مهرداد امیررحیمی

چندی است در این دیار مقدسات بوی تقدس نمی دهند


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

As a request of all Islamic nations and leaders to invite Islamic republic of iran great leader Ayatollah Seyed Ali Khameneyi to show the rate of your obedience or disobedience

 

از همه ملل مسلمان و رهبران سرزمین های اسلامی می خواهم با دعوت ولی امر مسلمین جهان اطاعت یا عدم اطاعت خود را از مدعی رهبری جهان اسلام به اثبات برسانند ...

 

دکترین اصلی حکومت جمهوری اسلامی ایران و نقطه تمایزش با دیگر حکومت های مدعی اسلام محوری ولایت فقیه است ، عنوانی که برخی خلق یا ابداع آن را و برخی که کمی منصف ترهستند بیرون کشیدن آن را از زیر خروارها خاک کتاب تاریخ به آیت الله خمینی پایه گذارنظام جمهوری اسلامی درایران نسبت می دهند و این بدعت گذاری یا گردگیری تاریخی را نشانه نبوغ وی معرفی می کنند .

 

تاجاییکه مستندات تاریخی نشان می دهد درمیان روحانیون کمترین تعداد آثارمکتوب درحوزه فلسقه و نظریه پردازی های ایدئولوژیک و سیاسی مربوط به آیت الله خمینی است که یقیناً بدلیل درگیری های عملی و اجرایی ایشان در حوزه سیاست و نداشتن زمان فراغت لازم برای تحقیق و تفحص در حوزه نظری و تئوریک باز می گردد ، آثارمکتوب موجود نیزغالباً به دوران قبل از درگیر شدن درامور سیاسی وسالهای تبعید ایشان برمی گردد که طبیعتاً زمان بیشتری برای تفکر و نگارش داشتند ، آنچه درقالب مکتوب ازآیت الله خمینی این مرد بواقع بزرگ و تاریخ سازایران معاصرثبت گردیده و از معروفیت خاص برخورداراست بیشتراشعاری زیبا بخصوص در قالب غزلیات ، رساله ای شامل دستورالعملهای فقهی غالباً کلیشه ای مشابه رساله دیگرفقهای شیعه ، وصیت نامه سیاسی ، صحیفه نور( صحیفه امام شامل سخنرانی ها ومصاحبه ها و بیانات و امثال آن) ، کتاب ولایت فقیه و حکومت اسلامی (که به آن استناد می گردد ) و چندین کتاب غالباً فقهی دیگراست .

 

از طرفی برخی ازمحققین و مورخین معتقدند با توجه به سر آمدن اجتناب ناپذیر دوران حکومت های موروثی از نوع سلطنتی غیر مشروطه دیکتاتوری و تناقض و تضاد میان این نوع از حکومت باسوگیری و گسترش روند برقراری حکومت های پایه ریزی شده برمبنای اصول دموکراسی درغرب و با در نظر گرفتن فاکتورهای فرهنگ شرقی و سابقه تمایلات مذهبی ملل این بخش ازجهان ، سهل الوصول ترین و منطقی ترین نوع حکومت پیشنهادی تئوریسین های سیاست بین الملل تقویت و حمایت روحانیون و گروه های مذهبی برآورد گردید چرا که نوع حکومت لزوماً تابعی است از نوع تفکرو تمایلات فرهنگی اجتماعی مردم مناطق مختلف چنانچه بسیار نامعقول و ناهمگون است تلاش در راستای بسط و گسترش حکومتی مذهبی از جنس حکومت مذهبی حاضر در ایران در کشورهایی همچون نروژ یا فنلاند یا سوئد یا مشابه آن .

 

درهرحال چه کشف یا ابداع و طرح حکومت اسلامی و ولایت فقیه را به آیت الله خمینی نسبت دهیم و ریشه های آن را در ذهن وی و اسلاف او جستجو کنیم و چه درمنافع گردونه سیاست بین الملل و کشورهای غربی آنچه در عمل اتفاق افتاد فوکوس روی نظریه حکومت اسلامی در قالب ها و فرم های مختلف ، وابسته به فاکتورهای مذهبی اجتماعی و سنت های فرهنگی متنوع در ناحیه ای از جهان که جهان سوم می نامندش بود ، همان تئوری " کمربند اسلامی " که در سالهای دهه پنجاه سوژه داغ مباحثات و مناظرات اهل قلم و روشنفکران و متفکرین بود و حواشی آن بسیار تند وتیز پخش گردید و تخم آن ظرف مدتی کوتاه همچون قارچ تمامی منطقه را پوشش داد .


در این میان سلسله جنبان تغییرو تحولات ، روحانیون شیعه بودند، گروهی که از دیرباز علاقه وافر خود به دخالت در امور سیاسی را به اثبات رسانده وازنظر روانشناسی سیاسی اجتماعی صفاتی همچون قدرت طلبی ، جاه طلبی ، تمایل به تعرض و لشکر کشی و کشور گشایی ، احیای امپراتوری بر باد رفته و امثال آن در آنها مشهود و ملموس بود ، صفاتی از این دست بود که روحانیون شیعه را بهترین گزینه جهت شخم زدن زمین و هموار کردن مسیر تغییرات معرفی می نمود .

 

درنهایت ، طرح پایه گذاری حکومتی بظاهردین محور(اسلام محور) و درعمل شیعه محوربا نام حکومت جمهوری اسلامی با تمرکز خاص بر حضور رهبری مذهبی از میان فقهای شیعه که ولی فقیه نامیدندش با موفقیت درایران پیاده شد ، در طول مسیرعنوان ولایت فقیه ظرف تنها چند ماه بدلیل عدم درک سیاسی اکثر رجال سیاسی وقت ( بجز تعدادی قلیل و انگشت شمار) به عنوان ولایت امرسوق پیدا نمود ، چندی پس از آن دراثرفضای وحشت حاکم و از سر راه برداشتن همان تعداد اندک مخالفین دیگر کسی یارای مقابله با بزرگ شدن و بالا رفتن این بادکنک را نداشت و عنوان رهبر بمرور پررنگ و پر رنگ تر شد اما این اندازه نیز کفایت ننمود و بالن هر لحظه بالاتر رفت تا جاییکه ظرف یک شب ، ولی فقیه ، رهبر یا ولی امر در شبکه های خبری داخلی " ولی امر مسلمین جهان ؟! " معرفی و اعلام گردید .

 

البته این روند در تاریخ حتی در تاریخ معاصر کشور خودمان نیز بی سابقه نبوده است ، محمد رضا پهلوی نیز در ابتدا پادشاه مشروطه ایران بود ، پس از چندی اعلیحضرت پادشاه را با لقب " آریامهر" معرفی نمودند ، که تعبیر و تفسیری جز خدایگان بر آن متصور نبود و پادشاه مشروطه یک شبه آریامهرگردید اما لااقل در اینگونه موارد حوزه عملیاتی و خدایی خدایگان محصور به سرزمین و قومی مشخص بود که ناگفته نماند در صورت یافتن فرصت بی شک او نیز پا را از مرزهای سرزمین و قوم خود بیرون می گذاشت ، واقعیت آن است که مقصر اصلی و دلیل اینگونه ادعاها نه خود افراد که نحوه برخورد با روند پیشروی این بیماری ( بزعم من )است کما اینکه همانطور که در بالا شرح داده شد محمد رضا پهلوی پادشاه فقید ایران نیز از ابتدا خدایگان نبود بلکه پادشاهی تحصیلکرده سوئیس و مشروطه محوربود .

 

بعد ازاین مقدمه کوتاه ، نکته اصلی در این متن این است که ادعا بایستی با واقعیت همخوانی داشته باشد ( اگرنه بطورتمام و کمال لااقل به اندازه ای که آن را قابل هضم نماید) تا مورد پذیرش مردم واقع گردد ، که اگر جزاین باشد من و شما نیز می توانیم ادعای پادشاهی و پیامبری کنیم ، سوالی که در ذهن من ریشه نموده این است که چگونه ممکن است ولی امرمسلمین جهان تا به امروزازطرف هیچیک ازملل اسلامی و رهبرانشان ( بجز یکی از رهبران اسلام گرای تندرو یعنی سید حسن نصرالله که مشکوک و مظنون به تحریکات و تحرکات تروریستی است ) مورد تایید واقع نگردیده و تا امروزهیچ کشور اسلامی پذیرا و میهماندار رهبرش نبوده و طبیعتاً پای مدعی ولایت امری مسلمین جهان نیز تا امروز به هیچ کشوراسلامی بازنگردیده است ، شاید تا امروز به فکرهیچ ملتی و هیچیک از رهبران دیگر سرزمین های اسلامی خطورنکرده است که آغوش بازنماید و میزبان رهبر و مقتدا و ولی امر خود باشد ؟! لذا من وظیفه خود دانستم ازهمه ملل اسلامی و همه رهبران جهان اسلام تقاضا کنم تا در راستای اثبات حسن نیت و حسن ظن خود و میزان علاقه خود به رهبرشان و تایید ادعای ولایت امری اش ایشان را رسما به سرزمین خود دعوت نموده و از این طریق در رفع شبهات موجود در جهان اسلام قدمی بزرگ بردارند ، بی شک اجرای این مهم می تواند راه گشای بسیاری ازمعضلات و مشکلات و برطرف کننده ابرهای تاریک فرضیات و شبهات موجود باشد .

 

من یقین دارم خبر ورود ولی امرمسلمین جهان به مکه و مدینه یا دیگرشهرهای مقدس سرزمین های اسلامی ، می تواند داغ ترین و تاثیرگذارترین خبر خبرگزاری ها و از طرفی برای مسلمانان جهان مایه برکت و نعمت و برای رهبران سرزمین های اسلامی مایه افتخارو مباهات باشد .


 

                                                مهرداد امیررحیمی

                                               تهران – دیماه ١٣٩٠

                                 www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com

                                   mehrdadamirrahimi@yahoo.com

                                mehrdad.amirrahimi@facebook.com

                

لینک های مرتبط گذشته :

 

آقایان معممین و آرزوی امپراطوری شیعه درخاک ایران

مایکل جکسون و الویس پریسلی نیزمی توانستند ادعای ولایت امری کنند

پوسته ای توخالی از نظام مقدس جمهوری اسلامی !

فارغ التحصیلی ملت ایران درگرو یک واحد درسی است

نظام مقدس جمهوری اسلامی یا فراماسونری مذهبی

ولایت فقیه هیچگاه مشروعیت نداشته و ندارد ، اما امروز دیگر


لینک مرتبط با حوادث چند روز اخیر :

 

ترور ، ترفندی برای تحریک احساسات مردم و دانشگاهیان


پنجشنبه 8 دی ماه سال 1390 ساعت 7:32 PM

ایران هسته ای یا دیکتاتوری هسته ای

By the view of the world community

Is it possible and logical to separate the people from governments and leaders then decide about the right of having nuclear power or not …?!


                           

  

مدتهاست که بر سرداستان انرژی هسته ای ایران بحث و جدل است و شاهد مذاکرات و مناظرات فراوانی بوده ایم ، ازاین طرف اصرار که " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " و ازآنطرف انکار، بدلیل حساسیت مسئله موضوع در رسانه های داخلی و خارجی ازجوانب مختلف و توسط کارشناسان متخصص بکرات مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نظرات متنوعی نیز اعلام و ارائه گردیده ، صدها کنفرانس ،همایش ،کارگروه تخصصی و کمیته و واسطه و گروه بین المللی پیگیرموضوع بودند اما هیچ نتیجه ای حاصل نگردیده است ، چرا ؟

 

علت این همه حساسیت جامعه بین الملل که منجر به مخالفت ها و ممانعت های گسترده گردیده آیا محق نبودن ایران ، چین یا کره شمالی یا هر کشور دیگری برای داشتن انرژی اتمی است ؟ یقیناً پاسخ منفی است .

 

واقعیت آن است که از زاویه نگرش جامعه بین الملل ایران نیزبرای برخورداری از انرژی هسته ای همان اندازه محق است که آمریکا ،فرانسه ، آلمان ،اسرائیل ،انگلستان ، هند ، پاکستان ، ترکیه ، چین و یا کره شمالی اما حساب کشورها و ملت ها با حساب حکومت ها و رهبرانی که درمقطعی از زمان براریکه قدرت می نشینند کاملاً جداست ، همانطور که می دانید ماجرای تلاش برای دستیابی به انرژی هسته ای از دهه های متمادی پیش ازاین دستور کارتمامی حکومت ها و دولت ها بوده است ، دانشمندان و فیزیک دانان آلمانی بدستورمستقیم هیتلرسالها بر روی این پروژه کارکردند وبه هدف اصلی بسیار نزدیک شده بودند هر چند فرصتی برای استفاده نیافتند نه به این خاطر که نمی خواستند بلکه به این خاطر که دنیا راه را برآنان سد نمود ، وحشت دنیا از بمب های اتمی اتحاد جماهیر شوروی سابق علیرغم فروپاشی این امپراتوری هنوز درمیان ملل مختلف از بین نرفته است و شک و شبهه ها بر طرف نگردیده .

و اما صورت مسئله ، حکومت های دیکتاتوری که بر پایه تمایلات و اعتقادات و باورهای فرد ، گروه یا قشری خاص شکل می گیرند غالباً هیچ تمایلی به رعایت قوانین و مقررات بین المللی نداشته و ندارند ، شاهد این ادعا حوادث و اتفاقاتی است که منجربه جنگ جهانی اول و دوم گردید و یا جنگ های دیگری که شاید ازنظرفاکتورهای کمی همچون تعداد کشورهای درگیر و تلفات در ابعاد کوچکتری به دنیا آسیب رساندند اما بعضاً از نظرعمق ، فاجعه بارتر از جنگ های بین المللی اول و دوم بودند و غالب آنها تنها بخاطرحرص و طمع قدرت و ثروت از جانب رهبران وقت ، مثال بارز، ماجرای صدام حسین و معمر قذافی و ... است ، لذا اگر از این زاویه به مسئله نگاه کنیم بی شک وحشت جهان از جمهوری اسلامی هسته ای است نه از ایران هسته ای ، چه مثالی  شفاف تر ازوضعیت کشورآلمان ، به اعتقاد من باید ازخود بپرسیم چگونه جامعه بین الملل چند دهه قبل ،از آلمانی که چند بمب افکن به خلبانی جوانان هفده هجده ساله آلمانی برایش باقی مانده بود وحشت نموده و کلیه کشورها دست در دست هم نهادند تا پایینش بکشند اما حال کوچکترین بحث و جدل و حساسیتی بر سر وجود یا عدم وجود انرژی هسته ای در آن نمی بینیم که شاید برخورداری از این انرژی را برایش بدیهی می دانند و احتمالاً اگر مشکلی هم در این زمینه سر راهش باشد دیگر کشورهای غربی به کمکش خواهند شتافت ، آیا صرفاً به این خاطر که یک کشوراروپایی است ، مسلماً خیر، چون آلمان کشوری است که از اشتباهات تاریخی گذشته درس عبرت گرفته و می داند به تنهایی هیچ است و درکناردیگران قدرتمند ، پس ملاک و معیار قدرتمندی در جهان امروز همگامی و هم سویی با دیگر ملل است نه در دست داشتن قدرتی که در رزمایش ها و مانورهای نظامی منطقه ای به نمایش گذاشته می شود چرا که درعمل ثابت شده هیچ کشوری یارای مقابله با بسیج بین المللی را نداشته و ندارد .


تلاش جهت ثبت سمت ژاندارمی منطقه یعنی آرزویی که محمدرضاشاه زمانی در سر می پروراند حال تفکری کودکانه است از آن گذشته با فرض رسیدن به آن جایگاه تنها خود را تا مقام "دربانی " یک دروازه تنزل داده ایم ، دروازه ای که اگر با دکترین وصل به ملل دیگر قدم برداریم می تواند دروازه طلایی جذب سرمایه و دوستی و صلح بین المللی باشد ،رزمایش های قلدرمآبانه و به رخ کشیدن چند کشتی کوچک ساخت داخل نه تنها کمکی به حل معضلات بین المللی ایران نمی کند که صرفاً همسایگان را عصبی ترنموده و ازقالب تدافعی خارج و در قالب تهاجمی فرو خواهد برد.

 

نکته دیگری که درتکمیل عرایض بالا باید بدان اشاره کنم اینکه وحشت جامعه بین الملل تنها ازدستیابی سران رژیم حاکم بر ایران به انرژی هسته ای نیست بلکه در فضای سیاسی ، تجاری ، فرهنگی و اقتصادی و در تمامی عرصه ها فضای وحشت حاکم است ، آیا این وحشت بدلیل شعارهای بچه گانه و مضحک مرگ بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس است ، آیا دیگرکشورهای آمریکایی ، آفریقایی ، عربی یا اروپایی صرفاً بخاطرابرازتنفرکلامی ایران ازچند کشورحاضرند خود را از معامله با یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان محروم کنند ، بنظر می رسد چنین برداشتی بسیار سطحی باشد بخصوص که در اوضاع و احوال اقتصادی موجود حتی لنگه کفش کهنه هم در بیابان اقتصاد بین الملل برای این کشورها غنیمت است لذا وحشت ریشه ای است و عمیق .


روانشناسان معنقدند اگر با یک نفر مشکل داری این احتمال وجود دارد که اشکال از طرف مقابل باشد اما وقتی همه با تو مشکل دارند باید اشکال را درخودت جستجو کنی.

.............................................................................................


پاسخ به خوانندگان : "  وبلاگ ها کلمات منشورآزادی فردای ایرانند "

 

برخی از عزیزان بطورمستمراز طریق کامنت وایمیل و تلفن برسراین موضوع که نقد و بررسی مطالب وموضوعات و ارائه پیشنهاد و راه کاردر سایت ها و وبلاگ ها و بطورکلی فضای مجازی نتیجه ای بدنبال نخواهد داشت مصرانه تاکید می ورزند و معتقدند "عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی ! " .

استدلال می کنند که سایت ها و وبلاگ ها کارآیی لازم جهت اطلاع رسانی مناسب را ندارند ، به این گروه ازعزیزان عرض می کنم که در گذشته ای نه چندان دورهمین سایت ها و و بلاگ ها نیز دراختیارما نبود و مقالات و نقدها و انتقادات در قالب اعلامیه و بیانیه و نامه سرگشاده و تلگراف آنهم با مشکلات غیر قابل باور دست به دست می شد و با توجه به محدودیت ها و اعمال فشارمعمولاً تعداد کپی ها به صد هم نمی رسید اما همان دوره هم آنانکه باید می خواندند ، بدستشان می رسید و می خواندند و آنقدرهم موثر بود که تعداد بسیاری ازآزادیخواهان ،متفکرین ، روشنفکران و اهل قلم جان خود را بر سر ارائه افکار وعقاید و ابراز نظراتشان گذاشتند ، ترس و وحشت حکومت های دیکتاتوری از جمله نظام حاکم بر ایران از کلمات گاهی تا حدی است که یاد و خاطره افراد نیز آنان را آزارمی دهد و تایید این ادعا آنکه از برگزاری مراسم یادبود برای این بزرگان نیز جلوگیری می کنند ، اعلامیه ها و بیانیه های شادروان داریوش فروهر( رهبرحزب ملت ایران ) که بعضاً در قالب هفته نامه و از طریق پست با تیراژی اندک برای فعالان سیاسی ارسال می شد آنقدرتاثیرداشت که هیچگاه پاکت پستی با درب بسته به منزل ما و دیگران نرسید ! بیاد دارم همواره برای ارسال تلگراف ها و اعلامیه های پدرم به دفتر آیت الله خمینی و یا نهاد ریاست جمهوری و دفاتر روزنامه ها صبح به اداره پست می رفتم و آخر وقت بیرون می آمدم چون هیچیک از مسئولین وقت ادارات پست حاضربه قبول ریسک ارسال تلگراف و یا اعلامیه ها نبودند و همواره کاربه حضور یکی از مامورین اطلاعات در صحنه و بعضاً درگیری می کشید .

 

لذا تاکید می کنم که برخلاف تصورعمومی مطالب کلیه سایت ها و وبلاگ ها به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می شود و آنانکه باید بخوانند ، می خوانند و تاثیری که باید بگذارد ، خواهد گذاشت ، شرط موفقیت و پیروزی درهرجنبشی ایدئولوژی واحدی است که با قاطعیت عرض می کنم ازمیان همین نوشته ها و نقدها و مقالات تخم آن کاشته و بارور گردیده و امروز به درختی تنومند مبدل شده است ، برگ برگ مطالب و مقالات هدفمند وبلاگ ها که من همواره با عنوان " روزنامه های ملی " از آنها یاد می کنم و از دیگران هم تقاضا دارم چنین کنند در تاریخ کشورمان ثبت خواهد شد و هر وبلاگ می تواند کلمه ای ازمنشورآزادی فردای کشورمان باشد لذا استدعا می کنم وقتی مقاله یا نقدی هدفمند می نویسید مستدل ، مستند و محکم بنویسید و پای نوشته خود را امضا کنید ، چیزی را بگویید که باوردارید نه آنچه فکر می کنید باورخواهند کرد .

 

تقریباً تمامی منتقدین فعال درداخل کشور که غالباً خود از بنیانگذاران انقلاب بودند در طول سه دهه گذشته بگونه ای به قتل رسیدند و ازگردونه خارج شدند و یا بعضاً مجبوربه جلای وطن گردیدند اما با شیوه زندگی و مرگشان به دیگران آموختند که دراوج محدودیت و با کمترین امکانات نیزمی توان و باید مبارزه کرد و شیوه مبارزه بر حسب موقعیت و شرایط تعریف و تعیین می شود .

 

                                                          مهرداد امیررحیمی

                                                          تهران – دیماه ١٣٩٠

                                           www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com

                                              mehrdadamirrahimi@yahoo.com

                                            mehrdad.amirrahimi@facebook.com

                            

لینک های مرتبط گذشته : 

تشکل های کوچک هم می توانند به بهمنی مهیب بدل گردند

وحشت اروپا ازگرایش به خشونت است نه از گرایش به اسلام

حتی یزیدیان نیز برگزاری مراسم یادبود را ممنوع نکردند

صدای ناقوس جنگ

وبلاگ ها روزنامه های ملی