مهرداد امیررحیمی

چندی است در این دیار مقدسات بوی تقدس نمی دهند


مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 20 بهمن ماه سال 1390 ساعت 7:56 PM

بمناسبت 22 بهمن ،سالگرد مصادره پیروزی ملت ایران

On the occasion of 22 Bahman 1390 " the anniversary of Iranians victory confiscation"

 

یکی ازافتخارات همیشگی آقایان معممین هنر به خیابان کشیدن مردم درمناسبت های مختلف بوده و هست ،از مراسم تدفین گرفته تا سوم و هفتم و چهلم و سالگرد ، از پانزده خرداد گرفته تا بیست و دوم بهمن ، روزدانشجو تا روزمعلم و و غیره و غیره ، به زبان ساده زنده و مرده ، کودک و بزرگسال ، غم و شادی ، پیروزی و شکست مردم همه و همه تنها بازیچه ای است دردست آنهاییکه بدنبال بهره برداری و سوء استفاده ازاحساسات مردم هستند ، البته این داستان منحصر به روحانیون شیعه و ایران نبوده و نیست و صفحات کتاب تاریخ پراست ازموارد مشابه ، روحانیون مسیحی نیزدر دوران تفتیش عقاید درمراسم به آتش کشیدن محکومین ،گروهی از مردم را به دور خود جمع می کردند و جالب آنکه مردم هم با سوت و هورا آنها را تشویق به اجرای حکم می نمودند و از بوی سوختن گوشت همنوع خود لذت می بردند ، هیتلر و موسولینی و استالین نیزهمواره با سوت و هورا و فریاد "درود..." گروهی از مردم تشویق به ادامه جنایات خود می شدند و غالباً با خواندن سرود ملی ازپشت تریبون بدرقه می گردیدند ، علی داماد پیامبر نیز با فریاد اعلام بیعت گروهی از مردم ازخانه بیرون آمد و ردای خلافت رابر تن نمود و ... 


جالب آنکه عاقبت کار دقیقاً همان گروه از مردم بعد از گذشت چند صباحی تک تک کشیش ها و قضات دادگاه های تفتیش عقاید را خانه به خانه بیرون کشیدند و در آتش سوزاندند و از بوی سوختن گوشت آنها سرمست شدند ، هیتلر برای پرهیز از مواجهه با این گروه خودکشی نمود ، موسولینی شانس فرار نیافت و پس از تیرباران دربیابان های مرزی آب دهان بر جنازه اش انداختند و همان امت همیشه در صحنه پس از ضربت خوردن علی توسط ابن ملجم شادی و پایکوبی نمودند ، دکترمحمد مصدق نیز تا حدی از این امت ناامید و منزجر بود که ترجیح داد خود را بدست دشمن بسپارد تا بدست آنها یی که تا چند ساعت قبل ازشکستش شعار زنده باد مصدق سر می دادند، داستان صدام حسین و سرهنگ قذافی نیز تکرارمکررات است ، ضمناً‌ ، عمداً هم ازچهره های منفی و هم از چهره های مثبت درمقام مثال استفاده نمودم تا به مفهوم اصلی برسم که امت همیشه در صحنه مثبت و منفی هم نمی داند و نمی شناسد !


بگذریم، پس از برگزاری چنین مناسبت هایی روزنامه ها و خبرگزاری ها و صداو سیما حضور جمعیتی موسوم به "امت همیشه در صحنه" را نشانه پیروزی معرفی می کنند که البته به اعتقاد من چنین قضاوتی می تواند برداشتی آزاد از تحمیق مردم و به خیابان کشیدن آنها باشد ، ازآنطرف برخی از اعضای اپوزیسیون در داخل و خارج تلاش خود را بر این قضیه معطوف می کنند که منکر حضوراین گروه در ابعاد گسترده در خیابان ها در اینگونه مناسبت ها شوند که به باورمن هرچند یکی از ترفندهای ضد تبلیغاتی محسوب می شود اما در جای خود نوعی دیگر از تحمیق مردم است چرا که انکارواقعیت عینی است و به اعتقاد من بجای انکار واقعیت بهتر است به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم .


در یکی از رمان های الکساندردوما نویسنده معروف فرانسوی جمله ای با این مضمون خواندم که " درایام انقلاب فرانسه چهره هایی درخیابان دیده شد که در روزهای عادی هیچگاه نمی دیدیم و بعدها نیزهرگزدیده نشدند" اما نظر من کمی متفاوت است ، به اعتقاد من این چهره ها چونان کابوسند ، کابوس روزها هم وجود دارد اما محل ترس نیست چون فضای لازم برای ایجاد رعب و وحشت را ندارد ، این چهره هاهمچون خفاشانی هستند که ثبات و تعادل برایشان همچون نور آزار دهنده و غیر قابل تحمل است ،علت علاقه وافر آقایان معممین و اقشار و گروه های مشابه درگذشته و احتمالاً آینده به بیرون کشیدن امت همیشه در صحنه نه گرفتن بیعت مجدد بلکه القای دائمی سنگینی فضای عدم تعادل و ثبات در جامعه است چرا که بخوبی در طول قرون متمادی به این واقعیت پی برده اند که اگر ثبات و تعادل و امنیت باشد حضور امت همیشه در صحنه در خیابانها اساساً بی معنی است اما آقایان بایستی یک نکته را هم مد نظر قرار دهند که اکثراً مغفول می ماند و آن نکته اینکه دست اجرایی متفکرین ، روشنفکران ، اهل قلم و تئوریسین ها در آینده نزدیک همین امت همیشه درصحنه خواهد بود ، به زبان ساده نفراتی که در روز 22 بهمن و دیگر مناسبت های مشابه درخیابان ها می بینیم همان هایی هستند که فردا هیزم لازم برای آتش را فراهم خواهند کرد و آقایان را زنده زنده درآتش خواهند سوزاند ، هر چقدر حرارت امت همیشه در صحنه در دادن شعاربیشتر باشد نشانه حرارت بیشتربازی فرداست ، اهل قلم و متفکرین و آزادیخواهان هیچگاه دستخوش افر اط و تفریط نبوده و نیستند چرا که اهل تجزیه و تحلیل و تامل و بررسی و بدنبال راه کارهای اصولی هستند ، اما امت همیشه در صحنه زاییده و نتیجه افراط و تفریط است لذا با قاطعیت به آقایان معممین عرض می کنم که در روز 22 بهمن و دیگر مناسبت ها چشمها را باز و گوشها را تیزکنند و خوب بشنوند وخوب ببینند آنچه هوادارانشان می گویند وبه نمایش می گذارند.

 

    آیت الله خامنه ای

   صدام حسین 

شخصاً قاطعانه مخالف حکومت تزویر و فریب و دیکتاتوری مذهبی ماقبل تاریخ جمهوری اسلامی هستم ودرتمامی این سالها آنچه درتوان داشتم چه نظری و چه اجرایی را برای ابرازعقیده و تقویت اپوزیسیون بکار گرفتم و در اینجا صراحتاً اعلام می کنم نه تنها حضور امت همیشه در صحنه در مراسم ومناسبت های مختلف از جمله 22 بهمن نگرانم نمی کند ، نه تنها حضور این گروه را کتمان نمی کنم بلکه تماشای صحنه های مربوطه باعث انبساط خاطر و انگیزه ای مضاعف برایم می گردد چرا که به خیابان کشیدن برنامه ریزی شده مردم از طرف حکومت مداران و سیاسیون را فقط و فقط نشانه ضعف و اقرار به عدم ثبات و نیاز سران حکومت به اثبات هویت می پندارم ، حکومتی که هویت خود را به اثبات رسانده و از خود مطمئن است هرگز پشت شعارهای پوچ و بی محتوای تکراری پنهان نمی شود ، حکومت و حکومت مدارانی که هویت خود را به اثبات رسانده و قدرت خود را قبول دارند هیچگاه دیواری از مرگ بر ... و فحش و ناسزا بدور خود نمی کشد ، در یک کلام حکومتی که دارای هویت مشخص و اعتماد به نفس کافی واقتدار بین المللی است نیازی به برخ کشیدن امت همیشه در صحنه ندارد چرا که جامعه بین الملل به اینگونه ناشیگری های سیاسی می خندد و برای مردم داخل هم تنها سوژه ای است جدید که یک یا دو روزی موجب سرگرمی و پر شدن صندوق پیام کوتاه تلفن های همراهشان خواهد شد .


پس ازاتفاقات و تغییر و تحولات سال 57 اموال موروثی برخی از افراد از جمله بسیاری از کارخانجات و تولیدی ها و موئسسات خصوصی توسط سران حکومت جمهوری اسلامی مصادره گردید که چند و چون آن موضوع این بحث نیست چرا که هرچند هنوز داغش در دل بسیاری تازه است اما ضررمالی همواره قابل جبران است ، آنچه از ملت ایران مصادره گردید و هیچگاه قابل جبران نیست پیروزی مردمی بود ، مصادره ای که شادی پیروزی را به تلخی بدل نمود ، تلخی که نه با پخش فیلم های چارلی چاپلین و لورل هاردی از شبکه های رسانه ملی و نه با پخش شیرینی و شکلات و کیک در خیابان ها و میادین و نه با شرایط ویژه فروش اقساطی کارخانجات اتوموبیل سازی شیرین نمی شود ،شاید تنها چشیدن طعم پیروزی واقعی یعنی آنچه به یغما برده اند بتواند کام ملت را بعد از سالها مزه مزه کردن تلخی شیرین نماید .

                                               مهرداد امیررحیمی

                                             تهران – بهمن 1390

                          www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com

                              mehrdadamirrahimi@yahoo.com

                          mehrdad.amirrahimi@facebook.com


لینک های مرتبط گذشته :

غاصب غاصب است چه صهیونیسم باشد چه جمهوری اسلامی  

٢٢ بهمن امسال دیو جهالت یکبار دیگر تنوره خواهد کشید             

٢٢ بهمن امسال عبورازتونل وحشت تنها راه رسیدن به آزادی بود

 

Iranians expectation, Dissolving revolution courts the illegitimate child of revolution

 

درعالم سیاست همچون دیگرعرصه ها بسیاری ازوقایع تابعی ازحوادث واتفاقات روزهستند یعنی به اقتضای موقعیت گاهاً خلق الساعه نطفه ای بسته می شود و برحسب رویکرد مقطعی زاییده می شود و بطورطبیعی با تغییرشرایط کارآیی خود را از دست می دهد و درمواردی حتی وجودش مضرشناخته می شود ، دراینگونه وقایع تشخیص حلال زادگی یا حرام زادگی طفل وابسته به عملکرد آینده اش خواهد بود .

 

ادارات ، سازمان ها و وزارتخانه ها نیز از همین منوال پیروی می کنند یعنی هرگاه احساس نیاز شود تاسیس و در طول مسیر حرکت خود بعضاً بزرگ و بزرگ ترمی شوند و هرگاه احساس نیاز برطرف شود یا مضر تشخیص داده شوند و یا به هردلیلی عملکرد مناسبی نداشته باشند منحل می گردند ، کما اینکه همین چند ماه قبل در دولت حاضرچند وزارتخانه درهم ادغام شدند و چه بسیار ارگان ها و سازمان ها و نهادهایی که طبق توضیحات بالا یا اساساً منحل گردیدند ویا در وزارتخانه ها و دیگرارگان ها و سازمان ها ادغام شدند ، یکی از مثال های بارز که به سال ٥٧ بازمی گردد واحدهای شبه نظامی است که کمیته انقلاب اسلامی نامیده می شدند و علت پیدایششان عدم وجود واحدهای نظامی منظم و به هم ریختگی وضعیت نیروی انتظامی در یک مقطع زمانی خاص در کشور بود که چندی پس ازبازسازی نیروهای منظم انتظامی کمیته ها بطورطبیعی منحل و درواحدهای قانونی ادغام گردیدند ، نمونه های مشابه فراوان است .

 

بدیهی است که دریک انقلاب که نوعی رفورم ریشه ای و بنیادین درتمامی عرصه ها اعم ازسیاسی اجتماعی فرهنگی مذهبی اقتصادی نظامی و هنری محسوب می گردد بیشترازهر زمان شاهد چنین تغییراتی باشیم ، که در ایران نیز چنین بوده است ، برخی از نهادها و تشکل ها که بعضاً بسیار فعال و پویا بودند یک شبه منحل شدند و برخی تاسیس گردیدند وتعدادی نیز تنها تغییر ظاهری دادند و به رنگ روز درآمدند ، نهضت سواد آموزی جای سپاه دانش را گرفت و بسیج دانش آموزی جای گروه های پیشاهنگی و شیر و خورشید نشست ، بنیاد پهلوی وبنیادهای خیریه شهبانو یا شاهدخت ها به کمیته امداد امام خمینی و بنیاد مستضعفان تغییر نام داد و درسطح کلان تر وزارت اطلاعات جای سازمان امنیت را گرفت ، تا اینجای کار نه عجیب بود و نه غیر قابل پیشبینی ، نه ابتکارو اختراع و خلاقیت محسوب می گردید و نه گله و گلایه معقول است ، روندی است که کم و بیش در تمامی تغییر و تحولات در وسعت بزرگ و درهمه جا وهمه کشورها اتفاق افتاده و بازهم خواهد افتاد اما ، زمانی موضوع جای تامل دارد و حیرت برانگیز است که نهادی که بدلایل خاص موقعیتی بطور فورس ماژور و با هدفی خاص شکل گرفته است بعد از اتمام ماموریت بازهم بکار خود ادامه دهد و هیچکس هم نپرسد یا جرات نکند بپرسد چرا ؟! احتمالاً تنها به این خاطر که پسوند انقلاب را با خود یدک می کشد .

 

در روزهای آغازین بعد ازاتفاقات سال ٥٧ بدلیل عدم اطمینان و اعتماد انقلابیون تازه به قدرت رسیده به دادگاه ها و قضات قوه قضائیه از طرفی بدلیل حساسیت و فشردگی و کثرت محاکمات انقلابی ! طی تصمیم گیری شتابزده که بخشی از آن ناشی ازتب پیروزی و حس انتقامجویی بود حکم تاسیس دادگاهی بنام دادگاه انقلاب صادر گردید که درست یا غلط بودن این تصمیم موضوع این بحث نیست ، درهرحال دادگاه انقلاب پا به عرصه گذاشت همانگونه که شورایی بنام شورای انقلاب پا به عرصه گذاشت با این تفاوت که شورای انقلاب پس از انجام امورمحوله و اتمام ماموریت ( خوب یا بد ) بطوراتوماتیک ازعرصه خارج شد و جای خود را به نهادهای قانونی با وظایف و اختیارات مشخص و روشن داد اما دادگاه انقلاب درحالیکه قوه قضائیه بازسازی شده و مهره های جدید مورد وثوق حکومت در راس آن قرار گرفتند بکار خود ادامه داد و تا امروزبا حضورغیرقانونی خود ضررهای غیر قابل جبرانی به پیکره ایران و شخصاً معتقدم حتی به پیکره نظام وارد نموده است علیرغم اینکه مدعی است عملکردش در راستای حفظ و حراست ازهویت نظام است .

 

هر چند نامشروع بودن لزوماً دلیل ناخلف بودن نیست اما در مورد دادگاه انقلاب این فرزند نامشروع انقلاب این حکم صدق می نماید و ناخلف از آب درآمد تا جاییکه امروز قوه قضائیه بنوعی زیر مجموعه ای است ازدادگاه انقلاب ! گفتم نامشروع چون بطورغیرقانونی و بخواست فرد یا افرادی وابسته به قشری خاص پایه گذاری شد و عملکردش موجب شرم و پشیمانی گردید ،اکثرانقلابیون واقعی یا ازابتدا مخالف احکام غیرمنطقی و تندروی های آن بودند و یا با فاصله زمانی کم جبهه خود را تغییر دادند و ابراز ندامت و اقرار به اشتباه نمودند و گفتم ناخلف به این دلیل که نه تنها اشتباهات خود را گردن نگرفت بلکه با سماجت تیشه بر ریشه خود زد ، گمان نمی کنم یافت شود از میان انقلابیون کسی که صابون این فرزند نامشروع گذشته و این هیولای ناخلف امروز بربدنش نخورده باشد و جای آن باقی نمانده باشد البته ذکر این نکته نیز الزامی است که برخی همچون آقای دکتر احمدی نژاد ریاست جمهوری محترم کشورعملکرد این دادگاه ها را مایه افتخار ملی می دانند و مسئولین و قضات آن را قهرمان ملی معرفی می کنند و مدال افتخاربه آنهااهدا می کنند ( لینک خبر : آیت الله گیلانی مدال افتخاربرسینه ملت ایران است) .


                       

 

ازمقدمه بالا بگذریم ، همانطور که درآغاز متن عرض کردم تاسیس دادگاه انقلاب تابعی بود از شرایط روزو رویکرد کلی نظام در آن شرایط بحرانی ، ازدو حال خارج نیست یا هنوزهم نظام درشرایط بحرانی و دچار مشکلات ریشه ای و ایدئولوژیک است که اگر چنین باشد بی شک ایرادی در سیستم حکومتی و دیدگاه ها و نحوه نگرش حکومت مداران حاضر وجود دارد چرا که منطقاً حکومتی که نتواند بعد از گذشت بالغ بر سه دهه به ثباتی نسبی دست پیدا کند دچار ضعف ایدئولوژیک و مدیریتی است و حالت دوم فرض رسیدن به ثبات و تعادل است که در چنین حالتی بی شک دیگرهیچ نیازی به دادگاه انقلاب و امثال آن نیست و باید منحل گردد ، درهردو حالت وظیفه سخنوران ، متفکرین و روشنفکران و بطور خاص حقوقدانان ایرانی است که با طرح مسئله و پیگیری رسمی و جدی به حل این معضل کمک کنند ، شاید مرحمی شود برزخم های کهنه ولی همیشه تازه ایران و ایرانی .

 

نا گفته نماند...

عدم شایستگی دادگاه انقلاب با توجه به معوق و معلق ماندن پرونده قتلهای زنجیره ای که تنها یکی از پرونده های مشابهی است که وزارت اطلاعات قادر نبود ازافشای آن خودداری کند محرز است، پرونده هایی مفتوح که خانواده های ایرانی امید دارند در آینده و توسط دادگاهی قانونی مورد بررسی قرار گرفته و به نتیجه ای بر مبنای عدالت حقیقی برسند .

تصاویر زیر نمونه ای است از دادگاه های انقلاب در روزهای آغازین کار


    دادگاه انقلاب

 

حکم انحلال دادگاه انقلاب و عدم مشروعیت احکامش سالهای سال پیش از این در قلب ملت ایران صادرگردیده و بحث من در این مختصربرسراعلام جرم قانونی و پیگیری رسمیت بخشیدن به حکم صادره از طرف مردم است .

 

                                             مهرداد امیررحیمی

                                          تهران – بهمن ماه ١٣٩٠

                              www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com

                                 mehrdadamirrahimi@yahoo.com

                               mehrdad.amirrahimi@facebook.com

                                               09352498823

 

لینک های مرتبط گذشته :

هنوز هم سایه هیولای قاضی شرع بر سر ملت ایران می چرخد

زنده نگاه داشتن انقلاب خیانت به انقلاب است