Iranians expectation, Dissolving revolution courts the illegitimate child of revolution
درعالم سیاست همچون دیگرعرصه ها بسیاری ازوقایع تابعی ازحوادث واتفاقات روزهستند یعنی به اقتضای موقعیت گاهاً خلق الساعه نطفه ای بسته می شود و برحسب رویکرد مقطعی زاییده می شود و بطورطبیعی با تغییرشرایط کارآیی خود را از دست می دهد و درمواردی حتی وجودش مضرشناخته می شود ، دراینگونه وقایع تشخیص حلال زادگی یا حرام زادگی طفل وابسته به عملکرد آینده اش خواهد بود .
ادارات ، سازمان ها و وزارتخانه ها نیز از همین منوال پیروی می کنند یعنی هرگاه احساس نیاز شود تاسیس و در طول مسیر حرکت خود بعضاً بزرگ و بزرگ ترمی شوند و هرگاه احساس نیاز برطرف شود یا مضر تشخیص داده شوند و یا به هردلیلی عملکرد مناسبی نداشته باشند منحل می گردند ، کما اینکه همین چند ماه قبل در دولت حاضرچند وزارتخانه درهم ادغام شدند و چه بسیار ارگان ها و سازمان ها و نهادهایی که طبق توضیحات بالا یا اساساً منحل گردیدند ویا در وزارتخانه ها و دیگرارگان ها و سازمان ها ادغام شدند ، یکی از مثال های بارز که به سال ٥٧ بازمی گردد واحدهای شبه نظامی است که کمیته انقلاب اسلامی نامیده می شدند و علت پیدایششان عدم وجود واحدهای نظامی منظم و به هم ریختگی وضعیت نیروی انتظامی در یک مقطع زمانی خاص در کشور بود که چندی پس ازبازسازی نیروهای منظم انتظامی کمیته ها بطورطبیعی منحل و درواحدهای قانونی ادغام گردیدند ، نمونه های مشابه فراوان است .
بدیهی است که دریک انقلاب که نوعی رفورم ریشه ای و بنیادین درتمامی عرصه ها اعم ازسیاسی اجتماعی فرهنگی مذهبی اقتصادی نظامی و هنری محسوب می گردد بیشترازهر زمان شاهد چنین تغییراتی باشیم ، که در ایران نیز چنین بوده است ، برخی از نهادها و تشکل ها که بعضاً بسیار فعال و پویا بودند یک شبه منحل شدند و برخی تاسیس گردیدند وتعدادی نیز تنها تغییر ظاهری دادند و به رنگ روز درآمدند ، نهضت سواد آموزی جای سپاه دانش را گرفت و بسیج دانش آموزی جای گروه های پیشاهنگی و شیر و خورشید نشست ، بنیاد پهلوی وبنیادهای خیریه شهبانو یا شاهدخت ها به کمیته امداد امام خمینی و بنیاد مستضعفان تغییر نام داد و درسطح کلان تر وزارت اطلاعات جای سازمان امنیت را گرفت ، تا اینجای کار نه عجیب بود و نه غیر قابل پیشبینی ، نه ابتکارو اختراع و خلاقیت محسوب می گردید و نه گله و گلایه معقول است ، روندی است که کم و بیش در تمامی تغییر و تحولات در وسعت بزرگ و درهمه جا وهمه کشورها اتفاق افتاده و بازهم خواهد افتاد اما ، زمانی موضوع جای تامل دارد و حیرت برانگیز است که نهادی که بدلایل خاص موقعیتی بطور فورس ماژور و با هدفی خاص شکل گرفته است بعد از اتمام ماموریت بازهم بکار خود ادامه دهد و هیچکس هم نپرسد یا جرات نکند بپرسد چرا ؟! احتمالاً تنها به این خاطر که پسوند انقلاب را با خود یدک می کشد .
در روزهای آغازین بعد ازاتفاقات سال ٥٧ بدلیل عدم اطمینان و اعتماد انقلابیون تازه به قدرت رسیده به دادگاه ها و قضات قوه قضائیه از طرفی بدلیل حساسیت و فشردگی و کثرت محاکمات انقلابی ! طی تصمیم گیری شتابزده که بخشی از آن ناشی ازتب پیروزی و حس انتقامجویی بود حکم تاسیس دادگاهی بنام دادگاه انقلاب صادر گردید که درست یا غلط بودن این تصمیم موضوع این بحث نیست ، درهرحال دادگاه انقلاب پا به عرصه گذاشت همانگونه که شورایی بنام شورای انقلاب پا به عرصه گذاشت با این تفاوت که شورای انقلاب پس از انجام امورمحوله و اتمام ماموریت ( خوب یا بد ) بطوراتوماتیک ازعرصه خارج شد و جای خود را به نهادهای قانونی با وظایف و اختیارات مشخص و روشن داد اما دادگاه انقلاب درحالیکه قوه قضائیه بازسازی شده و مهره های جدید مورد وثوق حکومت در راس آن قرار گرفتند بکار خود ادامه داد و تا امروزبا حضورغیرقانونی خود ضررهای غیر قابل جبرانی به پیکره ایران و شخصاً معتقدم حتی به پیکره نظام وارد نموده است علیرغم اینکه مدعی است عملکردش در راستای حفظ و حراست ازهویت نظام است .
هر چند نامشروع بودن لزوماً دلیل ناخلف بودن نیست اما در مورد دادگاه انقلاب این فرزند نامشروع انقلاب این حکم صدق می نماید و ناخلف از آب درآمد تا جاییکه امروز قوه قضائیه بنوعی زیر مجموعه ای است ازدادگاه انقلاب ! گفتم نامشروع چون بطورغیرقانونی و بخواست فرد یا افرادی وابسته به قشری خاص پایه گذاری شد و عملکردش موجب شرم و پشیمانی گردید ،اکثرانقلابیون واقعی یا ازابتدا مخالف احکام غیرمنطقی و تندروی های آن بودند و یا با فاصله زمانی کم جبهه خود را تغییر دادند و ابراز ندامت و اقرار به اشتباه نمودند و گفتم ناخلف به این دلیل که نه تنها اشتباهات خود را گردن نگرفت بلکه با سماجت تیشه بر ریشه خود زد ، گمان نمی کنم یافت شود از میان انقلابیون کسی که صابون این فرزند نامشروع گذشته و این هیولای ناخلف امروز بربدنش نخورده باشد و جای آن باقی نمانده باشد البته ذکر این نکته نیز الزامی است که برخی همچون آقای دکتر احمدی نژاد ریاست جمهوری محترم کشورعملکرد این دادگاه ها را مایه افتخار ملی می دانند و مسئولین و قضات آن را قهرمان ملی معرفی می کنند و مدال افتخاربه آنهااهدا می کنند ( لینک خبر : آیت الله گیلانی مدال افتخاربرسینه ملت ایران است) .

ازمقدمه بالا بگذریم ، همانطور که درآغاز متن عرض کردم تاسیس دادگاه انقلاب تابعی بود از شرایط روزو رویکرد کلی نظام در آن شرایط بحرانی ، ازدو حال خارج نیست یا هنوزهم نظام درشرایط بحرانی و دچار مشکلات ریشه ای و ایدئولوژیک است که اگر چنین باشد بی شک ایرادی در سیستم حکومتی و دیدگاه ها و نحوه نگرش حکومت مداران حاضر وجود دارد چرا که منطقاً حکومتی که نتواند بعد از گذشت بالغ بر سه دهه به ثباتی نسبی دست پیدا کند دچار ضعف ایدئولوژیک و مدیریتی است و حالت دوم فرض رسیدن به ثبات و تعادل است که در چنین حالتی بی شک دیگرهیچ نیازی به دادگاه انقلاب و امثال آن نیست و باید منحل گردد ، درهردو حالت وظیفه سخنوران ، متفکرین و روشنفکران و بطور خاص حقوقدانان ایرانی است که با طرح مسئله و پیگیری رسمی و جدی به حل این معضل کمک کنند ، شاید مرحمی شود برزخم های کهنه ولی همیشه تازه ایران و ایرانی .
نا گفته نماند...
عدم شایستگی دادگاه انقلاب با توجه به معوق و معلق ماندن پرونده قتلهای زنجیره ای که تنها یکی از پرونده های مشابهی است که وزارت اطلاعات قادر نبود ازافشای آن خودداری کند محرز است، پرونده هایی مفتوح که خانواده های ایرانی امید دارند در آینده و توسط دادگاهی قانونی مورد بررسی قرار گرفته و به نتیجه ای بر مبنای عدالت حقیقی برسند .
تصاویر زیر نمونه ای است از دادگاه های انقلاب در روزهای آغازین کار

حکم انحلال دادگاه انقلاب و عدم مشروعیت احکامش سالهای سال پیش از این در قلب ملت ایران صادرگردیده و بحث من در این مختصربرسراعلام جرم قانونی و پیگیری رسمیت بخشیدن به حکم صادره از طرف مردم است .
مهرداد امیررحیمی
تهران – بهمن ماه ١٣٩٠
www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com
mehrdad.amirrahimi@facebook.com
09352498823
لینک های مرتبط گذشته :
هنوز هم سایه هیولای قاضی شرع بر سر ملت ایران می چرخد
زنده نگاه داشتن انقلاب خیانت به انقلاب است

