست ارائه گردیده) ، واقعیت امرمن نیزهرچه فکر کردم متنی بهتر و گویاتر از ارائه دوباره همان مطلب به ذهنم نرسید چرا که ارائه تصویربه اصطلاح دادگاهی که ژنرال را درکنارچند متهم دیگرمحاکمه نمود و متن چند کلمه ای دفاعیات وی در دادگاه عدل انقلاب اسلامی آنقدر گویا وشفاف است که دیدن عکس و خواندن همان چند کلمه خود به اندازه نوشتن یک کتاب حرف درسینه دارد لذا هرچند تکراری است اما عین روزنامه را برایتان ارائه می کنم چون خواندنش در قالب اصلی خبردرروزنامه تاثیر دیگری دارد .

                              ژنرال خلبان سپهبد نادرجهانبانی درجلسه دادگاه  

        ژنرال خلبان سپهبد نادر جهانبانی در دادگاه انقلاب airforce general nader jahanbani in revolution court 1979

لینک دانلود فایل پی دی اف روزنامه اطلاعات مورخه سه شنبه 22/12/1357 صفحه اول

لینک دانلود فایل پی دی اف روزنامه اطلاعات مورخه چهار شنبه  23/12/1357 صفحه 5 ( متن جلسه دادگاه )

لازم بذکر است همانطورکه درگذشته نیزبکرات به این موضوع اشاره نمودم بسیاری ازامرای ارتش و رجال سیاسی وقت ایران در حالی به جوخه تیرباران سپرده شدند که امان نامه مکتوب و رسمی سردمداران حکومت جمهوری اسلامی را از ماه ها قبل درجیب داشتند ( که این موضوع شامل حال تیمسارجهانبانی نمی شود و حضور او در ایران و عدم خروجش تنها از سر شجاعت و شهامت و اعتقاد به بی گناهیش بود نه داشتن امان نامه ) و اکثراً بدون کوچترین ترس و واهمه ای در منزل خود یا بعضاً در حین پیاده روی در خیابان بازداشت شدند ، البته با نهایت تاسف امروزهیچیک از شاهدان عینی و معتبراین موضوع درقید حیات نیستند هرچند اگرهم بودند دیگرتفاوتی دراصل ماجرا نمی کرد ، اما هدف و نتیجه یادآوری خاطرات تلخی که به چندین دهه قبل بازمی گردد چیست ؟!   

دیگران را نمی دانم اما هدف بنده شخصاً این است که اولاً هنرمندان ، ازاهل قلم گرفته تا نمایش ، نقاشی ، عکاسی ، شعر و بخصوص سینما و دیگر شاخه های هنری را به تحقیق و تفحص و بتصویر کشیدن وقایع و حوادث سالهای اخیر و روشنگری حقایق پشت پرده تحریک و ترغیب نمایم و درهمین راستا قلباً معتقدم مهم ترین رسالت جامعه هنری ایران دراین مقطع ازتاریخ کشورمقابله با مظلوم نمایی و سوءاستفاده نامشروع سران نظام حاضرازتبلیغات که از دیربازتنها حربه و ترفند آنان بوده است می باشد ، البته این مهم مستلزم اختصاص بودجه های کلانی است که بطور طبیعی ازعهده هنرمند جماعت خارج است اما اگرهدف مشخص باشد یقیناً وسیله نیز فراهم خواهد شد ، دوماً باور دارم درس عبرت های تاریخ به صاحبان قدرت امروز را هر چند بار که تکرار کنیم بازهم کم است چرا که مرورهمان تاریخ ثابت می کند هیچیک از صاحبان قدرت توجهی به درس های ارائه شده نکرده و نمی کنند ، سوماً بنوعی انجام وظیفه ای است ملی که هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد و با هر امکاناتی که در اختیار دارد یاد و خاطره مردان و زنان بزرگ کشور را زنده نگاه دارد .

بگذریم ...

لباس تیمسار در دادگاه ، نوع نشستنش ، چهره حاضرین در جلسه دادگاه و پاسخ های یک یا دو کلمه ای که نشانه بی اعتنایی او به افراد بی ارزشی است که بر مسند قضاوت نشسته بودند که هنوزهم نشسته اند جایی برای توضیحات اضافی باقی نمی گذارد .

شادروان ژنرال جهانبانی یکی از چند صد بی گناهی است که من شخصاً و از نزدیک می شناسم و بیاد دارم ، یکی ازچند صد نفری که با توجه به دادگاه بدون هیئت منصفه ، بدون وکیل مدافع ، بدون مستندات و حتی بدون اتهام ! و بدون هر آنچه دادگاه های انسانی از آن بهره می برند صدورحکم اعدام برایشان بمنزله قتل عمد محسوب می گردد و قاتلین ایشان نه تنها هنوز زنده اند و آزاد می چرخند که بر مسند قدرت نشسته اند و جولان می دهند ، برخی از قاتلین همچون شیخ صادق خلخالی دیگر در این جهان نیستند و به جایی رفته اند که باید امیدوار بود رعایت عدل قاضی دادگاهش همچون رعایت عدل قضات در دادگاه های انقلاب اسلامی باشد ! اما آن گروهی که هستند باید درانتظارعقوبتی باشند که امروزیا فردا گریبانگیرشان خواهد شد .

جهانبانی و جهانبانی ها مرگشان نیزهمچون زندگیشان برای ایران و ایرانی افتخار بهمراه داشت ... 

امرای ارتش و سپاه پاسداران بایستی بدانند اگرامثال ژنرال جهانبانی را می توان به اتهام مالکیت دو اسب ! و احنمال داشتن مزرعه ای درآمریکا که هیچگاه مستنداتش پیدا نشد و نقدینگی معادل چهارصد هزار تومان ظرف چند دقیقه محاکمه و تیرباران و اموالشان را مصادره نمود درمقام مقایسه اعدام آنهاازاصل نیازی به دادگاه ندارد ؟!

در پایان ، با توجه به این موضوع که دسترسی به اسناد و مدارک ، آرشیو روزنامه ها ، متون ، فایل صوتی و یا فیلم مربوط به جلسات دادگاه ها ، سخنرانی ها و مصاحبه های قدیمی برای افرادی عادی همچون من تقریباً غیرممکن و یا لااقل بسیار دشوار و پرهزینه است خود من نیزازگزند یک سویه نگری و اشتباه مصون نیستم لذا اصراری بر قبولاندن موضوعی خاص ، اثبات درستی و یا تلقین دیدگاه های شخصی ندارم و تنها هدفم همانطور که عرض کردم صرفاً تحریک کنجکاوی و ایجاد انگیزه برای دانستن واقعیت است، ازطرفی امید دارم که دراین بین شاید عزیزانی پیدا شوند که بتوانند با ارائه اسناد و مدارک لازم در روشن شدن موضوعات بنده را یاری کنند که موجب خوشحالی خواهد بود ، نکته دیگرآنکه ملت ها بخصوص ما ایرانی ها اصولاً فراموشکاریم ( البته فراموش کردن خاطرات تلخ نوعی سیستم دفاعی جوامع بشری تلقی می گردد) و به همین خاطرغالباً ازیاد می بریم و یا شاید بهتر باشد بگویم نمی خواهیم به یاد بیاوریم آنچه را تجربه کرده ایم و دراینگونه موارد گاهی بد نیست که یکی ازما با یادآوری برخی خاطرات تلنگری به ذهنمان بزند ، شاید و فقط شاید اینگونه بتواند به انتخاب مسیری اصولی و منطقی کمک کند ، البته تا بحال که اینگونه نبوده است ...

در این پست بمنظوراحتراز ازاطاله کلام و شخصی ننمودن موضوع ترجیح دادم ازذکر خاطرات شخصی که به دوران مورد بحث باز می گردد اجتناب کنم اما در پست های آینده بطورجداگانه و درحد توان به آنها خواهم پرداخت ، پس مطلب ادامه دارد  . . . تا بعد

                                                            مهرداد امیررحیمی

                                                           تهران – مرداد ١٣٩٠

                                         www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com

                                        www.facebook.com/mehrdad.amirrahimi

لینک های مرتبط گذشته :

شگفتا، آب در چشمه و پلیس بین الملل گرد جهان می گردد

آنانکه ساکت نشسته اند باید متهم به اقدام بر علیه امنیت ملی شوند

نامه سرگشاده به فرماندهان نیروهای مسلح ایران (ارتش وسپاه پاسداران)

حتی یزیدیان نیز برگزاری مراسم یادبود را ممنوع نکردند

نظام مقدس جمهوری اسلامی یا فراماسونری مذهبی

با نفرتی که در قلب مردم نهفته است چه خواهید کرد

حکومتی که سفله پرور است محکوم به فناست

هنوز هم سایه هیولای " قاضی شرع " بر سر ملت ایران می چرخد

در بکار بردن واژه " روحانی " تردید کنید