مهرداد امیررحیمی

چندی است در این دیار مقدسات بوی تقدس نمی دهند


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

  عاشورا در اصل زائیده ذهن خلاق و ذات ظلم ستیز ایرانی است

قبلاً بکرات گفته و نوشته ام که در ایران سیزده آبان (های ) فراوانی تجربه کرده و سیزده آبان (های ) فراوانی پیش رو داریم ، شانزده آذر( های ) بسیاری تجربه کردیم و شانزده آذر(های) بسیاری پیش روداریم ، تاسوعا و عاشورا فراوان دیده ایم و باز هم خواهیم دید اما آیا این اتفاقات را هر بار به یک شکل دیده وتجربه کرده ایم ؟!

حضرات معممین در طول تاریخ همواره گفته اند که حسین عاشورا آفرید اما عاشورای برادرش حسن کم از عاشورای او نداشت درپی تجزیه و تحلیل و یا بررسی صحت و سقم این حکایت نیستم که اولاً ازحوزه تجزیه و تحلیل خارج است دوماً از توان و اطلاعات من اما ، این مقایسه ذاتاً می تواند درست باشد و مورد استناد قرار گیرد توضیح آنکه پیروزی همواره در سنگر نبرد نیست بلکه در بسیاری موارد در سیاست پیشه کردن است و سیاست و هوشمندی در رگ و ریشه ایرانی فطری است .

چه کسی می تواند منکر این موضوع شود که عاشورای واقعی زائیده ذهن خلاق ایرانی هاست و زنده نگاه داشتن خاطره عاشورا تنها به یمن وفاداری ایرانی ها و روحیه ظلم ستیزی و جانب مظلوم نگاه داشتن آنهاست ، وگرنه اعراب که وارثان اصلی آن هستند از همان آغاز یا از اصل منکر آن بودند و یا خیلی زود به ورطه فراموشی سپردندش ، کدام طایفه می تواند مدعی احیای هر ساله عاشورا باشد بجز مردان و زنان ایرانی ، بارها و بارها معصومین و مقدسین به قتلگاه کشیده شدند و ناجوانمردانه کشته شدند اما ایرانی پشت آنها نبود که عاشورایشان زنده بماند اما حسین خوش شانس بود چرا که وفاداری و بزرگ منشی ایرانیان پاک نهاد را با خود داشت ایرانیانی که وقتی " یا علی " می گویند هزاره ای هم بگذرد بر سر حرف خود می مانند مگروقتی بفهمند آنکه با او دست داده اند از اصل " علی " نبوده  و جز" علی " بوده است چیزی که در طول تاریخ بارها تجربه نموده و پس از آن اعتماد و اطمینان خود را باز پس گرفته اند ، مثال بارز آن محمد رضا شاه که تا اعتماد و مهر ایرانی با او بود سر فدای قدومش نموده و آرزوی جاودان بودنش را می کردند و وقتی اعتماد خود را باز پس گرفتند حرف هایش را به پشیزی نمی خریدند و در این مسیر داغ و درفش نیز  نتوانست مهر مردم را به او و اطرافیانش باز گرداند !

چندیست که در ایام محرم تبلیغات حکومتی بیداد می کند ، سران نظام همچون مرغ پر کنده در این گوشه و آن گوشه کشور پر میزنند و پر میریزند ، آیت الله خامنه ای که کنج عزلت اختیار کرده و بر تخت تکیه زده بود حال پای ثابت سفرهای استانی است ، از این استان به آن استان ، از این حوزه به آن حوزه ، از این نصیحت به آن وصیت و غیره و غیره .

حرمت محرم را شکسته اند چرا که حرمت آزادی ، حرمت انسانیت و حرمت آزادگی شکسته شده است ، ایام محرم در ایران دیگر ایام عزاداری نیست بلکه بیشتر یادآور تعطیلات فرا رسیدن کارناولی است که در کشورهای مختلف بطرق مختلف برگزار میگردد ، از هفتاد و چند میلیون ایرانی تعدادی قلیل که با زیر ذره بین کردن آنها مصرانه می خواهند به جمعیت زیاد آنها اشاره کنند در خیابان ها به عزاداری تظاهر می کنند همان تعداد قلیلی که من آنها را ملت همیشه در صحنه وابسته به نظام نامیده ام و همواره با همین نام از آنها یاد کرده ام ، البته این واقعیت به این معنی نیست که ایرانی محرم را فراموش نموده و از اعتقادات خود برگشته است بلکه بدین معنی است که ایرانی تازه به اعتقادات اصیل خود برگشته و راه و رسم عزاداری را آموخته است .

امشب و فردا شب صدا و سیمای حکومتی تصاویر تکان دهنده ای از شهرهای مختلف پخش خواهد کرد ومدعی برگزار شدن ایام عزاداری حسینی با شور و پویایی دو چندان در کشور خواهد شد اما امروز و فردا در خیابان ها به اطراف خود بنگرید تا حقیقت را دریابید ، اگر شما این وقایع و حرکات را در دل عزاداری حسینی می نامید من نیز با شما هم داستان و هم راستا خواهم شد !

عزاداری واقعی زمانی است که اهداف حسین زنده نگاه داشته شود ، آنان که در پی حواشی و تظاهر ند کسانی هستند که به خون حسین خیانت می کنند ، عزادارن واقعی حسین با پرچم سیاه ، دسته و هیئت ، سینه زدن و زنجیر زدن ، قرمه و قیمه و قمه و قمه کشی یعنی آنچه برخی می پندارند و عمل می کنند شاخص نمی شوند بلکه روحیه و منش آنهاست که آنان را حسینی و اهل عاشورا میکند ، امیدوارم و آرزو می کنم  عاشورای امسال عزاداری ها در حد شان و منزلت حسین و آزادگی او باشد و خواهد بود.

عاشورای امسال شاهد پرده ای دیگر ازهوشمندی ایرانی در احیای عاشورا خواهید بود ، پرده ای که حاصل برنامه ریزی دقیق ، هدفمند و هوشمندانه است ، عاشورای امسال متفاوت از سال قبل متفاوت ازسال قبل از آن و متفاوت از هر سال دیگر خواهد بود ، مثل همیشه و مثل هر سال ؟!

فراموش نکنید تاسوعا و عاشوراهای فراوان دیگری پیش رو داریم ، اما زمان کم داریم ...

اگر دین نداری لااقل آزاده باش . . .

تا فردا  . . .

                                                   مهرداد امیررحیمی

                                                     تهران – آذر ٨٩

                                      mehrdadamirrahimi@yahoo.com

.........................................................................

لینک مطالب مرتبط  : 

از جاوید شاه گفتن تا مداحی حسین ابن علی

آنانکه ساکت نشسته اند باید متهم به اقدام بر علیه امنیت ملی شوند

بعد از ١٣ آبان روزهای فراوان دیگری پیش رو داریم

آقایان معممین ، هر روزتان را عاشورا خواهیم کرد

نیروهای انتظامی و امنیتی بازهم مقتدرانه امنیت ضاربین را تضمین نمودند

حتی یزیدیان نیز برگزاری مراسم یادبود را ممنوع نکردند

با نفرتی که در قلب مردم نهفته است چه خواهید کرد

خاطره ای از آیت الله خمینی "خوب شد حسین را کشتند

آقایان معممین و آرزوی امپراطوری شیعه درخاک ایران

عاشورا ازعاشورا آغاز نشده و به عاشورا نیز خاتمه نمی یابد

عاشورا ازعاشورا آغاز نشده و به عاشورا نیز خاتمه نمی یابد

ایام تاسوعا و عاشورا در فرهنگ کشور ما همواره مرکز توجه بوده است ، توجهی که ریشه در فرهنگ و اعتقادات دینی مردم دارد اما این مسئله به همین جا خاتمه پیدا نمی کند بلکه حساسیت ایجاد شده در فرهنگ سیاسی ایران نیز رسوخ نموده و از آنجایی که از گذشته های دور در میهن ما بزرگان دینی همواره بدنبال سیاست و قدرت و ثروت ناشی از سیاست بازی بوده و هستند لاجرم بهره برداری های تبلیغاتی از چنین سوژه هایی همیشه در دستور کارشان بوده و هست ، حتی درگذشته برخی از بزرگان غیر دینی نیز با بهره گیری از ترفندهایی مشابه به نتیجه رسیده اند مثال آن رضا خان تا قبل از رسیدن به قدرت است که در این ایام کاهگل بسر می مالید و در انظارعمومی ظاهر میشد با این دیدگاه که همرنگ جماعت شود و شاهد بودیم که در زمان خود ترفندی کاری بود و نتیجه ای مثبت داشت ، در زمان محمد رضا شاه نیز در این دو روز قداره کشان و گردن کلفت های هر محله را بسیج می کردند و به نام عزادارن حسینی به خیابان ها می ریختند اما شگفت آنکه در این گیر و دار تنها چیزی که مرکز و محور و هدف اصلی عاشورا و عاشوراییان بوده بدست فراموشی سپرده شده و آنچه باقی مانده تنها تظاهری است پوچ و خالی از محتوا که هیچگونه ارزش معنوی در بر ندارد .

ایام تاسوعا و عاشورا از دیرباز آبستن حوادث و اتفاقات سیاسی بزرگ نیز بوده است اتفاقاتی که بعضاً با گوشت و پوست مردم اجین گشته و با تقدس این ایام وصلت خورده است ، اما حقیقتاً علت این همه حساسیت چیست ؟! آیا بواقع در این دو روز در صحرای کربلا اتفاقی افتاده که در تاریخ مشابهی ندارد؟! من معتقدم چنین ادعایی صحت ندارد و اگر اینگونه بنگریم به بیراهه رفته ایم چرا که تاریخ بشریت بخصوص تاریخ میهنمان سرشار از تاسوعا و عاشوراها است و چه بسیار عاشوراهایی که عاشورایی تر از عاشورای اصلی بوده اند اما از آنجا که ما انسانها و بیش از همه ما ایرانی ها برای هر چیز بدنبال سنبل و نماد میگردیم این دو روز را سنبل آزادگی و ایثار تلقی نموده و به جهان معرفی نمودیم همانگونه که حسین ابن علی را سالار و سنبل آزادگی ، عباس علمدار را سنبل وفاداری و ایثار و علی را مظهر و سنبل مردانگی و عدالت می دانیم و معرفی می کنیم پس عاشورا از عاشورا آغاز نشده و به عاشورا نیز خاتمه نیافته و همیشه عاشورای دیگری در راه است .

عاشورا تنها نمادی است برای آزادگی و ایثار ، سنبلی برای قدم برداشتن در راهی که ایمان داری درست است ، قدم برداشتن در راهی که میدانی درست است اما احتمال آنکه جان خود را بر سر آن بگذاری زیاد است ، عاشورایی که مدتهاست در فرهنگ کشور ما با سماورهای بزرگ ، قیمه پلو ، زنجیر زنی و سینه زنی ، پیراهن سیاه و ریش نتراشیده و شمایل زیر ابرو برداشته حضرت عباس و مواردی از این دست به ثبت رسیده و نمود خارجی پیدا می کند ذاتی دارد و روحی که سالهای سال است بدست فراموشی سپرده شده ، من معتقدم خیانتی که به ذات اصلی و محوریت این روز روا داشتند خود عاشورایی است بسیار بزرگ تر از عاشورای حسینی و عجیب آنکه خائنین خود از مدعیان و بنیانگذاران اصلی آن هستند ، سالهاست که وحشت از آزادگی و آزادیخواهی و آزادیخواهان سبب گردیده که اهل سیاست از عاشورا و عاشوراییان بهراسند و در تاییداین ادعا اعلام آماده باش کامل به نیروهای امنیتی در روزی که سنبل آزادگی است .

سال گذشته نظاره گر عاشورایی دیگر بودیم ، اتفاقات عاشورای سال قبل آنچنان وحشتی در دل سردمداران نظام مقدس ایجاد نموده است که برای سال جاری از ماه ها قبل برنامه ریزی شده است که مبادا در روز عاشورا سازمان اطلاعات و امنیت یکبار دیگر کنترل وقایع را از دست بدهد و ناکامی دیگری گریبانگیر حکومت شود اما غافلند از اینکه عاشورا به عاشورا ختم نشد و نمی شود و همانطور که در گذشته نیز گفته و نوشته ام هر روز ایران می تواند عاشورایی شود اگر شعله های آتش حرص و طمع انحصار قدرت مهار نگردد .

هفته های اخیر در محافل دانشجویی صحبت ازبرگزاری سخنرانی و میتینگ های خیابانی در ماه محرم و ایام تاسوعا و عاشورا بود ، هر چند راستی ها بنوعی و چپی ها بنوعی دیگر به موضوع نگاه می کردند اما همه به اجماع رسیده اند که بایستی روز عاشورا و عاشورایی بودن را احیا نمود و اتفاقات سیاسی سال گذشته را باری دیگر به هر نحو ممکن به اذهان برگرداند و عجیب آنکه در این بین انجمن های دانشجویی اسلامی با گرایش های عمیق دینی و حتی بعضاً فناتیک های مذهبی بیش از مخالفین غیر مذهبی و سابقه دار نظام بر سر این موضوع مصر هستند شاید به این خاطر که بیش از دیگران به ارزش های از دست رفته و پشت پرده روز عاشورا ایمان دارند ، مخالفین نظام در خارج از مرزها نیز بر سر این موضوع توافق دارند و اما سوال این است که در نهایت کدام گروه بیش از همه آسیب خواهد دید و ضررهای احتمالی معنوی و مادی را متحمل خواهد شد به نظر شما پاسخی منطقی بجز " مردم " برای این سوال متصور است ؟!

هر چندفعالان سیاسی و رهبران گروه ها و جبهه های مختلف داخلی مخالف نظام سیاست خود را بدین گونه طرح و جمع بندی نمودند که با هدف احتراز از آسیب های احتمالی به مردم کوچه و بازار  تمامی تحرکات سیاسی بایستی در چهار چوب صلح آمیز  وبدون ایجاد تنش و استرس باشد اما من معتقدم و همواره و همه جا گفته ام و باز هم تکرار می کنم که هر گونه برخورد خشونت آمیز را باید جوابی در خور داد این قاعده دقیقاً همانی است که سال گذشته به اجرا در آمد و امسال نیز چنین خواهد شد .

                                         مهرداد امیررحیمی

                                        تهران – آذر ماه ٨٩

                            mehrdadamirrahimi@yahoo.com

لینک مطالب مرتبط گذشته :

بعد از ١٣ آبان روزهای فراوان دیگری پیش رو داریم  

نمایش قدرت اخیرکرد ها و بلوچ ها پاسخ عملکرد آقایان معممین است

نیروهای انتظامی و امنیتی بازهم مقتدرانه امنیت ضاربین را تضمین نمودند

٢٢ بهمن امسال عبورازتونل وحشت تنها راه رسیدن به آزادی بود 

آقایان معممین هر روزتان را عاشورا خواهیم کرد

                                  "  نمایندگان ریاکار  "

 رند     شیا د ی   که   دارائی   وی     یک کت و شلوار و یک سرداری است

 ریش بتراشیده ، اسبیل از دو سوی    راست با لا رفته ، کج دمداری  است

 گرچه ا و  را  نیست  دیناری  بجیب     هیکلش   چون   مردم  درباری است

 در خیا بان  هر که  بیندش  اینچنین     گو ید  این  شارژدافر  بلغاری   است

 شغل   ا ین   جنتلمن    عا لیجناب      در  خیا بان ها   قدم  برداری   است

 مسلکش دزدی ز هر ره شد ، کنون     للعجب   بهر  وطن  غمخواری است

 ا ز  قضا   رو زی   خیابان   دید مش     تند  ا ز  با لا  روان    چاپا ری   است

 ظهر  تابستان   و  خور  بالای   سر      از در  و  دیوار  ،  آتش   باری   است

 داده او تغییر  پز  ،  من  در  عجب !      کاین  چه  طر ز   تازه   طراری  است

 جبه   و   لباده   و   شا ل   و    قبا      در برش جای   کت  و سرداری است

 بر سرش  عمامه ،  رنگی  نو  ظهور     فینه ئی  و   رشته   چلواری    است

 هشته یک خروار  ریش و  عقل مات     زین خر و  زین ریش یک خرواری است

 زود  بگرفتم  سر  را هش  که  هان      بازت  این  چه  بازی و بیعاری است؟

 خر  ز  گرمای  هوا  ،  تب  می کند      ای خر این پالانت سنگین باری است!

 وآنگه این ریش دم گامیش چیست      کاین چنین در  صورتت  گلناری است !

 گفت این ریشی که بینی ریش نیست    ریشخند     مردم     بازاری     است

 تازه   در   خط     وکالت    رفته ام       با عوامم عزم   خوش   رفتاری  است

 گفتمش    تغییر     اونیفورم    هم      در  وکالت  چون  نظام  اجباری است؟

 هشتی  عمامه ،  کله برداشتی !       گفت  این رسم  کله  برداری  است !

 وین لباس  و  هیکل   مردم   فریب       اولین   فرمول   مردم   داری  است !

 ریش  انباری  ز  رای  مردم   است       رای   مردم   اندر   آن   انباری  است

 اولین شرط  وکالت   ریش  و   آنک       میتراشد   از   وکالت   عاری   است

 دیدمش آنگه که  میگفت  اینسخن       آبی از  بینی  بریشش جاری  است

                           کاولین شرطش کثافت کاری است

                                                           « میرزاده عشقی » 

..........................................................................................

مجلس شورای اسلامی بجای مجلس شورای ملی بزرگترین و اصلی ترین خیانت به ایران است

علت انتخاب پسوند " ملی " برای مجلس شورا آنقدر روشن و واضح است که نیازی به بررسی و توجیه و تحلیل ندارد زیرا واژه ملی محتوایی مشخص  و مفهومی روشن دارد ، حوزه وظایف مجلس شورا و موضع نمایندگان آن را همین واژه تعیین می کند و به همین خاطر به اعتقاد من تغییر این نام به مجلس شورای اسلامی اولین ، اصلی ترین و بزرگترین خیانتی است که آگاهانه وعمداً به میهنمان شده است خیانتی که هویت ملی ما را با خطرات جدی مواجه نموده .

وظیفه اصلی نمایندگان مجلس شورا در چهارچوب نام مجلس شورای ملی حفظ و حراست از اقتدار و امنیت ملی است وبا این تعریف طبیعتاً تمامی قوانین در چهار چوب مصالح کشور بررسی و مصوب می گردد برداشتن مفهوم " ملی " بطور کاملاً واضح و عینی این قید را از پای نمایندگان مجلس باز می کند یعنی دقیقاً همان اتفاقی که در مجلس شورای اسلامی افتاده است ، قوانین مصوب درمجلس شورای اسلامی ملزم به رعایت اولویت ملی بودن نیستند و نتیجه آن چیزی است که شاهد آن هستیم .

تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی در حقیقت نادیده گرفتن و توهین مستقیم و علنی به تلاش و جانفشانی های تمامی آزادیخواهان ایران در طول تاریخ پر تلاطم سرزمینمان است ، توهینی مستقیم به تمامی آرمان ها و باورهای انقلابیون از دیرباز تا به امروز ، از مشروطه  تا اتفاقات  ٥٧ ، مگر نه آنکه تمامی جانفشانی ها برای رسیدن به اقتدارملی و امنیت ملی بود ، مجلسی که امروز پسوند اسلامی را با خود به یدک می کشد همان مجلسی است که بارها به توپ بسته شده است تنها به این خاطر که مدافعین و مبارزین ملی گرا در آن حضور داشتند ، مجلس شورای اسلامی می تواند وجود داشته باشد اما تحت لوا و قوانین مجلس شورای ملی ، کشوری که فاقد مجلس شورای ملی است از اصل فاقد هویت است و این بی هویتی ثمره خودخواهی و خودکامگی قشری است که خود را وارث انقلاب ، حکومت و قدرت می داند .

به شهادت کتاب تاریخ هر گاه مجلسی قوی و با اقتدار داشتیم کشور از ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی رشد نموده است و از فجایع و بلایای ناشی از دیکتاتوری و خودکامگی در امان بوده است و هر گاه بعکس نمایندگانی خودفروخته و دست چین و دست نشانده حکام بر صندلی وکالت نشسته اند کشور در سراشیبی ظلمت و نکبت فرورفته است ، ظاهراً باز هم کابوس تکرار تاریخ گریبانگیرمان شده است و یکبار دیگر بی لیاقتی نمایندگان و ترس از دست رفتن میراث مفت به چنگ آمده قفلی بازنشدنی بر دهان آنها زده است .

شعر زیبایی که متن حاضر را با آن آغاز کرده ام از میرزاده عشقی است شاعرآزاده ای که تلاش می کنم هراز چند گاه بسته به موضوعیت مطلب از او یاد کنم درحالیکه افسوس میخورم از اینکه جای او در ادبیات ایران خالیست و افسوس میخورم از اینکه پس از گذشت سالهای متمادی هنوز هم او و نوشته هایش آنچنان ترس و  وحشتی در دل حکام زور ایجاد میکند که هیچ کجا از او و اشعار حماسی ملی بی نظیرش یاد نمی شود از او و بسیار دیگر نظیر او که در ادبیات ایران بوفور یافت می شوند ، هر چند عشقی و امثال عشقی همواره در دریای غفلت مردم زمانه خود غرق شده اند اما خود دریایی هستند آنچنان خروشان که تا ابد صدایشان لرزه بر اندام خودفروشان و وطن فروشان می اندازد ، روانش شاد و یادش گرامی باد ...

                                                 مهرداد امیررحیمی

                                                  تهران – آبان ١٣٨٩

                                     mehrdadamirrahimi@yahoo.com

................................................................................ 

لینک های مرتبط :

آقایان معممین و آرزوی امپراطوری شیعه درخاک ایران

بگفتم غلامم که تن پوشی ام ، نگفتم غلامم که بفروشی ام

از"چه باید کرد" میرزاده عشقی تا چه باید کرد امروز

" ماستمالی" بهل بمیرند ، آن صاحبان عزت نفس

جمعه 7 آبان ماه سال 1389 ساعت 5:27 PM

حوزه علمیه قم در نقش سازمان بازرسی شاهنشاهی ...؟!

  حوزه علمیه قم در نقش سازمان بازرسی شاهنشاهی ...؟!

همواره گفته و نوشته ام چرا که قلباً باور دارم ویروس مهلکی که از دیرباز گریبانگیر ملت ایران بوده و امروز بیش از هر مقطعی از تاریخ در رگ های فضای سیاسی و اجتماعی کشورمان جولان می دهد عوام فریبی و سوء استفاده از باورهای ملی و مذهبی مردم بدلیل سادگی و صداقت آنها است ، این ترفند هرچند قدیمی ، کهنه و نخ نماست اما هنوزهمچون تیغی برنده می گردد و بر بدنه سرزمین عزیزمان ایران جراحت وارد می کند تا جاییکه تصور نمی کنم نقطه ای و ذره ای از خاک مقدسش از گزند این ویروس در امان مانده باشد ، کردستان زیبا به یک نوع ، سیستان و بلوچستان به شکلی دیگر ، آذربایجان گرفتار آن و مازندران به نوعی دیگر ، من معتقدم این باتلاق قدیمی خشک نخواهد شد مگر وقتی که همه نخبگان و هنرمندان جامعه عزم جزم نموده و آنتی ویروسی برای این ویروس بسازند و باز هم معتقدم این ویروس در داخل جسم ایران ساخته شده است و لاجرم آنتی ویروس آن نیزبایستی با هنرمندی هنرمندان کشور در خود بدن ساخته شود .

امروز وظیفه خطیرهنرمندان ونخبگان ایران مقابله با عوام فریبی است  ...

امروز وظیفه خطیر و تاریخی هنرمندان و نخبگان فرهنگی هنری سیاسی ایران مقابله با عوام فریبی است ، فیلمسازان با جادوی سینما، عکاسان با جادوی تصاویر و دوربین ، نویسندگان با جادوی قلم ، نمایشنامه نویسان با جادوی تئاتر و صحنه ، موسیقیدانان با جادوی موسیقی ، نقاشان با جادوی رنگ ها و خلاصه همه و همه بایستی بسیج شوند تا بتوان پادتن این سم مهلک را در بدنه این سرزمین تولید کنیم ، یقیناً کاری است طاقت فرسا و طولانی اما نه غیر ممکن ، هر چند تمامی تریبون های عمومی و اصلی کشور از تلویزیون و رادیو گرفته تا مطبوعات و محافل و مجالس در اختیار قشر حاکم یعنی معممین است اما تریبون قلب مردم ایران همیشه و همیشه بر روی هنرمندان باز بوده و خواهد بود پس موظفیم از تنها تریبون آزادی که در اختیار داریم استفاده کنیم ، نا گفته نماند که این تریبون به تمامی آنچه طرف دیگر در اختیار دارد می ارزد و هیچ تریبونی قادر به رویارویی با آن نیست ، اگر بنگاه خبرپراکنی و سازمان های تبلیغاتی حکومتی رسانه های عمومی را در اختیار دارند در نهایت باید به قلب مردم رخنه کنند و این ممکن نیست مگر با کمک هنرمند پس در نهایت قدرت اصلی در دست شماست .

فرقه سازی در راستای فرقه بازی  ...

چند صد سال پیش از این بسته به جو زمانه و موقعیت به ماجرای شیعه و شیعه بازی دامن زده شد و از دل این تنور چندین و چند فرقه و شاخه زاییده شد که بعضاً برخی از آنها هنوزهم ذهن افرادی را به خود مشغول داشته است هر چند شاید این ترفند درزمان خود بسیار کارآمد و برای اهل سیاست وقت راه کاری جادویی بود اما عواقب آن دامنگیر ملتی شد و آثارش تا ابد باقی است ، خلق فرقه های مختلف و رنگارنگ مذهبی که اکثر قریب به اتفاق آنها زیر شاخه ای از شیعه محسوب می شدند با باورها و عقاید مختلف و رئیس و مرشد های رنگارنگ که همگی زاییده ذهن توانمند فرقه سازان زمانه بودند برای دست اندرکاران و نظریه پردازان آن دوران فواید بسیاری داشت برای نمونه با صدور یک فتوا امتی راهی جنگ می شد و به عشق شهادت و رسیدن به بهشت چشم بسته از صاحب فتوا و در واقع از حاکم وقت اطاعت می کرد و این میسر نبود مگر با جادوی فرقه بازی و مرید و مرشد بازی ، دراویش و خانقاه در رنگ ها و شکل های متنوع ، مرید و مرشد در اشکال و طرح های مختلف یک به یک به بازار عرضه گردید ، درهمین راستا حوزه های علمیه با طرحی جدید در ابعاد مختلف و با هدفی مشخص و معلوم شکل گرفتند و آرام آرام این ماجرا جنبه جدی تری به خود گرفت ، این بازی به یک صنعت بدل گردید چرا که بازی با عقاید و باورهای مذهبی تجارتی است پر سود که علیرغم گذشت قرن ها نه تنها از قدرت آن کاسته نشده بلکه بیشتر نیز شده است ، طبیعتاً با پیشرفت تکنولوژی صنعت عوام فریبی نیز پویا تر و فعال تر به کار خود ادامه می دهد .

این داستان درکشور ما همواره بازارش گرم بوده و این روزها داغ تر شده است آنقدر که تجار قدیمی دست اندرکار این تجارت پرسود پا را بسیار فراتر از آنچه در قدیم بود گذاشته اند و از تجارت و سیاست به وادی حکومت رخنه کرده و قدم گذاشته اند ، حوزه های علمیه که زمانی قشری موسوم به روحانی به جامعه تحویل می دادند حال وزیر و وکیل ، رئیس مجمع و رهبر و ولی امر به جامعه اهدا می کنند .

حوزه علمیه قم یا دانشکده بازرسی کل کشور  ...

فارغ التحصیلان  حوزه علمیه تربیت می شوند تا بر عملکرد تمامی ارگان ها ، سازمان ها ، وزارتخانه ها و حتی نیروهای مسلح نظارت کنند ، هیچ ارگان دولتی از زیر سایه سنگین چتر این افراد خارج نیست ، هیچ وزارتخانه ای در ایران نخواهید یافت که سازمانی نظارتی با عناوینی متنوع همچون عقیدتی سیاسی ، بسیج ، انجمن اسلامی و یا ده ها اسم مختلف مشابه در آن ریشه نکرده باشد ، در حقیقت این دیگر حوزه علمیه نیست بلکه دانشکده بازرسی حکومتی است ، چیزی شبیه به بازرسی شاهنشاهی در حکومت محمد رضا شاه پهلوی ، چیزی شبیه به بازرسی سازمان امنیت و جنبه نظارتی ساواک بر تمامی ارکان حکومتی در گذشته البته بسیار مخوف تر چرا که این یکی مدعی داشتن حق نظارت بر درون خانه های مردم و زندگی شخصی آنهانیز هست ، لذا بی شک چنین سیستمی برای سران حکومت از حساسیت خاصی برخوردار است حساسیتی که غفلت از آن موجب پشیمانی خواهد بود ، سفر اخیر حضرت آیت الله خامنه ای به شهر قم و فرمایشات ایشان در جمع اهل حوزه نیز تایید عرایض بنده است ، آنچه در سخنرانی های وی در جمع اهل حوزه کاملاً قابل تشخیص بود نگرانی حکومت از دیدگاه و نظرات نسل جدید تربیت شدگان حوزه است و با توجه به آنچه گفته شد این نگرانی بسیار طبیعی و منطقی و قابل درک  است .

مریدان حسن صباح ...

هر چند بازار دراویش و خانقاه ها کمی کساد شده است و فرقه تازه به دوران رسیده و صاحب قدرت مجالی برای عرض اندام آنها باقی نمی گذارد اما درویش بازی و مرشد بازی تنها به اهل خانقاه و علی اللهی ها ختم نمی شود ، " ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند " گویان امروز در حقیقت همان مریدان و جان بر کفان حسن صباح ، مریدان مرشد کامل و امثال آنها هستند که حال بر حسب موقعیت با تغییر چهره رخ نشان می دهند .

هنرمندان ، روشنفرکان و متفکرین و آزادیخواهان ایرانی همواره چراغ راه مردم بوده اند اما در بعضی از مقاطع تاریخی حساسیت کار آنها صد چندان می شود و امروز یکی از آن مقاطع است .

                                             مهرداد امیررحیمی

                                             تهران – آبان ١٣٨٩

                                  mehrdadamirrahimi@yahoo.com

لینک های مرتبط :

در بکار بردن واژه " روحانی " تردید کنید

نظام مقدس جمهوری اسلامی یا فراماسونری مذهبی

سربازان گمنام امام زمان در نقش گشتاپوی معممین در ایران  

         از همه می دانند که . . . . آقای دکتر احمدی نژاد   

                            تا آنچه همه می دانند

متاسفانه یکی از عادات ناپسند بسیاری از سران نظام جمهوری اسلامی بخصوص رئیس جمهور محبوب ایران جناب احمدی نژاد استفاده ازعبارات و جملات در قالب جمع است ، عادتی که افراد بخصوص سیاسیون را دچار کلی گویی و پس از چندی توهم حقیقت پنداری مسائل کذب می کند ، این موضوع که نمی دانم عمداً یا سهواً چه در داخل و چه در خارج از کشور همواره تکرار می شود بی شک نوعی سوء استفاده سیاسی از موقعیت و جایگاهی است که البته در این مورد خاص خود جایگاه نیز ماهیتش از ابتدا زیر سوال بوده و هست !

در چند روز گذشته باز هم شنونده فرمایشات آقای رئیس جمهور بودیم ، در مصاحبه های وی در آمریکا و در سخنرانی های او در لبنان ، که فرمودند ...

" همه ملت ها خود را مدیون ملت ایران می دانند "

" همه ملت ها مدیون ملت لبنان هستند "

"من آمده ام تا سلام همه ملت ایران را به رئیس جمهور شما برسانم"

" همه می دانند که ملت ایران ملتی متحد است "

" هفتادو پنج میلیون نفر ایرانی همه در اتحاد کامل بسر می برند "

" همه می دانند که بیشترین مشارکت مردمی در حکومت دموکراسی در انتخابات ایران نمود داشته است "

" همه دنیا می دانند که ...

و همه می دانند های فراوان و مشابه دیگر و این در حالیست که ظاهراً هیچکس نمی داند منظور از" همه " کی و یا چیست ؟!

بسیار جالب و قابل تامل است که آقای احمدی نژاد از خانم کلینتون و یا مسئولین سازمان انرژی اتمی و یا سازمان ملل متحد ایراد می گیرد که ایشان بدون دلیل و مدرک اتهام وارد می کنند و یا کلی گویی میکنند و مستنداتی ارائه نمی کنند در حالیکه خود بیش از هر مسئول سیاسی دیگر در جهان دچار کلی گویی های فاقد مستندات است و اغراق نیست اگر گفته شود اظهارات وی در بسیاری موارد حتی خلاف آمار و واقعیت های ملموس و بدیهی است .

در مصاحبه ای که شب قبل از رسانه ملی کشور پخش گردید از آقای احمدی نژاد پرسیده شد که چرا فضای سیاسی کشور فضایی نظامی و امنیتی است و ایشان موضوع را از مسیر اصلی خارج کردند و به مبلغ بودجه ارتش آمریکا که معادل 1003 میلیارد دلار است اشاره فرمودند و مقایسه ای داشتند با بودجه 10 میلیارد دلاری ارتش ایران غافل از اینکه نظامی امنیتی بودن فضای یک کشور هیچ ارتباطی به میزان بودجه ارتش آن کشور ندارد و این طریق پاسخدهی یا به عدم درک سیاسی پاسخ دهنده و یا به نیت گمراه کردن مردم و مصاحبه کننده و فرار از زیر بار مسئولیت بر می گردد البته ناتوانی مصاحبه کننده در طریقه طرح سوال و درخواست پاسخ درست از فرد نیز در این بین بسیار شاخص و قابل اشاره است ، بگذریم از آنکه معمولاً بخش بزرگی از بودجه خرید تسلیحات نظامی در قالب سیاسی و بطور سری پرداخت می گردد و علنی نیست و احتمالاً نقل و انتقالات و معاملات سری هسته ای که در پشت پرده های سیاسی در کشور ما در شرف انجام است از این قائده پیروی می کند .

آنچه در مصاحبه اخیر ناشیانه بدان اشاره گردید و همانطور که در بالا گفتم بدلیل عدم اشراف و ضعف مصاحبه کننده درست مطرح نشد استفاده نامشروع بسیاری از سران سپاه پاسداران از قدرت و حضور آنان در عرصه کلان اقتصادی سیاسی و بهره گیری از نفوذشان در راستای اهداف احزاب و گروه های خاص و شناخته شده سیاسی است، در حقیقت از آنجا که سردمدران نظام جمهوری اسلامی قدرت و نفوذ سیاسی اجتماعی پشت پرده این گروه را به نفع خود می دانند نه تنها از آن جلوگیری نمی کنند بلکه با همه توان از آن حمایت می کنند ، احتمالاً به این دلیل که می پندارند در آینده و در تنگنا می توانند از آن بعنوان سپری در برابر تحرکات مردمی استفاده نمایند البته با نگاهی گذرا به تاریخ عدم درستی این طرز تفکر بسادگی قابل اثبات است چرا که زمانیکه محمد رضا شاه کشور را ترک کرد ایران قطب نظامی منطقه محسوب می گردید و ارتش ایران را پنجمین ارتش قدرتمند جهان معرفی می کردند و ژنرال های ارتش ایران غرق در مدال و نشان بودند اما نشان ها  ومدال ها و مهمات ذخیره شده در انبارها باقی ماند چرا که آنان که بایستی از آن در راه حمایت از ولی نعمتشان استفاده می کردند اعتماد و اعتقاد خود را از دست داده بودند و احتمال آن زیاد است که در آینده نزدیک باز هم شاهد چنین واقعه ای باشیم .

اما برگردیم به سفرهای رئیس جمهور محبوب ایران و حواشی خبری آن ، در خبرها آمد و تصاویر مربوط به آن نیز پخش گردید و رسانه ملی نیز از ذره بین خود برای نمایش آن بهره برد که سران حکومت های منطقه و برخی از دول اروپایی علیرغم تحریم های اعلام شده از هیئت ایرانی استقبال گرمی بعمل آوردند و یا در همین راستا دائماً اشاره می شود به آمد ورفت هیئت های سیاسی کشورهای مختلف و این آمدو شد ها و مصاحبه های در پی آن را بحساب مثبت نگری دیگر دول دنیا نسبت به جمهوری اسلامی و ثبات حکومت ایران واریز می کنند اما یک نکته در این بین جای تذکر دارد و آن اینکه در دنیای امروز میزان استقبال و نوع نگرش حکومت ها بر حسب ثبات دولت ها و حکومت ها نیست بلکه بر حسب منافعی است که از آن کشور و یا حکومت عاید می شود ، در حقیقت میزان اعتبارو ثباتی که برای جمهوری اسلامی در نظر می گیرند به ثروت ایران و ایرانی باز می گردد نه به ثبات سیاسی حکومت و یا سیاست درست سیاست پیشگان روز آن ، کما اینکه همزمان از هیئت اعزامی و سران حکومت اسرائیل که دشمن حکومت ایران است نیز به گرمی استقبال می شود و مصاحبه هایی داغ تر از مصاحبه های آقای احمدی نژاد با آنها برگزار می گردد در واقع استقبال خبرنگاران و شبکه های مختلف خبری به این موضوع بر می گردد که دنیای متمدن به تمامی افراد و حکومت ها به یک اندازه اجازه اظهار نظر می دهد ، حرف همه را گوش می دهد و قضاوت را به مردم دنیا می سپارد و این دقیقاً عکس عملکرد خود مدارانه سران نظام جمهوری اسلامی است هر چند این آزاد اندیشی و آزادی نیز مورد سوء استفاده سران حکومت هایی همچون جمهوری اسلامی واقع می شود اما به هر حال دنیای متمدن می داند که بایستی برای آزادی تاوان پرداخت نمود حتی اگر تاوان آن به نفع حکومتی دیکتاتوری همچون  حکومت آقایان مععمین باشد و این فرق اصلی وضعیت ما با دول متمدن است !

اشاره چند صد باره آقای رئیس جمهور جناب احمدی نژاد به وجود آزادی در ایران و آزاد بودن مخالفین در ابراز نظر و داشتن سایت ها و روزنامه ها نیز بسیار ارزشمند بود هر چند این سوال را در ذهن بوجود می آورد که ایشان از کدام روزنامه و کدام سایت حرف می زنند ، در رابطه با روزنامه ها که توجیهی به ذهن بنده نمی رسد و قضاوت را به شما وا می گذارم اما در رابطه با سایت ها تنها احتمال موجود اشاره جناب رئیس جمهور به صفحه دسترسی به تارنمای مورد نظر امکان پذیر نمی باشد است که اکثریت قریب به اتفاق مخالفین و منتقدین حکومت فی الواقع بطور یکسان و در نهایت انصاف و عدالت از آن بهره مند می باشند .

در هر حال نیاز مردم جهان به کمی تمدد اعصاب و تفریح گاهی خبرگزاری ها و شبکه های مختلف خبرسازی و خبر پراکنی را بر آن می دارد که فرد یا گروهی را مورد توجه ویژه قرار دهند ، در همین راستا قبلاً نیز متنی ارائه کرده بودم با تیتر " خط مشی رجال سیاسی ایران امروز برای رسیدن به شهرت جهانی " که لینک آن در پایین متن آورده شده است ، احتمالاً خواندن آن برایتان خالی از لطف نیست .

                                             سربلند باشید

                                           مهرداد امیررحیمی

                                           تهران – مهرماه ٨٩

                                 mehrdadamirrahimi@yahoo.com

 

لینک های مرتبط :

خط مشی رجال سیاسی ایران امروز برای رسیدن به شهرت جهانی

نامه سرگشاده خطاب به آقای محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری محترم 

ناکامی رسانه ملی در کپی برداری از برنامه های بی بی سی و صدای آمریکا نیروهای انتظامی و امنیتی بازهم مقتدرانه امنیت ضاربین را تضمین نمودند  

نامه سرگشاده به فرماندهان نیروهای مسلح ایران

انقلاب آنگاه پیروزخواهد شد که آمادگی آن را داشته باشیم

به اعتقاد من از اتفاقات بهمن سال ١٣٥٧ تنها می توان بعنوان نقطه عطفی در تاریخ  انقلاب ایران یاد کرد نه پیروزی آن چرا که منطقاً زمانی می توان از واژه پیروزی استفاده کرد که ملت به خواسته ها ، آرزوها و آرمانهای خود دست یافته باشد اما واقعیت آن است که در عمل بعد از گذشت بالغ بر سه دهه هنوزهم نتوانستیم به آرمانها و باورهای انقلابی که بنیان انقلاب ایران محسوب می شدند حتی نزدیک شویم و با نهایت تاسف اغراق نیست اگر بگویم حتی در برخی موارد فرسنگ ها از مسیر دور شده ایم .

ریشه اصلی اتفاقاتی که قرار بود به پیروزی انقلاب ایران منتهی شود باورهای انقلابیون پیش از انقلاب بود ، آرمانهایی همچون شکستن بت جاهلیت ، آزادی از چنگال دیکتاتوری ، حذف فردگرایی و یا گروه گرایی ، عدالت و برابری ، رفاه و امنیت اجتماعی ، احقاق حقوق از دست رفته مردم در راستای احیای قانونمند آزادی های فردی ، داشتن حکومتی مجلس محور، آزادی احزاب و گروه های سیاسی ، آزادی بیان در قالب آزادی مطبوعات ، کتاب و غیره ، رفع تبعیض های اجتماعی ، کم شدن فاصله طبقاتی و . . .

به استناد آنچه در بالا اشاره کردم انقلاب ایران در سال ٥٧ پیروز نشد بلکه وارد مرحله جدیدی شد تا خود را بهتر بشناسد ، ایرانیان به عبور از مرحله ای که من آن را مختصر " سال ٥٧ " می نامم نیاز داشتند تا خود ، سرزمینشان ، اهداف و باورهایشان و انقلابشان را بهتر بشناسند ، در اینکه اتفاقات سال ٥٧ و نتایج و حواشی آن از کشت و کشتار نظامیان گرفته تا نسل کشی اشراف و درباریان امری اجتناب ناپذیر بود یا نه قضاوت کمی مشکل است اما ظاهراً اینگونه بوده است ، چه کسی می توانست باور کند که قشری که مردم آنان را " روحانی " می نامیدند یک شبه چهره عوض کنند و تا زانو در خون فرو روند ، چه کسی می توانست باور کند همان کسانی که تا یک شب قبل دم از آزادی و عیوب حکومت خودکامه میزدند بنیان گذار حکومتی بمراتب خودکامه تر شوند ، چه کسی می توانست باور کند یکی از آیات خدا و حجج اسلام فتوای ارتداد برای دختران و پسران نوجوان صادر کند و زیرحکم اعدام را امضا کند و . . .

درهر حال در پاسخ به آنانکه می پرسند آیا ایرانی در فکر انقلابی دیگر است عرض می کنم ، انقلاب ایران هرگز پیروز نشده است که انقلاب دیگری در راه باشد ، آنچه شاهد بودیم و از آن بنام انقلاب ایران تعبیر می شود تنها هیجانی کاذب بود ، انقلاب هنوز هم آمادگی پیروزی ندارد چون ملت ایران آمادگی پیروزی آن را ندارد اما در حال زمینه سازی و آماده سازی هستیم ، ایمان دارم خیلی زود شاهد پیروزی واقعی و نتایجی شگفت انگیز خواهیم بود ، علیرغم تمامی سختی ها و مشقات و تحمل فجایع صورت گرفته سالهایی سرشار از تجارب عبرت آموز را پشت سر گذاشتیم و بایستی از این تجارب بنفع میهن استفاده شود  .

مهرداد امیررحیمی

تهران - مهر 1387

mehrdadamirrahimi@yahoo.com

.................................................................................

ضمناً متن دیگری با تیتر "مایکل جکسون و الویس پریسلی نیزمی توانستند ادعای ولایت امری کنند ؟! " در وبلاگ دیگری به آدرس www.mehrdadamirrahimi.blogfa.com  ارائه گردیده که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید .

جمعه 26 شهریور ماه سال 1389 ساعت 8:22 PM

آنچه سوزانده شد کبر و غرور و جاه طلبی شما بود نه قرآن

آنچه در آتش سوزانده شد جاه طلبی شما بود نه کلام الله

ماجرای به آتش کشیدن قرآن در سالروز واقعه تاسف بار یازده سپتامبر که ظاهراً به فتوای کشیشی گمنام اما در حقیقت مزدور مشتی جاه طلب صورت پذیرفت در کنار برخی اخبار دیگر همچون اهدای جایزه ویژه به کاریکاتوریستی که متهم به توهین به پیامبر اسلام است همینطور خبرهای حاشیه ای دیگر از مواردی مشابه به باور من بسیار حایز اهمیت و قابل تامل و بررسی است تا جاییکه برای چندمین بار در این مورد می نویسم چرا که قلباً معتقدم این نمایش پیش صحنه ای از وقایعی بزرگ است که عنقریب اتفاق خواهد افتاد و وظیفه همگان است که تا جاییکه در توان دارند مردم را آگاه کنند ، از آنجاییکه تنها وسیله ارتباطی موجود برای من و امثال من همین وبلاگ ها و سایت ها درفضای مجازی است لذا به ناچار به همین مختصر بسنده می کنم با این امید که به وظیفه خود عمل کرده باشم .

امروز نوجوانان و حتی در مواردی کودکان نیز از علل و ریشه های اصلی بسیاری از حوادث و اتفاقات سیاسی ، تاریخی که در زمان خود از اسرار و رموز سیاستمداران و سران حکومت ها به حساب می آمد آگاهند ، تقریباً اکثریت مردم می دانند که با تروری سازماندهی شده و شلیک تنها یک گلوله می توان جنگ جهانی به راه انداخت ، می توان با به بازی گرفتن اذهان عمومی و بمباران تبلیغاتی مسائلی پیش پا افتاده را به دلیلی برای صدور فتوای جهاد تبدیل نمود ، می توان جهالت فردی گمنام را مستمسکی برای لشکر کشی قرار داد ، می توان غرور ملی مذهبی ملتی همچون فلسطینیان را با مشتی واژه تحریک نمود و برای دهه های متمادی آنان را از پیشرفت باز داشت ، می توان ملت های مختلف را که قادرند در صلح و دوستی بسر ببرند بسادگی از هم دور کرد بگونه ای که بی دلیل دشمن خونی هم باشند و از هم احتراز کنند و می توان های فراوان دیگری که شما هموطن عزیز بهتر از من می دانید چرا که خود در طول زندگی تجربه کرده اید و یا خوانده اید و شنیده اید اما علیرغم همه شنیده ها و تجربیات هنوز هم من و شما بسادگی فریب می خوریم ، فریب می خوریم چون نقاط ضعف ما را شناخته اند و از این نقاط ضعف ما به نفع خود و تمایلاتشان بهره می گیرند .

بزرگنمایی اخباری از این دست منافع زیادی را برای سردمداران حکومت فعلی ایران بدنبال دارد از آنجمله گمراه کردن و دور کردن اذهان عمومی از وقایع و فجایع داخلی ، مظلوم نمایی ملی مذهبی ، بدست آوردن بهانه بمنظور ادامه قطع ارتباط با دول قوی و مترقی در سطح بین المللی ، جلب حمایت حکومت های مسلمان منطقه و ... هر چند اینگونه بازی های سیاسی بمنزله شمشیری دو لبه عمل می کند اما ظاهراً منافع حاصله برای سران جمهوری اسلامی ارزش ریسک این بازی را دارد .

نکته بسیار مهم دیگراین است که با فرض عدم دخالت سران نظام در این اتفاقات که فرض بسیار بعیدی است نبایستی فراموش کنیم آنچه در آتش سوزانده شد کبر و غرور و قدرت طلبی و جاه طلبی سران حکومت مذهبی ایران بود نه کلام الله ، در طول سالهای گذشته بکرات شاهد آن بودیم که هر گاه آقایان به بن بست خوردند قرآن ها را بر سر نیزه کردند و در پشت آن سنگر گرفتند تا از خشم مردم ایران و دیگر ملل مسلمان در امان بمانند اما مدتهاست که دیگر این حنا رنگی ندارد ، آنکه خود را ولی امر مسلمین جهان می نامد بایستی بداند پاسخ تکبر و غروری تا این حد بزرگ شعله های آتش است و بس ، سال گذشته عکس آیت الله خمینی در آتش سوزانده شد ، امسال قرآن و سال دیگر نمی دانم ... ؟! و باز هم نمی دانم به یدک کشیدن یک عنوان ارزش از دست رفتن تمامی اعتقادات و باورهای یک ملت را دارد یا نه ؟!

در گذشته بارها تجربه کردیم که سران حکومت فعلی ایران هر گاه بطور جدی احساس خطر کنند دشمنی های شخصی را کنار می گذارند و در یک جبهه به یکدیگر می پیوندند ، نمونه آن را شب گذشته در تلویزیون دیدیم ، سران قوای کشوری و لشکری در جلسه ای فوق العاده در کنار هم جمع بودند و به سخنان ولی امر خود با دقت گوش می دادند چرا که اینبار بطور جدی احساس خطر کرده اند ، شناخته شده ترین و سرشناس ترین چهره های سه دهه اخیر در جمع حضور داشتند از جمله آقایان جنتی ، خاتمی ، لاریجانی و ... حتی آقای هاشمی رفسنجانی که از ارکان اصلی حکومت محسوب می شوند ، اینبار چکیده سخنان آقای خامنه ای اصلاح امور کشور و شروع اصلاحات از خود بود این جملات که در ظاهر با خضوع و خشوع فراوان بزبان آورده شد برای من بسیار تعجب آور بود چرا که بوضوح می دیدم هنوز هم پس از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب در بین تمامی سردمداران جمهوری اسلامی کمتر از تعداد انگشتان یک دست غیر معمم یافت می شود تا جاییکه شب گذشته اگر یک فرد غیر ایرانی به تلویزیون نگاه می کرد بی شک برایش این تصور شکل می گرفت که به تماشای تصاویر مربوط به جلسات مذهبی مسلمانان نشسته است و نه سران حکومت ایران ، ایکاش تنها یک درصد از آنچه بزبان می آورند در عمل نیز دیده میشد .

همواره در فرمایشات سخنرانان و تئوریسین های نظام اسلامی ایران همچون استاد رحیم پور ازغدی و مابقی اساتید شنیدیم که پیامبر اسلام اینگونه گفت و عمل کرد و امامان و امام زادگان آنگونه ، غافل از اینکه مردم با نوع عملکرد پیامبر اسلام و یا امامان مشکلی ندارند بلکه مشکل اصلی دقیقاً اینجاست که چرا عملکردخود را با این بزرگان مقایسه می کنید ، من در گذشته نیز بارها گفته ام و باز هم تکرار می کنم که حضرت استاد

" گیریم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل "

آیا منطقی است که هر چه بخواهید بکنید و بعد در نماز جمعه و یا در سخنرانی هایمان از کرامات و بلند نظری و آزاد اندیشی پیامبر اسلام بگوییم ، آیا منطقی و اصولی است که کشور را در خفقان سیاسی فرهنگی هنری اجتماعی و اقتصادی غرق کنیم و در پاسخ چرا از طرف مردم بگوییم پیامبر مرد بزرگی بود و یا امیرالمومنین فرمان داد اول به قاتلش آب و غذا بدهند ، سوال من از  استاد و دیگر تئوریسین های حکومتی این است که شما با مردم چگونه رفتار کردید و می کنید ، شما با جوانانی که در طول این سی سال با شما مخالفت کردند چگونه برخورد کردید ، همانگونه که از پیامبر خود نقل می کنید یا بگونه ای دیگر ؟! من از جناب استاد رحیم پور ازغدی درخواست می کنم از این پس حساب خود و سران نظام را با پیامبر و ائمه جدا کنند و در قالب انسانی معمولی در بیایند تا بتوانیم از ایشان و عملکردشان در قالب انسانی انتقاد کنیم و مواضع و عملکرد را انسانگونه آنالیز کنیم نه متصل به عالم الوهیت ، اگر چنین شود شاید بتوانیم به نتیجه برسیم ...

در نهایت هشدار می دهم که بازی های پشت پرده در نظام سیاسی جمهوری اسلامی وارد مرحله جدیدی شده است ، ترفند های قدیم دیگر برایشان کارآیی لازم را ندارد پس به شگردهای جدید متوسل می شوند از آنجمله بازی کردن با با اعتقادات یک و نیم میلیارد مسلمان در جهان ، اینبار گستره این بازی خطرناک بسیار وسیع است تا جاییکه اگر دامنگیر شود نه فقط ایران که تمام دنیا را در کام خود خواهد کشید ، اگر با آگاهی با آن برخورد کنیم شاید بتوان از عواقب آن کم و بیش در امان ماند ...

                                                        مهرداد امیررحیمی

                                                     تهران – شهریور ماه ١٣٨٩

                                            mehrdadamirrahimi@yahoo.com

  

 

جمعه 19 شهریور ماه سال 1389 ساعت 4:48 PM

غاصب غاصب است چه صهیونیسم باشد چه جمهوری اسلامی !

     غاصب غاصب است چه صهیونیسم باشد چه جمهوری اسلامی

برای آنکه متهم نشوم به عقب بودن از گردونه زمانه بایستی عرض کنم این مقاله را در رابطه با روز قدس نوشته ام اما اینکه چرا یک هفته دیر تر ارائه می کنم علت آن است که جمعه گذشته 12/06/89 فضای مجازی همچون فضای غیر مجازی ! پر بود از مقالات و نوشته های تب آلود لذا صبر کردم کمی از حرارت آتش کم شود .

و اما ...

سردمداران نظام مقدس جمهوری اسلامی رژیم صهیونیستی را رژیمی غاصب می دانند و می نامند ، چکیده حرف آنها این است که صهیونیست ها ملت فلسطین را فریب داده و در مقطعی از زمان با خرید زمین ها و نفوذ فرهنگی سیاسی موفق شده اند کشوری را پایه گذاری کنند که هویتی نداشته است و از این طریق برای خود هویت خریده اند ، مدعی هستند اسرائیل مشروعیت قانونی ندارد و بایستی حساب حکومت صهیونیستی را از قوم یهود جدا نمود ، می گویند اسرائیل با توسل به انواع تبلیغات ، پرداخت هزینه های گزاف ، بکار گیری زور ، راه اندازی گروه های فشار و ترور شخصیت های سیاسی و نظامی فلسطینی توانسته است خود را پابرجا نگاه دارد .

به اعتقاد من فارق از درست یا غلط بودن ادعاهای سران جمهوری اسلامی در مورد حکومت اسرائیل و سران صهیونیست آنچه مسلم است شباهت های بسیاری میان این ادعاها و عملکرد خود آقایان معممین در ایران بچشم میخورد که قابل تامل و بررسی است .

واقعیت آن است که سران مذهبی شیعه قرن ها از قدرت دور و در طول این مدت همواره مدعی و طلبکار حکومت بودند، بارها شانس خود را از طریق دخالت در سیاست کشور های عربی امتحان نمودند اما از آنجا که هیچیک از کشورها و ملل مسلمان پذیرای آنان نبود طبیعتاً آرزوی رسیدن به قدرت و ثبت یک حکومت جدید همواره در وجود آنان قلیان میکرد ، هر چند ریشه دخالتهای سیاسی این قشر در ایران بسیار عمیق است و همواره در طول تاریخ کشورمان نقش آفرینی کرده اند اما هیچگاه جرات اعمال قدرت علنی و رسمی نداشته اند و همیشه پشت پرده های سیاست نقش آفرین بوده اند ، با پیروزی انقلاب ایران و در اثر اطمینان و اعتمادی که مردم به اعضای این گروه داشتند فرصت را غنیمت دانسته و زمان را برای رسیدن به آرزوی دیرینه مناسب دیدند و حکومت ایران را غصب کردند این در حالی بود که همیشه ادعا می کردند بدنبال حکومت نیستند و در صورت موفقیت تنها وظیفه راهنمایی مردم را بعهده خواهند داشت ، زمان زیادی طول نکشید که دست ها رو شد و مردم به اشتباه خود پی بردند اما دیگر کار از کار گذشته بود و غاصبین مستقر شده بودند دقیقاً قصه ای مشابه قصه ملت فلسطین که زمانی متوجه اشتباه خود شدند که دیگر دیر شده بود ، حال زمان نسل کشی و از بین بردن مخالفین فرا رسیده بود ، ابتدا از فرماندهان ارتش و درباریان سابق آغاز کردند ولی پس از چندی در حالیکه هر روز بر قدرتشان افزوده می شد نویسندگان ، روشنفکران و متفکرین مخالف حکومت نیز به این لیست اضافه شدند و یک به یک و به اشکال مختلف و با ترفندها و راه کارهای متنوع شکار سران حکومتی شدند که خود با دستان خود قدرت و کشور را به آن واگذار کرده بودند .

در حقیقت با نگاهی گذرا به تاریخ چند دهه اخیر متوجه مشابهت های فراوانی میان تشکیل حکومت اسرائیل و حکومت جمهوری اسلامی خواهیم شد ، البته به باور من برخورد حکومت غاصب جمهوری اسلامی با مردم ایران بسیار غیر منصفانه تر و فاجعه آمیز تر از عملکرد حکومت صهیونیستی اسرائیل بوده است چرا که حکومت اسرائیل لااقل قسمتی از خاک اشغالی را حسب ظاهر هم که شده در اختیار ملت فلسطین قرار داده است تا آنگونه که می خواهند همسو با فرهنگ خود در آن زندگی کنند اما سران جمهوری اسلامی حتی همین مقدار را نیز از ملت ایران دریغ کردند و تایید این ادعا آوارگان ایرانی که بخاطر ندانم کاری های آقایان از میهن خود متواری شده و در اقصی نقاط دنیا سکنی گزیده اند ، زمانی اصطلاح " یهودی سرگردان " مصطلح بود حال به برکت حضور آقایان بایستی "ایرانی سرگردان " را جایگزین آن کنیم  .

من ( به لقب دهندگان ورق های تقویم ! ) پیشنهاد می کنم همانطور که روزی را به نیت آزادی قدس روز قدس نام نهاده اند روزی را نیز بنام "روز ایران" نام بگذارند ، اینگونه شاید آنان که فراموش کرده اند ایران عزیز و ایرانیان سالهای سال است در اسارت بسر می برند و تحت سلطه رژیمی غاصب هستند بیاد بیاورند و به خود بیایند ، من از همه مردم ایران می خواهم برای آزادی کشورشان دست به دعا بردارند ، من از مسیحیان می خواهم در کلیساها برای آزادی ایران عزیز دعا کنند و شمع روشن کنند ، من از زرتشتیان می خواهم برای خلاصی ملت ایران دعا کنند ، من از همه مردم جهان می خواهم برای ایران و رهایی ایرانی دست به دعا بردارند .

خطاب به آقای احمدی نژاد و در پاسخ فرمایشات ایشان در روز قدس عرض می کنم ...

ملت ایران هم همچون ملت فلسطین فریب خورده است ، ملت ایران هم در خانه خود زندانی است ، اگر غزه در محاصره صهیونیست هاست سالهاست تمامی خاک ایران در محاصره است ، اگر جوانان فلسطینی را به گلوله می بندند اگر نمی گذارند صدای ملت فلسطین به گوش جهان برسد ، صدای مردم ایران را در گلو خفه کرده اید و نمی گذارید صدایشان به گوش یکدیگر برسد چه رسد به گوش جهانیان ، اگر مردم غزه با کمبود غذا و دارو مواجهند جوانان ایرانی نیز با کمبود فضا و هوای آزادی مواجهند ، شاید بتوان بدون غذا و دارو چندی سپری کرد اما بدون آزادی نمی توان زنده بود .

در پایان باز هم خطاب به حضرات آقایان تکرار می کنم

غاصب غاصب است چه حکومت صهیونیستی باشد چه حکومت جمهوری اسلامی ، چه یهود باشد و چه شیعه ، اگر می پندارید خاک ایران را اشغال کرده اید و می توانید هر چه می خواهید بکنید با قاطعیت عرض می کنم زهی خیال باطل ، چرا که در گذشته هم بسیاری خاک ایران را اشغال کردند اما در نهایت با سرشکستگی بیرون رفتند و تاریخ تنها سرشکستگی آنها را بیاد دارد نه پیروزی آنها را  ...

                                                    مهرداد امیررحیمی

                                                  تهران – شهریور ١٣٨٩

                                         mehrdadamirrahimi@yahoo.com

                                                      09352498823

................................................................................

لینک های مرتبط :  

دامن زدن به اختلافات فلسطین و اسرائیل به نفع چه کسانی است  

نظام مقدس جمهوری اسلامی یا فراماسونری مذهبی  

بمناسبت جشن سی و یکمین سال دیکتاوری مذهبی در ایران

چهارشنبه 10 شهریور ماه سال 1389 ساعت 4:09 PM

امروز پیروی ازمراجع تقلید بزرگترین معصیت است

با استناد به نص صریح قرآن  

           امروزپیروی ازمراجع تقلید بزرگترین معصیت است

" اوصیکم عبادالله و نفسی به تقواالله "

مراجع تقلید و خود را توصیه می کنم به تقوای الهی

می گویند یکی ازنعمات الهی برای ما آدم ها "حافظه" است البته من معتقدم این موضوع همواره مصداق ندارد و این موهبت در بسیاری از موارد مایه دردسر و خجالت است به همین خاطر بسیاری از ما هر گاه بدانیم بازخوانی حافظه ما را با مشکل مواجه می کند درب این صندوق را می بندیم و از آن دوری می کنیم و نه تنها خود از آن دوری می جوییم که هر چیز یا هر کس که موجب یادآوری گذشته شود نیز ما را عصبانی می کند تا جاییکه در صدد محو یادآوری کننده بر می آییم و این همان اتفاقی است که برای بسیاری از منتقدین و مخالفین سردمداران نظام جمهوری اسلامی افتاد ، آنانکه گذشته آقایان را برای آنها باز کردند و به یادشان آوردند که آنچه می کنند دقیقاً نقطه مقابل چیزی است که ادعا می کردند جان خود را بر سر این امر گذاشتند، در همین راستا از آقایان آیات خدا و حجج اسلام درخواست می کنم به حافظه خود رجوع نموده و خاطرات گذشته را در ذهن تداعی نمایند ، از آنها سوال می کنم

آیا آنچه با مردم می کنید همانی است که آنها را به انجامش توصیه می کردید ؟!

قرن های متمادی از آیات خدا و حجج اسلام شنیدیم که پیروی ازهوای نفس معصیت است ، مراجع تقلیدی که مدعی هستند عملکردشان و نظراتشان بایستی مورد تقلید قرار گیرد ، آنانکه مدعی هستند یک قدم از دیگران به خدا نزدیک ترند ، آنانکه در نماز جمعه می گویند شما و خود را دعوت می کنم به تقوای الهی اما به شهادت تاریخ چند دهه اخیر خود خواهی و حرص قدرت موجب گردیده چشم بر همه چیز ببندند ، نه تنها بر از دست رفتن آبروی خود که بر به باد رفتن آبروی دینی که خود را حسب ظاهرحافظ آن می دانند، امروز با استناد به نص صریح قرآن تقلیداز آقایان به اصطلاح مراجع تقلیدبزرگترین معصیت است و مگر نه آنکه خداوند بدفعات و در جای جای قرآن می فرماید کم ترین و پست ترین افراد نزد من خودخواهان و خودپرستان هستند و مگر نه آنکه خودکامگی و خود محوری بالاترین درجه خودخواهی و خود پرستی است و مگر نه آنکه ارجح دانستن یک فرد یا یک گروه بر دیگر افراد و گروه ها و اقشار عین خودکامگی و دیکتاتوری است .

بالغ بر سه دهه از پیروزی انقلاب می گذرد اما هنوز هم تمامی مشاغل کلیدی و پست های اصلی و حساس کشور در اختیار آقایان معممین است ، متصدی اصلی ترین پست های قوای سه گانه کشور معممین هستند ، ریاست کلیدی ترین پست های وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی با معممین است ، معممی رهبر است و معممی بر صندلی ریاست قوه قضائیه تکیه زده است ، معممی رئیس تشخیص مصلحت نظام و معممی فرمانده کل قوای ارتش ، معممی سانسور چی وزارت ارشاد و معممی در راس مطبوعات ! معممی مسئول تعیین خوب و بد آثار هنری ! و معممی تعیین کننده فضای ورزش کشور ! و معممی …؟!

کنجکاوی لسان الغیب حافظ قرآن که می فرماید

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس  

                         توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

نکته ای است که امروز بیش از هر زمان ذهن همه را به خود مشغول نموده است .

کسی چه می داند شاید پاسخ این باشد که

     توبه گرگ مرگ است

آنچه امروز در ایران شاهد هستیم حرکت در مسیر دین خدا نیست ، این دیگر از اصل دین نیست ، هر چند من نه دین شناسم و نه اهل دین اما آنچه می گویم نه نیازی به دین شناس بودن دارد و نه نیازی به اهل دین بودن ...

مرجع تقلید نباید و نمی تواند خود را و هم لباس خود را بر آنکه ارجح است ارجح بداند ، نباید و نمی تواند در حوزه ای دخالت کند که از آن سررشته ای ندارد ، نباید و نمی تواند دروغ بگوید و حق را زیر پا بگذارد ، نباید و نمی تواند بر خلاف تعهدات خود عمل کند ، نباید و نمی تواند در راستای تمایلات نفسانی خود قدم بردارد ، نباید و نمی تواند به آنچه نیست وانمود کند و نباید و نمی تواندهای بسیار دیگری ، اگر در میان آقایان چنین فردی را یافتید که با یکی و تنها یکی از موارد بالا همخوانی داشته باشد بسیار سپاسگذار خواهم شد مرا هم در جریان بگذارید تا مادام العمر از او و عملکردش تقلید کنم .

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود    

                          ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

                                  مهرداد امیررحیمی

                              تهران – شهریور ماه ١٣٨٩

                      mehrdadamirrahimi@yahoo.com

                                     09352498823

جمعه 29 مرداد ماه سال 1389 ساعت 10:47 AM

زنده نگاه داشتن انقلاب خیانت به انقلاب است ...؟!

        زنده نگاه داشتن انقلاب خیانت به انقلاب است

در سه دهه اخیر بکرات از لزوم " زنده نگاه داشتن و صدور انقلاب " به خارج از مرزهای کشور شنیده ایم و خوانده ایم غافل از آنکه ذات انقلاب با ادامه حیاتش در تناقض است .

انقلاب در اثر منقلب شدن قلوب آحاد یک جامعه ، تحت شرایطی خاص و به دلایلی عینی و قابل بررسی و تجزیه و تحلیل اتفاق می افتد و تفاوت آن با دیگر تحرکات سیاسی در همان فاکتور اول است یعنی منقلب شدن قلوب آحاد جامعه ، انقلاب در مقطعی خاص شکل می گیرد و خود از درون خود را میخورد و تنها خاطره عظمت آن است که باقی می ماند ، آنانکه در پی زنده نگاه داشتن انقلاب هستند تنها در پی تثبیت خودکامگی و قدرت طلبی خود هستند نه انقلاب ، آنانکه سنگ انقلاب و مردم انقلابی را به سینه می زنند سنگ از دست دادن قدرت و ثروت باد آورده را به سینه میزنند وگرنه انقلابیون واقعی همگی طعمه انقلاب می شوند و آنچه از آنان باقی می ماند صرفاً خاطره مجاهدت ها و ایثارشان است که بعضا ً همین اندازه هم ازآنها دریغ می گردد.

"میهمان گر چه عزیز است ولی همچو نفس خفه می سازد چو آید و بیرون نرود "

این وصف الحال انقلاب است ، انقلاب عزیز است اما در سینه حبس کردنش با عث گندیدن آن می شود ، خاطره انقلاب و انقلابیون در سینه و در روح مردم جاری است ولی همان زمانی که به پیروزی رسید باید قربانی شود در غیر اینصورت قربانی خواهد گرفت ، ایرانی می خواهد نتیجه انقلابش را ببیند نه چهره زشت خودخواهانی که می پندارند وارث انقلابند و به برکت آن به نان و نوایی رسیده اند ، حکایت آنان حکایت مفلسانی است که طلبکار گنج قارونند ...

انقلاب اوج عظمت و نشانه قدرت یک ملت است اما هیولایی کریه و سیری ناپذیر در دل این عظمت خفته است ، این هیولا حرص قدرت ، حفظ قدرت و ثروت باد آورده به هر قیمت ممکن و در یک کلام حکومت دیکتاتوری وارثان انقلاب است ، چیزی که با نهایت تاسف تمامی انقلاب ها تجربه کردند و ظاهراً اجتناب ناپذیر است البته قرار بود انقلاب ایران استثنا باشد اما اینگونه نشد شاید به این خاطر که حرص و طمع ، مذهب و مسلک ، ملیت و قومیت یعنی ایرانی و روس و فرانسوی نمی شناسد .

ذات انقلاب عدم تعادل وعدم ثبات است ، انقلاب تنها پلی است برای عبور از یک مرحله و رسیدن به ثبات و تعادل ، اگر در این مرحله باقی بمانیم یعنی رکود و آب راکد متعفن می شود ، بی شک درعدم ثبات و عدم تعادل است که ثروت های افسانه ای شکل می گیرد و قدرت بی حد و مرز فرد یا قشری خاص ممکن است پس آنانکه ترقی خود را مدیون شوریدگی فطری انقلاب می دانند هیچگاه راضی به مرگ آن نیستند .

امروز حکایت انقلابیون و دلسوزان انقلاب ایران حکایت کسانی است که در کنار بستر عزیز بیمار در حال زجر کشیدن و درد کشیدن خود نشسته اند وبزرگترین آرزویشان مرگ آن عزیز است  ؟!

اما داستان آقایان معممین وصف الحال جستجو گران مال مرده است همان داستان سمسارها و عتیقه باز ها و دلالان ملک که می نشینند در کمین مال مرده ای که وارثش از همه چیز بی اطلاع و از ارزش ارثیه بی خبر است ، این فرقه می گویند هیچ مالی خوشمزه تر از مال مرده نیست !

در انقلاب فرانسه آنانکه جوانان را به جرم آزادیخواهی به زیر گیوتین فرستادند خیلی زود گردن خود را به تیغه تیز گیوتین تقدیم کردند ، هر چه بیشتر به آتش دامن زدند بیشتر دامنگیر خودشان شد ، در روسیه نیز مشابه آن را شاهد بودند ، تیغه گیوتین نفرت و خشم مردم ایران هم اگر تیزتر نباشد به همان اندازه برنده است و در انتظار فرصتی مناسب برای پاسخگویی به خیانت خائنین .

امروز یا فردا ، چه آقایان بخواهند و چه نخواهند ، ملت ایران راه خود را پیدا خواهد کرد ، قلباً معتقدم زمان آن نزدیک است ، زمان عبور از مرحله ای که کمی بیش از حد انتظار بطول انجامیده است اما مگر نه اینکه گاهی اوقات سالها و دهه ها  در کتاب تاریخ تنها یک خط را به خود اختصاص می دهد .

 

این یک خط از آن آقایان باشد مابقی صفحات از آن ملت ایران است . . .

            مهرداد امیررحیمی

         تهران  -  مرداد ماه ١٣٨٩                                                       

mehrdadamirrahimi@yahoo.com     

              09352498823                                  

 

<< 1 2 3 4 5 6 7 8 >>