The Cancer also doesn’t retreat , not even one step?!
در پاسخ به فرمایش آیت الله خامنه ای که فرمودند " عقب نشینی نمی کنیم حتی یک قدم "عرض می کنم " سرطان نیز عقب نشینی نمی کند حتی یک قدم " ...
به شهادت تاریخ تکثیر و گسترش سریع و بی رویه طرزفکر، باور یا نظریه ای خاص همواره نشانه درستی واصالت آن نیست که اگر اینگونه می بود آرمان و طرزتفکرسیاسی نظامی مغول ها ، نازی ها و فاشیست ها را نیز بایستی از زمره باورهای درست و اصیل تاریخ سیاسی نظامی جهان دانست چرا که در زمانی کوتاه بخش بزرگی از این دنیای پهناوررا تسخیر نمودند ، مغولها افتخارمی کردند که فرزندانشان برروی اسب بدنیا می آیند بر روی اسب می میرند و تا فتح تمامی جهان از پای نخواهند نشست ، بعد از گذشت سالیان متمادی هنوز هم کمتر کسی است که سخنرانی های حماسی و شورانگیزهیتلر و استالین را بشنود و ازخود بی خود نگردد ، مورخین متفق القولند که ملت آلمان پس ازشنیدن کلمات جادویی هیتلرهمچون خرگوشی که مسحور چشمان افعی شده باشد تسخیر قدرت ذاتی او می شدند و بی درنگ از باده غرورملی مست می گردیدند و درعالم مستی و ناهشیاری هر حرکتی را اصولی و منطقی می پنداشتند و چونان افراد هیپنوتیزم شده هر آنچه می شنیدند باور می کردند و هرآنچه ازآنها می خواستند عمل می نمودند تا جاییکه فرزندان نوجوان خود را برای جنگ در جبهه های روسیه روانه کردند و سوزاندن انسانها را توجیه نمودند و عزیزترین اعضای خانواده را به اقدام برعلیه رایش متهم نموده و تحویل می دادند .
به اعتقاد من رشد و گسترش برخی باورها و طرز فکرها دقیقاً مشابه سرعت روز افزون رشد و گسترش سلول های سرطانی است که در صورت عدم درمان بموقع و زود هنگام ظرف مدت کوتاهی تمامی بدن بیمار را تسخیر و درنهایت موجب هلاکت می گردد البته خود غده سرطانی نیز با میزبان نابود می شود و زیر خروارها خاک مدفون خواهد شد که این خاصیت ذاتی و فطری سرطان است ، ورود نابهنگام و ناخواسته چونان مهمانی ناخوانده ، رشد و تکثیرو گسترش سریع، هدف نهایی تسخیرهمه اعضا و درنهایت هلاکت و نیستی هم برای خود و هم برای میزبان ، بزبان ساده و خودمانی ذات و فطرت سرطان آن است که "عقب نشینی نمی کند حتی یک قدم ..."
( تیتر خبری روزنامه کیهان مورخه پنجشنبه ٢٦⁄٠٧⁄١٣٩٠ ) ولی امر مسلمین در اجتماع عظیم و بی سابقه مردم پاوه : "عقب نشینی نمی کنیم حتی یک قدم ..."

جمله حماسی و شعارگونه بالا جمله ای است که بکرات در سخنرانی ها و مصاحبه های سران نظام جمهوری اسلامی شنیده شده است و اینبار از دهان آیت الله خامنه ای (در سفر ایشان به کرمانشاه) همچون گوهری گرانبها و دردانه ای بی مانند چیده شد و با همه توان تبلیغاتی نقل مجالس و محافل سیاسی درون حکومتی ایران گردید ، از جمله دست مایه نقد نویسان و اهل قلم در روزنامه ملی و حماسی نویس کیهان (روزنامه ای که آرشیوش را می توان شاهنامه آقای شریعتمداری در مدح سران حکومت جمهوری اسلامی دانست)، طبق آنچه در مقدمه آمد در گذشته نیز بسیاری از اهل سیاست ، ملیون ، نظامیان و مذهبیون ، لشکرکشان و جهان گشایان متعصب و متحجر بر همین وزن با قافیه هایی مختلف و متنوع اشعاری سروده اند و در زمان خود بعضاً بحساب قدرت و سیاست آنان نوشته شده است اما نباید فراموش نمود که این روزها بکار بردن چنین جملات گنگ و نامفهومی بیشتر تاکید بر ناتوانی و ترس است نه قدرت و شهامت ، این روزها روانشناسان اجتماعی و تحلیلگران سیاسی شهامت را در پذیرش اشتباه و قدم برداشتن در راستای اصلاح امور می دانند نه سماجت و لجاجت بر سر ادامه راهی که در طول سه دهه بارها بن بست بودن آن به اثبات رسیده است ، بن بستی که آقایان اصرار دارند با فتنه نامیدن آن راهی برای خروج از آن بیابند غافل از اینکه هر نامی بر بن بست بگذاری به گشوده شدن آن کمکی نخواهد کرد مگر بازگردی و راه دیگری پیش گیری .
اما درمورد الگوبرداری کشورهای منطقه از انقلاب ایران باید عرض کنم اصل موضوع پر بیراه نیست ، واقعیت آن است که با وارد شدن درعصراطلاعات و ارتباطات و گسترش الگوی دموکراسی در سطح جهان امکان ادامه حکومت های دیکتاتوری سلطنتی و تک محوری و تک قطبی و حمایت از آنها میسر نمی بود از طرفی سابقه پیاده شدن دموکراسی واقعی دربرخی کشورها لزوم حضورسیاسیون صالح و کارآمد را مطرح می نمود که خطری جدی برای ابرقدرت ها محسوب می گردند ، میان این دو نوع حکومت برزخی است که چندی کمونیست ها در آن ایفای نقش نمودند ، با شکست کمونیست (که بیشتر ناشی از کم ظرفیتی رهبران نسل های بعدی و مشکلات اقتصادی بود تا مشکلات تئوریک و ایدئولوژیک)و زیر شاخه های آن طراحان سیاسی بازهم با یک خلاء روبرو شدند که بایستی پرمی گردید و بهترین یا شاید هم تنها گزینه مناسب با توجه به فرهنگ و سنت ها وعلایق مردم حکومت های مذهبی بودند ، حکومت هایی که به اندازه کافی جاه طلبی لازم جهت رسیدن به قدرت و حفظ و نگهداری آن را دارا بودند ، سابقه حکومت در قالب خلیفه گری و خلیفه بازی را داشتند ، توان بهره گیری از تبلیغات در راستای منافع و تمایلات شخصی و گروهی را دارند و خلاصه مطلب پس از چندین قرن انزوا و چشیدن طعم تلخ تحقیر و انواع ناملایمات حال برای حفظ بقای خود به هر کاری که لازم باشد تن می دهند ، اینجا بود که سناریوی کمربند اسلامی درمنطقه ما نوشته شد ، داستانی که در دهه ٥٠ مطرح گردید و ذهن برخی از کارشناسان سیاسی وقت را به خود جلب و جذب نمود ، در بسیاری از محافل سیاسی وقت ایران نیز تجزیه و تحلیل شد و همچون بسیاری از موضوعات در اذهان عمومی بمرور بدست فراموشی سپرده شد اما راه خود را ادامه داد تا امروز، تجربیات حاصل از سه دهه حکومت مذهبیون در ایران آخرین شک و تردیدهای طرح کمربند اسلامی را برطرف نمود و موفقیت آن تضمین گردید ، هیچ حکومتی نمی توانست تا این حد در سیرقهقرایی ملتی بزرگ و با سابقه تمدنی دیرینه همچون ایران نقش آفرینی کند بجز حکومتی که دکترین خود را زبان و کلمات الهی و عملکردش را ناشی از دستهایی آسمانی اعلام کند ، طرحی موفق که قابلیت تعمیم دارد و در صورت عدم آگاهی مردم منطقه همچون چاه نفتی است که تا چندین دهه آینده می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد ، با چنین چاه نفتی دیگر نیازی به شرکت هایی همچون نفت ایران و انگلیس و یا کنسرسیوم نفت نخواهد بود !
چنین حکومت هایی غالباً علاقه ای عمیق و ریشه ای به داشتن دشمنی فرضی و قسم خورده دارند تا سوژه ثابت تبلیغات آنها باشد، لولوخرخره ای که بتواند ذهن مردم را در گیر و بهانه ای برای جنگ طلبی و دخالتهای سیاسی نظامی در سطح بین المللی باشد ، برای ایران با توجه به اعتقادات مذهبی و مشکلات و سوابق ریشه ای میان مذاهب ، اسرائیل نقش آفرین این عرصه گردید ، بدین ترتیب علیرغم آنکه در سه دهه اخیر کمترین دخالت سیاسی ، تحرک نظامی و یا هر حرکتی که نشانه تحریک سران نظام ایران باشد از اسرائیل سر نزده است هر حرکتی با مرگ بر اسرائیل روبرو می شود ، دخالت در امور سیاسی دیگر کشورها همچون افغانستان ، پاکستان ، سوریه ،تشکیل گروه های نظامی و شبه نظامی تروریستی همچون سپاه قدس و اعزام آنها به دیگر کشورها ، ارسال تسلیحات با هدف دامن زدن به جنگ های داخلی دیگر کشورها و بسیاری موارد دیگر از این دست همه و همه تنها یک توجیه دارد ، دشمنی بنام اسرائیل که تمام انرژی و توان خود را صرف براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی می کند و سران نظام مقدس آرام نخواهد نشست تا نابودش کنند ، نزاعی پایان ناپذیر که احتمالاً تنها راه حل آن فرج آقا امام زمان است ...
مهرداد امیررحیمی
تهران – مهرماه ١٣٩٠
www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com
mehrdad.amirrahimi@facebook.com
لینک های مرتبط گذشته :
توهم "محبوب مردم بودن " توهم تمامی رهبران خودکامه
وبلاگ ها ،روزنامه های کیهان ملی در برابر روزی نامه کیهان حکومتی
زنده نگاه داشتن انقلاب خیانت به انقلاب است




