Wearing any kind of uniform in parliament is against the constitution
بارها ازخود پرسیدم اصلی ترین خصیصه نمایندگان ملت درخانه ملت یعنی مجلس چه می تواند باشد ؟! و همواره در نهایت به پاسخی کوتاه و شفاف رسیده ام البته از جانب خود ، به اعتقاد من اصلی ترین خصیصه یک نماینده مجلس استقلال فکری است و استقلال فکری در گرو استقلال شخصیتی و استقلال شخصیتی یعنی عدم وابستگی به قشریا جریانی خاص ، براستی چگونه می توان انتظار داشت فردی که تمامی ارکان شخصیتی و بند بند موجودیتش وابسته به تفکری خاص « سیاسی یا مذهبی » است ، اهدافش از پیش تعریف و تعیین شده و قدم هایش در راستای ثبت و تعمیق و گسترش افکار و خواسته ها و نظرات قشری خاص است بتواند در قالب نماینده یک ملت حافظ منافع و تکیه گاه مردم باشد ، اگر یک معمم با لباس ویژه روحانیت مجازاست بر روی صندلی وکالت مجلس شورا بنشیند چرا یک ارتشی یا پزشک با یونیفورم ارتش یا روپوش سفید اجازه نشستن بر روی صندلی وکالت مجلس را نداشته باشد ، مگر لباسی که روحانیون شیعه بتن می کنند چیزی بجز یک یونیفورم کاری است که وابستگی آنها را به قشر و صنفی با عقاید و موضع گیری ازپیش اعلام شده نشان می دهد ، آیا میان یونیفورم سفید رنگ پزشکان یا یونیفورم نظامیان با یونیفورم روحانیون شیعه تفاوتی وجود دارد ، آیا یونیفورم روحانیون بصرف مشابهت ظاهری با لباس پیامبراسلام وجه امتیاز ویژه ای برای آنان محسوب می گردد، آیا حضور معممین بعنوان یکی ازاقشارفعال درایام انقلاب این اجازه را به آنها می دهد که یونیفورم خود را از دیگراقشارمتفاوت و دارای امتیازات ویژه بدانند تا جاییکه تعداد اعضای وابسته به این صنف درصحن مجلس رسماً بیش ازنیمی از حاضرین را بخود اختصاص دهد ؟! پاسخ این سوالات را بدرستی نمی دانم ولی قویاً اعتقاد دارم هرگونه وابستگی صنفی و قشری برای نمایندگان مجلس غیر قانونی ، غیر اصولی و غیر اخلاقی است وازنظرمنطقی و عرف جامعه نیزخلاف تعهدات مورد انتظار است .
در ترکیه پوشیدن لباس ویژه روحانیت تنها در مساجد و برخی اماکن خاص مذهبی جایز است وبا متخلفین برخورد قانونی و جدی می شود چرا که معتقدند لباس روحانیت نبایستی بهانه ای جهت سوء استفاده از آن قرار گیرد و یونیفورم آنها تنها باید دراماکنی پوشیده شود که مورد استفاده دارد یعنی در مساجد ، اماکن متبرکه مذهبی و البته گورستان ها و چند جای دیگر ، نباید از نظر دور نمود که ترکیه وارث امپراتوری اسلامی (عثمانی) هنوزهم یکی از متعصب ترین و معتقد ترین کشورهای اسلامی است ، آیا تجربه سوء استفاده های گذشته از لباس روحانیت موجب وضع قوانین جاری در مورد پوشش روحانیون در سطح شهر دراین کشوراسلامی گردیده ؟ آیا در آینده برای این صنف درایران شاهد چنین قوانینی خواهیم بود ؟ نمی دانم اما همین اندازه می دانم که در سالهای گذشته هر چند نه درچهارچوب قانون و اجبار ولی بر حسب نوع برخورد و نگاه های سنگین مردم کوچه و بازارعملاً بسیاراندکند آقایان معممینی که تمایلی به حضوردراماکن عمومی داشته باشند مگر درمواردی همچون نماز جمعه ، مساجد و مناسبت های ویژه حکومتی آنهم درلفافی ازنگهبانان شخصی و صرفاً جهت حفظ ظاهر و از سر اجبار و این چندان تفاوتی با وضح موجود در ترکیه ندارد بلکه کمی هم سنگین تراست چون قانونی است که خود مردم درسینه نگاشته اند .
یکی ازارکان اصلی حکومت های مردمی اقتدارمجلس شورای ملی است ، اقتداری که حکومت های مدعی مردم سالاری لااقل حسب ظاهر و از برای ژست وجود آزادی هم که شده برای مجلس و نمایندگان مردم قائل هستند اما در ایران حفظ ظاهر نیزمعنی خود را از دست داده است ، آنچه بعنوان مجلس درایران شاهد هستیم را نه می توان مجلس شورای اسلامی دانست و نه مجلس شورای ملی ، درحقیقت ملغمه ای است از تظاهر به دین محوربودن حکومت ، اعلام رسمی و علنی عناد با ملی گرایی و میهن پرستی ، تمایل به القای مستبدانه حاکمیت و احیای مجدد امپراتوری اسلام در ایران به دیگرکشورهای مسلمان ، مدفون کردن فرهنگ ایران و ایرانی ، تزریق ناشیانه قصه کهنه و نخ نمای مشروعه زیرجلد مشروطه و به باور من اصلی ترین گزینه یعنی توجیه حضورآقایان معممین در قالب لزوم نظارت آنها برمصوبات مجلس ، آیا بواقع معیارها و مقیاس های " اسلام " جمهوری اسلامی ایران با معیارهای جهان اسلام مطابقت دارد ؟
مجلس حاضر فاکتورهای لازم جهت همخوانی با تعریف مجلس شورای ملی را نیز دارا نیست چرا که مصوباتش بدون تایید مجلسی دیگرقابلیت اجرایی ندارد لذا فی نفسه فاقد صلاحیت است ، دراصل نود و سه قانون اساسی آمده است " مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد مگر در مورد تصویب اعتبارنامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوقدان اعضای شورای نگهبان " ، بدین قراربایستی گفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ایران طبق مفاد قانون اساسی محجورو فاقد صلاحیت جهت تصمیم گیری نهایی اعلام شده اند .
طبق اصل صد و ده قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبر:
1 - تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام ( طبق اصل یکصد و دوازده اعضای ثابت و متغیراین مجمع را رهبرتعیین می نماید ، همچنین مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضاء تهیه و تصویب و به تایید مقام رهبری خواهد رسید )
2 - نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام
3 - فرمان همه پرسی ( زیر نظر شورای نگهبان انجام می شود که اعضای آن همه از منصوبین ولی امرهستند )
4 - فرماندهی کل نیروهای مسلح
5 - اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها
6 - نصب و عزل و قبول استعفاء : الف - فقهای شورای نگهبان ( منصوبین رهبر) ب - عالیترین مقام قوه قضاییه ( منصوب رهبر ) ج - رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ( منصوب رهبر ) د - ریییس ستاد مشترک ( فرماندهی کل قوا رهبر) ه - فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و - فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی
7 - حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه
8 - حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست ؟! از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام ( همگی منصوب شخص رهبر )
9 - امضا حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم ( بدون تایید رهبر فاقد مشروعیت قانونی است )، صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان (همه از منصوبین ولی امر ) و در دوره اول به تایید رهبری برسد ( یعنی رئیس جمهور منتخب ! مردم هم قبل و هم بعد از انتخاب بایستی مورد تایید ولی امر قرار بگیرد و در غیر اینصورت فاقد مشروعیت قانونی است ) .
10 - عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور ( طبق اصل ١٦٢ رئیس دیوان عالی کشورلزوماً مجتهد و منصوب شخص رئیس قوه قضائیه است و رئیس قوه قضائیه طبق اصل ١٥٧ لزوماً مجتهد و منصوب شخص رهبر) به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم
11 - عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه قضاییه ( منصوب ولی امر )
رهبر می تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند !
در نگاهی اجمالی ، فقهای شورای نگهبان یعنی نیمی ازاعضای شورا مستقیماً و رسماً توسط ولی امرمعرفی و تعیین می گردند و نیم دیگرتوسط رئیس قوه قضائیه که از طرف شخص ولی امرمنصوب می گردد معرفی می گردند ، شورای نگهبان در تایید و تعیین اعضای مجلس خبرگان نقش اصلی را بازی می کند و مجلس خبرگان در تعیین ولی امر یا همان رهبری و رهبری در تعیین ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش اصلی را دارد ، حکم ریاست جمهوری بدون تایید رهبر فاقد اعتباراست ، فرماندهی کل قوای نظامی کشور با مقام رهبری است ، ریاست قوه قضائیه و ریاست دیوان عالی کشور لزوماً بایستی با یک مجتهد عادل باشد و ملاک عادل و صالح بودنش تایید ولی امراست ، بازنگری در قانون اساسی تنها به حکم ولی امرامکان پذیر است و اکثریت قریب به اتفاق تیم احتمالی منصوبین ولی امر خواهند بود ، آنچه گفته شد بدین معنی است که قوای سه گانه کشور تمام و کمال قبضه آقایان معممین با القابی همچون حجت الاسلام ، آیت الله ، فقیه عالیقدرو آیت الله العظمی است که البته این القاب تنها نشانگررتبه درون قشری آنان است نه امتیاز اجتماعی یا معنوی خاص .
حال این سوال قابل طرح است که با توجه به حضور فردی بنام رهبر که لزوماً یک روحانی شیعه و وابسته به قشری موسوم به روحانیون است با اختباراتی که تنها به ذکر کلیات آن که عیناً در قانون اساسی قید گردیده بسنده گردید و ذکر جزئیات و آوردن اختیارات حاشیه ای این سمت در حوصله این مختصر نمی گنجد به اعتقاد شما آیا از اصل نیازی به حضور رئیس جمهور یا نهادی بنام مجلس شورا وجود دارد ، آیا اصولاً رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و هیئت وزیران چیزی بجز مشتی عروسک خیمه شب بازی در قالب کارمند اجرایی و در دست آقایان معممین هستند ، من گمان می کنم این اولین سوالی است که رهبران اپوزیسیون چه در داخل و چه در خارج ازایران بایستی ازمردم جویا شوند و اگر پاسخ مثبت بود یعنی نیازی به نهاد ها وجود داشت آنوقت تازه می توانیم بر سر فتوای تحریم یا تایید حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری آینده و یا انتخابات مجلس شورای اسلامی چند ماه بعد به بحث بنشینیم .
تا فراموش نکردم . . .
چند روز پیش در تاکسی ناخواسته شنونده دیالوگ بین یک مادرو دختر بودم ، دختربچه در مقطع پیش دبستانی نقاشی که سرکلاس کشیده بود رو به مادرش نشان می داد و با بغض می گفت "خانم مدیر گفته بگو فردا مادرت بیاد مدرسه تا تکلیفت و روشن کنم " ناخودآگاه توجهم به نقاشی جلب شد و به شنیدن بقیه داستان ترغیب شدم ، ظاهراً خانم مدیر روز قبل از بچه ها خواسته بوده که یه نفر رو بعنوان مبصر کلاس انتخاب کنن و بچه ها با کلی شوق و ذوق تقریباً همه به دختری فاطمه نام رای دادن اما دراوج ناباوری محمد نامی ازآستین خانم مدیر بیرون میزنه وغش کردن فاطی خانم و تب کردن علی آقا و قهرکردن حسن آقا و لب ورچیدن حسین آقا هم کمکی نمی کنه و آقا محمد خان با حمایت مرشد کامل و کلفتی گردن شخصی برمسند خلافت می نشینه ، این ماجرا آنچنان اثرتلخ و داغ جگرسوزی بر روح و روان این دختر بچه می گذاره که فردا سر کلاس نقاشی تلاش می کنه این ماجرا رو به تصویر بکشه و نقاشی زیر نتیجه این تلاشه ، ازاونجایی که میان ماجرای انتخابات مبصری دوره پیش دبستانی این دختر خانم ایرانی و داستان انتخابات درکشورعزیزمان ایران که به یمن و برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی موفق به رسیدن به اوج قله آزادی و مردم سالاری شده است مشابهت های زیادی دیده می شود از این بانوی خردسال و مادرگرامیشان اجازه گرفتم تا با رعایت حق کپی رایت از نقاشیشون در فضای سیاسی ، فضایی که این روزها بیشتر شبیه به فضای حاکم بر مقطع پیش دبستانی است و رجال سیاسی فعال در این فضا نیز عقل و شعور و درک و درایت و سیاستی همسان با فضای موجود دارند استفاده کنم ...
مولوی می فرماید :
چون که با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کود کی باید گشا د

مهرداد امیررحیمی
تهران – شهریور ماه ١٣٩٠
www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com
mehrdad.amirrahimi@facebook.com
لینک های مرتبط گذشته :

